خانه » داستان های عاشقانه » داستان عاشقانه جدید » داستان کارمند زیبا و تازه وارد

داستان کارمند زیبا و تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:”یک فنجان قهوه برای من بیاورید…در ادامه مطلب بخوانید.

داستان کارمند زیبا و تازه وارد

جدیدترین داستان های کوتاه آموزنده از سایت عاشقانه لاو98

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:”یک فنجان قهوه برای من بیاورید.” صدایی از آن طرف پاسخ داد:”شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می ‌زنی؟” کارمند تازه وارد گفت: «”نه” صدای آن طرف گفت: “من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق. ” مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: “و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره؟” مدیر اجرایی گفت: «”نه” کارمند تازه وارد گفت:”خوبه” و سریع گوشی را گذاشت!!!

داستان کارمند زیبا و تازه وارد

حق با شماست داستان کوتاهی بود

برای جبران  در ادامه داستان کوتاه دیگری رو تقدیم شما عزیزان می کنیم در ادامه مطالعه بفرمایید:

داستان امتحان شفاهی فیزیک

استاد سخت‌گیر فیزیک، اولین دانشجو را برای پرسش فرا می‌خواند و پرسش خود را مطرح می‌کند: شما در قطاری نشسته‌اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند و ناگهان شما گرما زده می‌شوید، حالا چکار می‌کنید؟

 

دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب میدهد: من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد.

اکنون پروفسور می‌تواند سئوال اصلی را بدین‌ترتیب مطرح کند: حال که شما پنجره‌ی کوپه را باز کرده‌اید، در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل می‌شود. لازم است محاسبات زیر را انجام دهید:
·         محاسبه‌ی مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار
·         تغییر اصطکاک بین چرخ‌ها و ریل
·         آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم می‌شود و اگر آری، به چه اندازه؟

حسب المعمول دهان دانشجو باز می‌ماند و از این که قادر به حل این مسئله نیست، سرافکنده جلسه امتحان را ترک می‌کند.

همین بلا سر بیست دانشجوی بعدی هم می‌آید که همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود می‌شوند.

پروفسور آخرین دانشجو را برای امتحان فرا می‌خواند و طبق معمول همان پرسش را می‌پرسد: شما در قطاری نشسته‌اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند و ناگهان شما گرمازده می‌شوید، حالا چکار می‌کنید؟

این دانشجوی خبره می‌گوید: من کتم را در می‌آورم.

پروفسور اضافه می‌کند: هوا بیش از اینها گرم است.

دانشجو: خوب ژاکتم را هم در می‌آورم.

پروفسور: هوای کوپه مثل حمام سونا داغ است.

دانشجو: اصلا ًلخت مادرزاد می‌شم.

پروفسور گوشزد می‌کند: دو آفریقائی نکره و نانجیب در کوپه هستند و منتظرند تا شما لخت بشوید.
دانشجو به آرامی می‌گوید: می‌دانید پروفسور، این دهمین بار است که من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت می‌کنم واگر قطار مملو از آفریقائی‌های شهوتران باشد، من آن پنجره‌ی لامصب را باز نمی‌کنم

داستان کارمند زیبا و تازه وارد

داستان کارمند زیبا و تازه وارد

دانلود رمان ماه مه آلود هر سه جلد کامل
رمان ماه مه آلود
 
رمان ماه مه آلود به قلم پرستو . س با بیش از یک میلیون دانلود و نصب یکی از پر مخاطب ترین رمان های فارسی زبانان بوده است که هر سه جلد این رمان در این سایت قابل دانلود و مطالعه می باشد. جلد اول به صورت رایگان دانلود کنید در صورت تمایل دو جلد دیگر را نیز مطالعه فرمایید.توضیحات بیشتر

+ 25 = 35

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.