خانه » داستان های عاشقانه » داستان عاشقانه جدید » داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای

داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای

داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای برای مشاهده به ادامه مطلب بروید.

 داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای

زیباترین داستان های عاشقانه از سایت عاشقانه لاو98

جوانی بود که عاشق دختری بود.

دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود.

جوان همیشه خواب دختر را می‌دید که باقی عمرش را با او سپری می‌کند.

دوستان جوان به او می‌گفتند: «چرا اینقدر خواب او را می بینی وقتی نمی‌دانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو را دوست دارد یا نه.»

 داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای
جوان فکر می‌کرد دختر او را دوست دارد.

دختر از اول می‌دانست که جوان عاشق اوست. یک روز که جوان به او پیشنهاد ازدواج داد، او رد کرد.

دوستانش فکر کردند که او به هم خواهد ریخت و به مواد اعتیادآور روی خواهد آورد و زندگیش تباه خواهد شد.

اما با تعجب دیدند که او اصلاً افسرده و غمگین نیست.

وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ من کسی را از دست دادم که هرگز عاشق من نبود و او کسی را از دست داده است که واقعاً عاشق او بود.»

 داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای
به دست آوردن عشق واقعی سخت است.

عشق یعنی خود را فدای دیگری کردن بدون هیچگونه چشم‌داشتی، و اگر فردی این را رد می‌کند، اوست که مهم‌ترین چیز در زندگی را از دست داده است.

پس هرگز احساس افسردگی و دل‌شکستگی نداشته باشید.

 داستان زیبا و عاشقانه عشق لحظه ای

و  در پایان یک بیت شعر عاشقانه زیبا تقدیم شما:

هشدار که دیوان حسابست در اینجا
با ماش خطابست و عتابست در اینجا

تا آتش خشمش چکند بامن و با تو
دلهای عزیزان همه آبست در اینجا

آن یار که با درد کشانش نظری هست
با صوفی صافیش عتابست در اینجا

بر شعله? دل زن شرری زآتش قهرش
آنجا اگر آتش بود آبست در اینجا

دشنامی از آن لب کندم تازه و خوشبو
زآن گل سخن تلخ گلابست در اینجا

هر چیز چنان کو بود آنجا بنماید
آنجاست حمیم آنچه شرابست در اینجا

رو دیده بدست آر که در دیده? خونین
آنجاست خطا آنچه صوابست در اینجا

این بزم نه بزمیست که باشدمی و مطرب
می خون دل احباب کبابست در اینجا

آنجا مگرم جام شرابی بکف آید
در چشم من این باده سرابست در اینجا

با دوست در آید مگر آنجا زدر لطف
با دشمن و با دوست عتابست در اینجا

آید زسرافیل چو یک نفخه بکوشش
بیدار شود هر که بخوابست در اینجا

هر توشه سزاوار ره خلد نباشد
نیکو بنگر فیض چه بابست در اینجا

فردا مگر آنجا کندش لطف تو معمور
آندل که زقهر تو خرابست در اینجا

معادله راحل کنید *

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است