دانلود رمان تصادف عشق

دانلود رمان تصادف عشق

در دانلود رمان تصادف عشق رمان عاشقانه جدیدی برای شما قرار دادیم که در مورد بعضیا میگن عشق در یه نگاه وجود نداره…من میگم داره ولی عشق نیس یه جور تلنگره چه بسا که دیگه دوست فامیلیت هم باشه داستان درباره ی دو تا اکیپه bad boys و devil girls هر نفر یه داستان داره تا رسیدن به عشقش ولی دختر قصه ی ما عشقش تصادفی هس که این زندگی رمانی رو میسازه به اسم تصادف عشق …

دانلود رمان تصادف عشق

نام رمان: تصادف عشق

نویسنده: رویا نیک پور

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:305 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد بعضیا میگن عشق در یه نگاه وجود نداره…من میگم داره ولی عشق نیس یه جور تلنگره چه بسا که دیگه دوست فامیلیت هم باشه داستان درباره ی دو تا اکیپه bad boys و devil girls هر نفر یه داستان داره تا رسیدن به عشقش ولی دختر قصه ی ما عشقش تصادفی هس که این زندگی رمانی رو میسازه به اسم تصادف عشق …

دانلود رمان تصادف عشق

دانلود رمان تصادف عشق

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

بیشعور مگھ گوزه کھ در کنی ببخشید خواھشا

من یھ ذره مشکل دارم اینھ کھ دیگھ با خودم میحرفم) بریم واسھ مقدمھ ی

دومی در ضمن از دوستانی کھ بھ این مقدمھ رای دادن ممنونم

مقدمھ ی دوم(کھ کمتر از اولی بھ رمان مربوطھ )

خدا کند یک اتفاق خوب بیوفتد؛ وسط زندگیمان…

آری ھمینجا…وسط بی حوصلگی ھای روزانھ مان…

دانلود رمان تصادف عشق

نگرانی ھای شبانھ مان…

وسط زخم ھای دلمان…

آنجا کھ زندگی را ھیچوقت نکردیم…

یک اتفاق خوب بیوفتد…

آنقدر خوب…

کھ خاطرات سال ھا جنگیدن و خواستن و نرسیدن از یادمان برود…

آنگونھ کھ یک اتفاق خوب ھمین الان،ھمین ساعت،ھمین حالا از پشت کوه

ھای صبرمان طلوع کند…

طلوعی کھ غروبش…

غروب ھمھ ی غصھ ھایمان باشد…

برای ھمیشھ…

خب حالا بریم برای نوشتن رمان

ااااه چقدر لفتش میده بدو دیگھ ای خدا

با پام روی زمین ضرب گرفتم

نھ انگار نمیخواد تمومش کنھ ده ثانیھ بھش فرصت میدم کارشو کرد کرد

نکرد دیگھ ھر چی دید از چشم خودش دید

ده…..نھ…..ھشت…..ھفت…..شش…..پنج…..چھار…..سھ…..دو….یک

دانلود رمان تصادف عشق

منفجر شدم درستھ احترام بھ بزرگ تر واجبھ ولی نھ این کھ یک ساعتھ ما

رو معطل گذاشتھ البتھ فقط منم نھ. کلللللل ملت رو معطل گذاشتھ

من-د بدو اخھ پیری تو کھ بلد نیستی با خود پرداز کار کنی خب نیا اگھ میای

حداقل بده یھ نفر برات بکنھ کھ زود تر کارت راست و ریست شھ

ملت ھم بھ طرفداری از من بھ پیرمرده میگفتن ولی اون انگار کر بود

نمیشنید سمعکشو نزده بود فک کنم

اصن ھمھمھ ای شده بوداااا

سالھ بیرون اومد _ کھ یھو یھ مرد حدودا

مرد -چھ خبره اینجا اینجا رو گذاشتین رو سرتون چی شده

یھو چشش بھ من خورد و گفت

مرد -آنیا!

من-بلھ؟

اشکانی-باید حدس میزدم بیا تو آقا شما ھم لطفا زود تر کارتونو تموم کنین

رفتم تو

اشکانی-چھ خبر

من-سلامتی

اشکانی-بابا مامان چطورن

من-اونا ھم خوبن سلام دارن خدمتتون

اشکانی-سلامت باشن امروز نوبت کیھ

دانلود رمان تصادف عشق

من-متاسفانھ من

اشکانی-خب پس باید زود تر کارتو راه بندازم تا بری و خونتو مرتب کنی

حالا نمیشھ نگیرین بیاین خونھ ما دوس دارم با پسرم آشنات کنم

من-مگھ از خارج اومد

اشکانی-آره

من-اسمش چی بووووووود سویا مویا زویا…

اشکانی-نھ اسمش پویاس

من-ھان آره پویا میگم توش ویا داره ھا یادم نمیومد خب اومده چی کار کنھ

اشکانی-وطنشھ اومده موندگار شھ

من-پس شرکتش چی

اشکانی-سپرد بھ دوستش

من-ھااااان حالا میشھ کار منو راه بندازید بھ خدا کار و بار زیاد ریختھ سرم

باید برم خونمو مرتب کنم و خلاصھ کلی کار دارم

اشکانی-از اکیپتون کیا دعوتن

من-بیتا و مانیا و ملودی و نارلا وپانتھ آ و ویدا و الھھ

اشکانی-چن نفرین

من-با من میشیم ھشت

اشکانی-بلھ

من-آره ینی اکیپیماااااا از اون اکیپا

دانلود رمان تصادف عشق

اشکانی-اکیپ بد؟؟؟

من-نھ خیر اکیپ باحال

اعصابمو خورد کرد با سوالاش این اشکانی آدم خوبیھ ھا فقط بعضی وقتا یھ

ذره زیادی رو مخھ مخصوصا حالا کھ من اعصاب معصاب ندارم

آقای پدرام اشکانی دوست بابامھ خیلی صمیمین یھ زن خوشکل داره بھ اسم

پری با پسرش کھ از خارج اومده اسمش پویا و برادر پویا بھ اسم پوریا کلا

ھستن p خانواده ی

اشکانی-خب چقدر پول میخوای

من-صد تومن

اشکانی-کارتتو بده

کارتمو بھش دادم

اشکانی-بفرما اینم صد تومن و کارتت

من-مرسی من برم دیگھ

اشکانی-بودی حالا

من-نھ مرسی باید برم بای

اشکانی-از دست شما جوونا با اون مھمونیای شبونتون برو در پناه خدا

گاز دادم بھ سمت جنسیس قرمز خوشکلم

زود یکی از سی دی

اشکین      رو گذاشتم و صداشو تا آخر بلند کردم خدارو شکر تو مسیرم

پلیس نبوووود

شروع کرد بھ خوندن منم ھمراش میخوندم

میخوام برسونمت

سونمت سونمت

لاو بترکونمت

ماچ آبدار کنمتو ھیچی نگیو بشینی ساکت

ھمینطور کھ باھاش میخوندم موبایلم رو در آوردم و شماره ی مامانمو گرفتم

مامان-الو

من-سلام مامان

مامان-تو دوباره سوار ماشین شدی صدای اون ضبط کوفتی رو بابا

ببری؟؟؟؟؟؟!!!!!

من-گیر نده تو رو خدا امروز باید با بچھ ھا بریم خونھ من

مامان-باز مھمونی شبونھ؟

من-آره

مامان-خیلی خب میری خونھ خودت یا تو اتاقت

دانلود رمان تصادف عشق

من-خونھ خودم زنگ زدم اطلاع داشتھ باشی

مامان-آھان باشھ خداحافظ

من-بای

و شروع کردم ادامھ آھنگ رو خوندن

میخوام میخوام بگیرمت

نگی بھ من نمیدنت

نگی نمیشم زنت

ھمینطور کھ میخوندم احساس کردم محکم خوردم بھ یھ چیزی

صدای ضبط رو کم کردم و پیاده شدم

اونم پیاده شد

یھ مرد قد بلند چھار شونھ اندام توووووووووپ فقط صورتشو چون عینک

آفتابی زده بود نمیتونم توصیف کنم

مرد -آھای خانم

پررو پررو گفتم

من-بلھ کاری داشتید

مرتیکھ عوضی بیشعور-خانم زدی ماشینمو داغون کردی میگی کاری

داشتی بابا من کار مھم دارم

 

 

دانلود رمان عاشقانه تصادف عشق,رمان عاشقانه تصادف عشق, رمان تصادف عشق رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور تصادف عشق, رمان عاشقانه صحنه دار تصادف عشق, رمان عاشقانه ایرانی تصادف عشق, رمان عاشقانه کوتاه تصادف عشق, رمان عاشقانه ۹۸ia تصادف عشق, رمان عاشقانه خارجی تصادف عشق, رمان عاشقانه پلیسی تصادف عشق, رمان عاشقانه دانلود تصادف عشق, تصادف عشق,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان تصادف عشق,دانلود رمان تصادف عشق برای موبایل,عکس شخصیت های رمان تصادف عشق,دانلود رمان تصادف عشق apk,دانلود رمان تصادف عشق نگاه دانلود,رمان تصادف عشق قسمت اول,دانلود رمان تصادف عشق نسخه apk,دانلود رمان تصادف عشق apk,رمان تصادف عشق قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های رویا نیک پور

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل