خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان تو دردی یا درمان

دانلود رمان تو دردی یا درمان

در دانلود رمان تو دردی یا درمان رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود قرار دادیم که در مورد مردی سرد با آرمان و آرزو به دست آوردن قلب دختر خواندش ، اما دختر قصه ما بخاطر گذشته مادرش از قیمش متنفر است . پسر جوانی که در دنیای دوگانه زندگی می کند و از چهره سیاه دومش بی خبر است .
سرنوشت این سه رو به هم وصل می کند تا گذشته ی تکرار شود و آینده ی نامعلوم رو بسازد …

دانلود رمان تو دردی یا درمان

نام رمانتو دردی یا درمان
نویسنده : parya***1368
ژانر : اجتماعی عاشقانه ، روانشناختی

تعداد صفحات:826

توجه :کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد

خلاصه رمان :

دانلود رمان تو دردی یا درمان

دانلود رمان تو دردی یا درمان

مردی سرد با آرمان و آرزو به دست آوردن قلب دختر خواندش ، اما دختر قصه ما بخاطر گذشته مادرش از قیمش متنفر است .
پسر جوانی که در دنیای دوگانه زندگی می کند و از چهره سیاه دومش بی خبر است .
سرنوشت این سه رو به هم وصل می کند تا گذشته ی تکرار شود و آینده ی نامعلوم رو بسازد …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

دخترکِ هفت ساله، بی مهابا می دوید. زیر رگباری از ترس و وهم قرار داشت. مچ دست چپش را محکم بسته بود. گویی شیء با ارزشی را در این صندوقچه ی گوشتی پنهان کرده، حمل می کرد. نگران و ترسیده، کوچه های پایین شهر را طی میکرد تا به مقصدش که خانه کلنگی قدیمی بود برسد. در را باز کرد و پشت در نفسی آسوده کشید. همچون تشنه ای که به جوی آب خنکی رسیده بود. حال، می توانست نفسی از اعماق وجودش بکشد و خیالش را از آنچه که به وحشتش انداخته دور کند.
موهای سیاهش که توسط اشک سرد باران خیس خیس شده بودند را با شیطنت تکان داد و با دو به سمت خانه رفت. پرده را کنار زد و داخل شد: “سلام بابا … خوابی !؟ “

دانلود رمان تو دردی یا درمان
پدر که با دیدن دخترش انگار بهترین خوابش به حقیقت مبدل شده بود، دست هان کوچکش را که از شدت فشار سفید شده بودند را باز کرد: “آوردی عزیزم … ؟ آوردی فداتشم !؟ ”
سرش را با خوشحالی تکان داد و دستش را باز کرد و به سمت پدر گرفت. مرد معتاد تریاک را از دست های کوچکش قاپید و با تمام خوشحالی منفجر شده اش، پیشانی دخترک را بوسید. این برای دخترک هدیه از بهشت می ماند. تمام آنچه که برای تهیه آن دارو چشیده بود، درد هایش و سختی های کشیده شده را فراموش کرد. پدر مواد را روی شیشه شربت سرماخوردگی او گذاشت و سیم نازک و نسبتا باریکی را روی پیکنیک کوچک خانه گذاشت. برگشت و خواهشی همراه با امری مشهود، کرد: “عاطفه دختر خوشگلم، میشه برای بابایی یه چای خوش رنگ درست کنی تا بابا داروی تلخشو باش بخوره!؟ ”
عاطفه سادهتر از آن بود که امر و خواهش را تکفیک کند. او حتی نمی دانست آنچه پدر آن را دارو برای درد بیماریش می گفت، همان افیونیست که همه می گفتند. “چشمی” گفت و از کتاب و دفترش دور شد. به قسمتی که مخصوص پخت و پز بود رفت اما هیچ وقت بدون مادر غذای درستی نخورده بود. آنچه پدرش جلویش می گذاشت، غذای همسایه هایی بود که به فکر عاطفه بودند، نه مرد مثل او که با تن سالم و عمری تازه جوان، در خانه می خوابید و دخترش همچون مردی کوچک، کفش این و آن را واکس می زد و با مردم متفاوت با خودش رو به رو می شد.

****

دانلود رمان تو دردی یا درمان

آن روز هم همانقدر تکراری و در عین حال زیبا بود. مرد کفش هایش را نگاهی انداخت و به چشمان پرامید دخترک که لباس پاره و پوره پسرانه ی تنش بود خیره شد: “چند سالته !؟ ”
ـ من آقا… هفت سال. دو ماه دیگه هشت سالم میشه!
لبخند دلنشینی زد. مرد جلوی او نشست و چانه اش را گرفت. به چشمان جادوی دخترک نگاه کرد. به راستی، نگاه یک پرنسس را داشت؛ گرم و زیبا. زیبایی رنگ آن چشم ها خاص تر بود؛ زیرا این نگاه شیشه ای درست مثل مینا بی رنگ و اما تمام رنگ بود: “چشمای محشری داری! ”
لبخندی زد و بلند شد. چند اسکناس تا نخورده با کمال احترام به دستان کوچک او سپرد. همان روز وقتی ساعت درسش شد، با فرم داده شده زنی خیر به مدرسه رفت. سر کلاسش حاضر شد. معلمش در حال درس دادن بود که با تق در به سمت در رفت. وقتی ناظم مدرسه چیزی گفت و به او اشاره کرد واقعا قلب کوچکش ایستاد: “نکند خطایی کرده باشد و اخراج شود ”
با اینکه هیچ وقت همچین کاری انجام نمی داده بود که درس خواندنش را دچار مشکل کند. معلم برگشت و رو به او کرد. قلب کوچکش هر لحظه در حال تکان خوردن بود و سینه اش داشت بالا پایین می پرید:
ـ عاطفه … دخترم برو دفتر خانم مدیر کارت داره.
ـ خانم اجازه !؟

دانلود رمان تو دردی یا درمان

معلم سری تکان داد و عاطفه مضطرب به سمت دفتر رفت. تمام طول راه کارهایش را بیاد آورد. تنها چیزی که به فکرش رسید، درس ریاضی بود؛ او در این درس نادان تر از همکلاسی هایش بود. با این وجود، سعی بسیاری می کرد که یاد بگیرد. در زد و با اجازه دخول مدیر داخل شد: “خانم اجازه؟ با ما کاری داشتید!؟ ”
مدیر لبخند پهنی زد و به عاطفه خیره شد: ایشون جناب صدر هستند. می خواهن قیم تو بشن تا یه جای بهتر از اینجا درس بخونی!
نگاهش چرخید سمت مردی که مدیر اشاره کرد. چشمانش گشاد شدند. همان مرد صبح بود. همان که چشمان او را خاص می دید. عاطفه واقعا نمی دانست آنچه می شنود به چه معناست، لیکن این را یاد گرفته بود که پدرش همیشه به او می گفت ” قبل از هر تصمیم من رو با خبر کن ” به همین علت جواب ساده اش شد: باید از بابام بپرسم.
مرد شیک پوش روی به مدیر مدرسه کرد: پدرش یه مرد معتاد. به درد نخورئه. واقعا حیف این دختر که پیش همچین پدری بزرگ بشه.
اخم های عاطفه ناخواسته جمع شده بودند. عاطفه واقعا تحمل نمی کرد کسی به پدرش توهین کند؛ حتی آن کس مدیر مدرسه اش باشد. گریان از دفتر بیرون آمد.

دانلود رمان تو دردی یا درمان

***

عاطفه نمی دانست در قلب آن مرد به ظاهر محترم چه می گذرد و این بدتر عذابش می داد. مثل همیشه، برای گرفتن داروی پدرش به سمت خانه آن مرد دژناک رفت و در زد. مرد تندمزاج نعره زد: “کیه !؟ ”
صدایی خش دارش به زور هفت فلک بیرون جست: “منم اردشیر خان. ”
در باز شد و چهره ترسناک مرد نمایان شد. مثل همیشه اخم غلیظی داشت. به سر تا پای دختر بچه نگاه کرد: “باز کفگیرش ته دیگ خورد، اومدی که… . مگه دیروز نگفتم دیگه اینجا نبینمت… هان !؟ “

 

آموزش دانلود رمان:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند

 

دانلود رمان عاشقانه تو دردی یا درمان,رمان عاشقانه تو دردی یا درمان, رمان تو دردی یا درمان رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه صحنه دار تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه ایرانی تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه کوتاه تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه ۹۸ia تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه خارجی تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه پلیسی تو دردی یا درمان, رمان عاشقانه دانلود تو دردی یا درمان, تو دردی یا درمان,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان تو دردی یا درمان,دانلود رمان تو دردی یا درمان برای موبایل,عکس شخصیت های رمان تو دردی یا درمان,دانلود رمان تو دردی یا درمان apk,دانلود رمان تو دردی یا درمان نگاه دانلود,رمان تو دردی یا درمان  قسمت اول,دانلود رمان تو دردی یا درمان نسخه apk,دانلود رمان تو دردی یا درمان apk,رمان تو دردی یا درمان قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های سایت عاشقانه لاو 98

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort istanbul escort escort izmir
کانال آهنگ عاشقانه