خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان تاریکی سرگردان

دانلود رمان تاریکی سرگردان

در  دانلود رمان تاریکی سرگردان عاشقانه و ترسناکی را برای شما عزیزان قرار داده ایم که در مورد دختری به نام هانا است که یک خواهر به اسم سوزان دارد او پدر و مادرش را از دست می دهد و به یک محله ی فقیر نشین می رودو با مایکل(پسر شریک پدرش) ازدواج می کند …

دانلود رمان تاریکی سرگردان

نام رمان: تاریکی سرگردان

نویسنده: یه دخی آروم

ژانر: عاشقانه ,ترسناک

تعداد صفحه: 78

توجه: کلیه قسمت غیر اخلاقی رمان حذف می گردد.

خلاصه رمان:​

دانلود رمان تاریکی سرگردان

دانلود رمان تاریکی سرگردان

درباره ی دختری به نام هانا است که یک خواهر به اسم سوزان دارد او پدر و مادرش را از دست می دهد و به یک محله ی فقیر نشین می رودو با مایکل(پسر شریک پدرش) ازدواج می کند و وارد خانه ای می شود و جن زده می شود. ​

مایکل پسری است که از 10 سالگی عاشق هانا است  ولی در 18 سالگی متوجه می شود که او یک فرزند قانونی نبوده است  و این باعث می شود .مسیر زندگی اش تغییر کند اما بعد از ازدواج با هانا در تلاش است که همسر خود را از حسار ان جن ازاد کند که با اتفاقاتی روبه رو می شود.

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

هانا:سوزان بیا اینجا
سوزان:ابجی وللش بیا بریم
هانا:نه بیا ببین عجب خونه ایه
سوزان:بیا بریم توروخدا
نمی تنستم از این خونه بگذرم… دیگه حرف های سوزان رو نمی شنیدم دروازه رو با صدای بدی باز کردم و وارد حیاط خونه شدم… واقعا خونه ی عجیبی بود… از دو طرف به باغی ختم می شد که فضای فوق العاده عجیبی داشت و وسط یک سنگ فرش بزرگ بود مثل راه رو… اروم اروم قدم برمی داشتم و صدای تق تق پاشنه ی کفشم تو ی حیاط خونه می پیچید…. جلوی خونه 4 تا پله می خورد اولین قدم رو روی پله ی اول گذاشتم و اومدم قدم بعدی رو بردارم که متوجه شدم پام رو نمی تونم بلند کنم… به پاهام نگاهی انداختم . از صحنه ای که می دیدم نفسهام به شماره افتاده بود… گیاهی از داخل سنگ فرش بیرون اومده بود و داشت مثل مار دور پام می پیچید و پام رو فشار می داد… از ترس جیغی کشیدم که باعث شد سوزان و یه مرده وارد خونه بشن…. گیاه خشک شد و افتاد پایین و محو شد… وقتی سوزان و اون مرده بهم رسیدن از شدت ترس نمی تونستم حرفی بزنم.سوزان لب می زد و چیزی می گفت ولی من هیچی نمی شنیدم سر اخر یک کشیده خوابوند زیر گوشم که داد زدم:

دانلود رمان تاریکی سرگردان
-چته دیوونه؟
-دیوونه خودتی خوبی؟
-خوبم بابا خجالت نکشیدی خوابوندی زیر گوشم؟
-مجبور بودم
اون مرده گفت:
-خانوم شما به چه حقی وارد این عمارت شدید؟
-محض ارا
-بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سوزان پیش دستی کرد و گفت:
-ما اشتباه کردیم محض کنجکاوی بود ما واقعا متاسفیم
-به هر حال دیگه تکرار نشه
بعد مرده رفت. چشم غره ای به سوزان رفتم و به مسخره گفتم:
-ما متاسفیم
– دهه. ببینم خوبی؟
-اره فقط مچ پام درد می گیره
-چی شد؟
-پیچ پیچی شد

دانلود رمان تاریکی سرگردان

-مسخره پاشو بریم پیش دکتر
به سختی پا شدم و راهی دکتر شدیم وارد مطب شدیم و بعد از قرنی دکتر اجازه ی ورود داد… به به اینکه جیسون خودمونه… سلامی کردیم و نشستیم… جیسون عینکو زد به چشمش و گفت:
-خب هانا چی شده؟
-مگه حتما بخاطر من میایم دکتر؟
-از لنگ زدنت معلومه اتفاقی برای پات افتاده خب اگه مشکلی نداری پس برم سر وقت سوزان…. چیزی شده سوزان؟
سوزان ریز ریز خندید و گفت:
-برگرد سر خونه ی اولت مشکل رو ایشون داره
چپ چپی نثار سوزان کردم وگفت:
-مچ پام درد می کنه
-پاچه ی شلوارتو بزن بالا ببینم

دانلود رمان تاریکی سرگردان

شلوارمو زدم بالا و جیسون اومد جلوم زانو زد با دیدن پاهام چشماش گرد شد و گفت:
-پاهات کبوده. ببینم حس دارن پاهات؟
-اره ولی درد می کنن؟
-چه اتفاقی افتاده
-یه گیاه دور پام پیچیده شد مثل مار
سوزان گفت:
-کجا؟
-تو همون خونه
با تعجب گفت:
-خل شدی من که گیاهی دور پات ندیدم
-راست می گم
جیسون گفت:
-به نظر منم برای گیاه نیست انگار یکی پات رو فشار داده نگاه کن جای انگشت هم هست. مث جای انگشت یه مرده
پام رو نگاه کردم.در کمال تعجب جای انگشت ها رو دیدم. چشمام گرد شده بود. وقتی سرم رو بالا اوردم دیدم جیسون و سوزان با حالت بدی نگاهم می کنن. با تته پته گفتم:
-به خدا اونجور که فکر می کنین نیست
جیسون پوفی کرد و گفت:
-به هر حال واسه ت پماد می نویسم از داروخونه بگیر. زیاد هم به پاهات فشار نیار

دانلود رمان تاریکی سرگردان

نسخه رو از دست جیسون گرفتیم و راهی خونه شدیم… دینگ دینگ دینگ می رسیم به محله ی این جانب محله ی *ن*ی*ا*ز ها… حالا چرا اسمش اینه؟ الان متوجه می شید. سوزان بهم گفت:
-به به اونجا رو ببین کی اینجاست بله همون طور که انتظار می رفت شاه قلبم… اخ اخ اشتباه شد شاخ اینجا مایکل

دانلود رمان تاریکی سرگردان

دانلود رمان تاریکی سرگردان

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه تاریکی سرگردان,رمان عاشقانه تاریکی سرگردان, رمان تاریکی سرگردان رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه صحنه دار تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه ایرانی تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه کوتاه تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه ۹۸ia تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه خارجی تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه پلیسی تاریکی سرگردان, رمان عاشقانه دانلود تاریکی سرگردان, تاریکی سرگردان,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان تاریکی سرگردان,دانلود رمان تاریکی سرگردان برای موبایل,عکس شخصیت های رمان تاریکی سرگردان,دانلود رمان تاریکی سرگردان apk,دانلود رمان تاریکی سرگردان نگاه دانلود,رمان تاریکی سرگردان قسمت اول,دانلود رمان تاریکی سرگردان نسخه apk,دانلود رمان تاریکی سرگردان apk,رمان تاریکی سرگردان قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های نوشته دخی آروم

 

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است