خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » آوار این تنهایی مرا کشت

آوار این تنهایی مرا کشت

در آوار این تنهایی مرا کشت متن های عاشقانه تنهایی را قرار داده ایم که همراه با تصاویر  بوده و دلتنگی و تنهایی روزهای بی کسی رو به …

آوار این تنهایی مرا کشت

عکس و تصویر خوابِ داشتنَت را میدیدم کاش ادامه داشت کاش امروز هم آلودگی بیداد میکرد کاش تعطیل ...

خوابِ داشتنَت را میدیدم
کاش ادامه داشت
کاش امروز هم آلودگی بیداد میکرد
کاش تعطیل بود
میبینی؟
با خیالِ راحت نمیشود حتی خوابت را دید

عکس و تصویر برگردیم به زمان های قدیم به ما تکنولوژی نیامده جانم... برایت نامه مینوسم! از مبدأ ...

برگردیم به زمان های قدیم
به ما تکنولوژی نیامده جانم…
برایت نامه مینوسم!
از مبدأ معلوم،
به مقصدِ نا معلوم…
عزیزِ جانم؛
سلام
کلام را کوتاه میکنم!
ملالی نیست جز دلتنگی های هر شب و
مرورِ تمامِ خاطراتی که ای کاش از ذهنَت پاک نشده باشد!
همین!
دلتنگِ “تو”،
“من”

عکس و تصویر گاهی #کودک باش جدی بودن را فراموش کن کودکان آرامش بیشتری دارند.. بزرگ تر که ...

گاهی کودک باش
جدی بودن را فراموش کن
کودکان آرامش
بیشتری دارند..
بزرگ تر که میشوی زیباتر
سخن میگویی
ولی احساس وطراوتت
را از دست می دهی
کودک بودن کوچک
بودن نیست، لذت بردن‌ است

عکس و تصویر گاه ما نیازی به کلمات نداریم، برعکس، این کلمات هستند که به ما نیاز دارند. ...

گاه ما نیازی به کلمات نداریم، برعکس، این کلمات هستند که به ما نیاز دارند. اگر ما این جا نباشیم، کلمات کارکردشان را به کلی از دست می دهند. آن ها به سرنوشت کلماتی دچار می شوند که هیچ وقت به زبان نیامدند، و کلماتی که به زبان نمی آیند، دیگر کلمه نیستند.

آوار این تنهایی مرا کشت

آوار این تنهایی مرا کشت

. «تمام کردن» درجایی که فکرش را نمیکنی، در وقتی که فکرش را نمیکنی اتفاق میافتد !
نه پس از یک دعوای سخت یا قهر طولانی
نه در اتاق مشاور خانواده یا روانکاو
نه در زمانی که از نفرت سرشاری یا از خشم به خود میپیچی!
تمام کردن شاید هنگام نوشیدن یک لیوان چای به سراغت بیاید
پشت میز کار شلوغِ انباشته از اوراق اداری
.
بی مقدمه و بیهوا
.
مثل سردردی که مدتها بی وقفه ادامه داشته و اکنون ناگهان درمیابی دیگر وجود ندارد
و شگفت زده میشوی حتی از نبودنش؛ دیگر نبودنش
و ناگهان میبینی همانطور که درد دیگر نیست، «او» هم دیگر نیست و «نبودن»اش هم دیگر نیست
و جا میخوری از «نبودنِ» نبودن اش
و حتی میآید که دردت بگیرد از این همه خلاء، اما نمیگیرد!
تنها دلپیچه ای احساس میکنی؛ مثل وقتی که از چرخ و فلک پایین میآیی و هنوز گیجی از تمام شدن همه چیز!!
«دیگر تمام شد؟!» از خودت میپرسی
دور و برت را نگاه میکنی و پی کسی میگردی که بگوید «نه، مگر میشود؟ هنوز ادامه دارد!»
در حالی که چنین کسی وجود ندارد و ادامه ای هم !
و همه چیز تمام شده است… گاهی میتوانید چشم بچرخانید
در اداره، در مترو، در اتوبوس، در خیابان …
و آدمها را نگاه کنید.،
بعضیهایشان همانطور که دارند چای مینوشند
یا خط زرد لبه ی سکو را لگد میکنند
یا به دستگیره ی آویزان از میله ی اتوبوس خیره مانده اند
یا با غریزه راهشان را از لابهلای ازدحام آدمها باز میکنند و به پیش میروند، دارند «تمام» میکنند
آرام، ساکت، بیصدا
یک رابطه را، یک عشق را، یک زندگی را!! شاید برای همیشه…
.

آوار این تنهایی مرا کشت

آوار این تنهایی مرا کشت

‎روزی که فکر کردی یکی رو از ته دل دوست داری ولش نکن .. ممکنه دوباره تکرار نشه .. آدم وقتی تو سن‌ و سال توئه فکر می‌کنه همیشه براش پیش می‌یاد .. باید ده پونزده‌ سال بگذره که بفهمی همون یه بار بوده .. که حالِت با چیز دیگه‌ای خوب نمی‌شه .. “عشق یعنی حالِت خـوب باشه…” ‎ .

آوار این تنهایی مرا کشت

آوار این تنهایی مرا کشت

بی آنکه بدونیم
خیلی از ماها شبیه همیم
باور کن!
خیلی هامون
یکی رو
بیشتر از خودمون دوست داریم!

آوار این تنهایی مرا کشت

آوار این تنهایی مرا کشت

مثلِ آن مردابِ غمگینی
که نیلوفر نداشت….!!
حالِ من بد بود اما
هیچ کس باور نداشت…!
خوب می دانم؛
که تنهایی مرا دِق می دهد…!
عشق هم در چنته اش
چیزی از این بهتر نداشت.

 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است