خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان تنهایی آرومم

دانلود رمان تنهایی آرومم

در دانلود رمان تنهایی آرومم رمان عاشقانه جدیدی را برای شما رمان دوستان عزیز قرار دادیم که در این رمان روزای سخت گاهی بهایی است که برای روزهای خوب باید پرداخت. … روی برگ های درختان که روی زمین ریخته بودند قدم میزدم صدای خش خش برگان زرد و نارنجی زیر کفشهای کهنه و پاره ام به گوشم میخورد با صدای رعد و برق سرعتم را بیشتر کردم تا سریعتر به خانه برسم…البته خانه که نه خرابه ای که مدتهاست آنجا پناهگاه من است…

دانلود رمان تنهایی آرومم

نام رمان: تنهایی آرومم

نویسنده: زهره زارع

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:308صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان تنهایی آرومم

در این رمان روزای سخت گاهی بهایی است که برای روزهای خوب باید پرداخت. … روی برگ های درختان که روی زمین ریخته بودند قدم میزدم صدای خش خش برگان زرد و نارنجی زیر کفشهای کهنه و پاره ام به گوشم میخورد با صدای رعد و برق سرعتم را بیشتر کردم تا سریعتر به خانه برسم…البته خانه که نه خرابه ای که مدتهاست آنجا پناهگاه من است…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

روی برگ های درختان که روی زمین ریخته بودند قدم میزدم صدای خش خش برگان زرد و

نارنجی زیر کفشهای کهنه و پاره ام به گوشم میخورد با صدای رعد و برق سرعتم را بیشتر کردم

تا سریعتر به خانه برسم…البته خانه که نه خرابه ای که مدتهاست آنجا پناهگاه من است.

باران شروع به بارش کرد و لباسهای کهنه ام خیس میشدند خیابان خلوت بود مدتها بود که من از

بالاترین نقطه ی شهر به پایین ترین نقطه ی شهر می پیمودم …

پولهایم را در جیب مانتویم چپاندم تا خیس نشوند دسته گل و فال هایی که باقی مانده بود را در

یک پلاستیک سیاهی گذاشته بودم تا وقتی به خانه رسیدم کوکب آنها را نبیند وگر نه دمار از

روزگارم در میاورد او میگوید صبح که با دست پر از آن خراب شده خارج میشوم حق ندارم آن ها

را برگردانم فقط باید هر چه پول در میآورم به او بدهم…او حتی به من اجازه نمیدهد با آن پول ها

برای خودم چیزی بخرم. کم کم به آن محله ی بد نام شهر رسیدم وارد کوچه ی مان شدم به

اطراف نگاه کردم در آن تاریکی شب خانه های خرابی میدیدم که در همسایگیمان بودند

دانلود رمان تنهایی آرومم

با قدم های آهسته گام بر میداشتم نوک انگشتان پاهایم میسوخت و آن قدر پیاده راه آمده بودم

که نای حرکتی بیش از این نداشتم …

در چوبی خانه یمان را هل دادم آن درهمیشه چار طاق باز بود کفشهایم را از پایم در آوردم و

گوشه ای گذاشتم وارد خانه شدم یک راهروی کوچک که کف آن را موکت بسیار کهنه ای پهن

کرده بودیم در ان راهروی کوچک یک گاز کوچک دست دوم بود با یک فانوس که مدام شبها

میسوخت وارد اتاق شدم فانوسی دیگر اینجا حکم لامپ و لوستر را داشت پلاستیک دستم را

گوشه ای از اتاق گذاشتم و مانتوی پاره پوره ام را از تنم در آوردم و روی جالباسی چوبی آویزان

کردم و روی زمین نشستم دستم را روی شکمم گذاشتم معده ام میسوخت زیرا که بدون خوردن

صبحانه خانه را ترک کرده ام و ناهار هم جز نان خشک چیز دیگری نداشتم به ساعت خاک

خورده ی روی دیوار نگاه کردم نزدیک نه بود خبری از کوکب نبود معلوم بود برای به دست آوردن

پول میخواهد بی آبرویی کند.

بارها متوجه عملش شده ام و ملامتش کردم که ادامه ندهد اما با چوب درخت گردو به جانم افتاد

و میگفت تو حق دخالت نداری سکوت کن و به زندگی لجنیت ادامه بده از ترس اینکه مبادا مرا از

اینجا بیرون کند مهر سکوت بر لبانم زدم و گوش به حرفش شدم تا بیش از این آواره

نشوم…کوکب سالها از من نگه داری کرد آن طور که او تعریف میکند میگوید من صاحب پدر و

مادری ثروتمند بوده ام و کوکب کلفت آن خانه بوده …در یک سانحه رانندگی خانواده ام در دم

جان باختند و من باقی ماندم کوکب میگفت عمویی داشتم بسیار طالب مال دنیا که بعد از مرگ

پدر و مادرم به جان مال و منال خانواده ام میافتد و آن را بالا میکشد و از این دیار میرود…از آن

پس کوکب نقش مادر را برایم داشته …راست و دروغ حرفهایش را نمیدانم زیرا من در آن مدت

سه ماه بیشتر نداشتم ولی اکنون زندگی ام بستگی به کوکب دارد من اکنون هجده سال سن دارم

ولی همچنان زیر نگاه های تیز بین کوکب ام او زندگی مرا بیش از این برایم دشوار کرده باید مدام

به دستور های او گوش فرا دهم در غیر این صورت مرا از این خانه ی خراب هم بیرون میکند…

با این افکار چشمانم را بستم آنقدر خسته بودم که سریع خوابم برد…

***

دانلود رمان تنهایی آرومم

– گلسا…گلسا….پاشو ببینم تو چرا اینارو دیروز نفروختی….گلی…

با صدای کوکب چشمانم را باز کردم

– سلام دایه..

– سلام و کوفت ..تو چرا اینا رو نفروختی؟چه جوابی داری بدی…

از جام بلند شدم باید تنمو چرب میکردم که از کوکب کتک مفصل بخورم زیرا دفعه های قبل که

گلهارا نمیفروختم مرا کتک میزد.

– معذرت میخوام مشتری نبود.کی تو بالا شهر از یک دختر فقیری مثل من چیزی میخره؟همونا

رو هم که فروختم کلی کار کردم…

– بیخود…پاشو ببینم برای من لم داده اینجا تا لنگ ظهر میخوابه پاشو تا امروز بهت رو دادم پرو

شدی از این به بعد آدمت میکنم…

با غر غر ازم فاصله گرفت و وارد راهرو شد منم پشت سرش وارد راهرو شدم و دست و صورتمو

زیر شیر شستم بعد از اون با کوکب سفره ی صبحونه رو چیدیم البته صبحونه ی آنچنانی

نداشتیم جز چایی و کمی خرما و نون.

کوکب یک قورت چایی خورد و به من خیره خیره نگاه کرد.

تو چشای سبز و بی روحش زل زدم کوکب زنی دورو بود گاهی اوقات که به کسی احتیاج داشت با

او خوب تا میکرد و گر نه که ان روی بدش را به همه نشان میداد.

– چیه ؟ چرا تو چشام زل زدی؟آدم ندیدی؟

سرمو انداختم پایین و به زمین چشم دوختم با صدای کوکب دوباره نگاش کردم:

– گلی باید از این جا بریم.

– کجا؟

دانلود رمان تنهایی آرومم

– هر جایی غیر از اینجا…خوش ندارم همسایه ی موشا و سوسکا باشیم…

– هر جایی هم که بریم بازم جک و جونورا همسایمونن. برا ما فقیر بیچاره ها هر جا بری آسمون

یه رنگه.

– من میدونم کجا بریم تا بهتر زندگی کنیم مطمئن باش از اینجا بهتره.یه خونه پیدا کردم خونه

که نه یک اتاق سه در چار که میشه توش زندگی کرد باید از صاحابش بخرم…

– پولشو چی؟

– یه کاریش میکنم..

یکم امید وار شدم دوست نداشتم اینجا زندگی کنم….حدود پنج سال بود با کوکب اینجا زندگی

میکردیم تا وقتی سیزده سالم بود با دایه تو کمپ خانواده های بی سرپرست زندگی میکردیم و

اوضاعمون هم خوب بود ولی وقتی از اونجا اومدیم بیرون آواره شدیم تا این که این خرابه رو پیدا

کردیم و توش زندگی اسفبارمون رو ادامه دادیم ای کاش تو همون کمپ میموندیم تا اون وقت من

 

 

دانلود رمان عاشقانه تنهایی آرومم,رمان عاشقانه تنهایی آرومم, رمان تنهایی آروممرمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور تنهایی آرومم, رمان عاشقانه صحنه دار تنهایی آرومم, رمان عاشقانه ایرانی تنهایی آرومم, رمان عاشقانه کوتاه تنهایی آرومم, رمان عاشقانه ۹۸ia تنهایی آرومم, رمان عاشقانه خارجی تنهایی آرومم, رمان عاشقانه پلیسی تنهایی آرومم, رمان عاشقانه دانلود تنهایی آرومم, تنهایی آرومم,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان تنهایی آرومم,دانلود رمان تنهایی آرومم برای موبایل,عکس شخصیت های رمان تنهایی آرومم,دانلود رمان تنهایی آرومم apk,دانلود رمان تنهایی آرومم نگاه دانلود,رمان تنهایی آرومم قسمت اول,دانلود رمان تنهایی آرومم نسخه apk,دانلود رمان تنهایی آرومم apk,رمان تنهایی آرومم قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

دانلود رمان ماه مه آلود هر سه جلد کامل
رمان ماه مه آلود
 
رمان ماه مه آلود به قلم پرستو . س با بیش از یک میلیون دانلود و نصب یکی از پر مخاطب ترین رمان های فارسی زبانان بوده است که هر سه جلد این رمان در این سایت قابل دانلود و مطالعه می باشد. جلد اول به صورت رایگان دانلود کنید در صورت تمایل دو جلد دیگر را نیز مطالعه فرمایید.توضیحات بیشتر

− 1 = 2

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.