خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان تیکه های شکسته

دانلود رمان تیکه های شکسته

در دانلود رمان تیکه های شکسته رمان عاشقانه جدید برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختر ١٧ساله به نام هستی هست که عاشق پسرخالش سعید میشه و بعداز ٣سال دوستی متوجه میشه که پسر خالش با دختر داییش ازدواج کرده و چند ماه بعدش تولد دوستش صبا میشه که تو اون شب با مسعود پسرخاله صبا آشنا میشه وبعد یه مسافرت شمال رفتن و تولد هستی مسعود پیشنهاد دوستی میده و برادر هستی سروان متوجه رابطه اونا میشه و هستی فرار میکن و بعدم  ازدواجشون …

دانلود رمان تیکه های شکسته

نام رمانتیکه های شکسته

نویسنده: مهسا حافظی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 374

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان تیکه های شکسته

دانلود رمان تیکه های شکسته

در مورد دختر ١٧ساله به نام هستی هست که عاشق پسرخالش سعید میشه و بعداز ٣سال دوستی متوجه میشه که پسر خالش با دختر داییش ازدواج کرده و چند ماه بعدش تولد دوستش صبا میشه که تو اون شب با مسعود پسرخاله صبا آشنا میشه وبعد یه مسافرت شمال رفتن و تولد هستی مسعود پیشنهاد دوستی میده و برادر هستی سروان متوجه رابطه اونا میشه و هستی فرار میکن و بعدم  ازدواجشون …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

اَه اَه اَه چرااین لعنتی نمیخوره راحتمون کنِ فک کنم باز اون زنگ لعنتی افتاده دست نظری نامرد میخوادعذابمون
بده.
وای دلم میخواد گریه کنم.سحری جونم دارم ازگشنگی تلف میشم.آخ خداجون خودت شاهدباش من بمیرم خونم
گردن این نظری چشم سفیدا!
سحر:اَه هستی مخم رفت چقدرغر میزنی؟صبرکن توکه این همه مدت تحمل کردی اینم روش.
هستی:وابیابگیرمنوبزن خیالت راحت شه ، دیدم سحرسرشوانداخته پایین داره میخنده بدترکردم نه نه بیا
پاشوبیا منوبزن. خیالت تخت باش کاری نمیکنم که یکدفعه پهلوم سوخت میدونستم کارصبای چشم سفیدِ
برگشتم بهش چشم غره برم که معلم صداش دراومد.
خانم اسفندیاری:خانم کیانی شمابجزبهم ریختن کلاس کاردیگه ایم بلدید؟
من:وا این چش شد یدفه من که کاری نکردم.
هستی:ببخشید خانم

دانلود رمان تیکه های شکسته

اسفندیاری یه تخس نگاهم کرد دوباره برگشت واه واه ارث ننشو میخوادخاک برسر انگار چی گفتم والا.
نگاهم افتادبه سحروصبا که ریسه رفته بودن آی منومیگی حرصم درنیومد.
دیگه لال مونی گرفتم تااین زنگ وامونده توسط عزرائیل خورده شود.
یدفعه زنگ خورد ماهم عین ایل تاتارها ریختیم توحیاط خاک برسرمون کنن کی آدم میشیم وبه فرهنگ میایم
خداعالم انگارکه نه انگار ٧١ سالمون ودختریم فقط اسم اون پسرای بدبخت بددررفته ماکه بدتریم.
اوه اوه کوچه عین این میموندکه یدسته کلاغ بخوان کوچ کنن.
مگه کلاغام کوچ میکنن؟!فک کنم اومدم بازحرف بزنم چهاردست وپا راه رفتم
خوب دیگه یمشت سینگل بدبختیم دیگه کاریش نمیشه کردبراخودنمایی هم شده پیش این پسرا خوبه وحشی
بازی دربیاریم جلب توجه کنیم.
وافکربدنکنین ماسینگل نیستیم جونم براتون بگه سحربانوکه عروس خوشگل ماهستن البته همسایه روبه
رویمونم هست که ازتابستون همین سال بودکه بالاخره هادی برادرمحترمه توانستن حرف دل بزنن وبریم برا بادا
بادامبارک بادا.
اماصبا خانم که پسرعمو شون خاطرخواهشونن ودل داده هم فقط من موندم ،اون چطوری پدرام وپژمانو تشخیص
میده؟آخه اونادوقلوان.
وامابنده حقیر هستی خانم نانازخانم جیگرخانم نفس باباش عمروهستی داداش جونی یکی یدونه ننش عشق خاله
زهراش تنهانوه دختری خاندان بزرگ کیانی.چقدازخودم دم زدما!
بله بنده هم باپسرخاله شریفم دوست هستم البته ۳ساله ومن بیشتردوستش دارم چون به هرحال دخترم وا
حساسی.
بالاخره رسیدیم سرایستگاه
#پارت ١

دانلود رمان تیکه های شکسته

هستی:اوف سحر تمام تقصیرتو چقدربهت گفتم بزارسرویس بگیریم هی غرزدی گفتی خجالت بکش دوقدم راه
نزدیک حالابیا تحویل بگیر زیرپامون داره علف سبزمیشه مادمازل!
صبا:ولش هستی وایستادیم دیگه .
هستی:وای که دلم میخواست جفتشونو خفه کنم وای وای وای.
خودمونیما چقدربی اعصابم البته من اینطوری نبودم بعدرفتن بابام زندگیم ریخته بهم. اه اصلا ولش بقول صبا
وایستادیم دیگه.
بعد ۵مین اتوبوس اومدانگارنه انگاربالاشهر میشینیم سحربانوکه آبرو برامون نذاشته.دیگه هیچ حرفی نمیزنم
انرژی ندارم گشنمه تابرسیم خونه.
ایستگاه اول:منوسحرباهم پیاده شدیم وازصبا خداحافظی کردیم.واردکوچه شدیم.
سحر:راسی هستی ازاون پسره چخبره؟
هستی:کدوم؟

دانلود رمان تیکه های شکسته

سحر:اه خنگ)زدتوسرم(همون پسره دیگه اسمش چی بود؟آهان آرش یهفته پیش افتاده بوددنبالت تواتوبوس.
هستی:آهان آرش هیچی بابا به سعیدگفتم اونم آمپر چسبوند داغ کرد چندوقت بعدش اومدسرایستگاهو
تامیخورد زدتش.
سحر:وا کی؟من کجابودم پس؟
هستی:همون چندروز پیش که تونبودی من تنهابودم باگوشی صبازنگ زدم به سعیدوگفتم تونیومدی بیاددنبالم
اونم ماشینش دست سمانه بود وپیاده اومدتواتوبوس آرشو دیدسرایستگاه یواشکی پیاده شدوازپشت بهش حمله
کردتامیخوردزدتش.
آخ سحردلم خنک شدانقدخوشحال بودم که کسی هست بهش تکیه کنم.
سحر:پس هادی بوق؟
هستی:وای توکه هادی روبهترازمن میشناسی اعصاب پعصاب نداره.
سحر:وا به عشق من چیزی نگوها.

دانلود رمان تیکه های شکسته

هستی:اُوهو مادمازل عشق شما اول برادربنده بوده ها.

یدفه بهم نگاه کردیم پقی زدیم زیرخنده خلیم دیگه.
وقتی رسیدیم جلودرخونمون ازهم خداحافظی کردیم وجداشدیم خدایی سحرخیلی گل مگه میشه به هادی حق
ندادکه عاشقش نشه وای یادش بخیر که هادی وقتی سحروباپسرعموش دیدچه غوغایی به پاکرداونجابودفهمیدم
عاشقش.انگارنه انگارخان داداش بنده خودشون سروان این مملکتن وبایدنظم وقانون به پاکنن اما خودش مخل
آرامش .

دانلود رمان تیکه های شکسته

#پارت ۳
دروبا کلیدبازکردم ورفتم داخل چشماموبستم یه لبخندنشوندم رولبم ویه نفس عمیق کشیدم.وای چقد حال
میداد اول پائیز ونفس عمیق کشیدن وریه هارو حال دادن.
بریم سراغ حیاط خوشمل خونمون ازدرکه واردمیشدی یه باغچه متوسط ازریحون وتره توسمت چپ حیاط بود
سمت راستشم یه تاب دونفره بود وسط حیاط خالی بود ویه حیاط بزرگ بود واماجلوی در ورودی خونمون یه

 

 

دانلود رمان عاشقانه تیکه های شکسته,رمان عاشقانه تیکه های شکسته, رمان تیکه های شکسته رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور تیکه های شکسته, رمان عاشقانه صحنه دار تیکه های شکسته, رمان عاشقانه ایرانی تیکه های شکسته, رمان عاشقانه کوتاه تیکه های شکسته, رمان عاشقانه ۹۸ia تیکه های شکسته, رمان عاشقانه خارجی تیکه های شکسته, رمان عاشقانه پلیسی تیکه های شکسته, رمان عاشقانه دانلود تیکه های شکسته, سورنا,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان تیکه های شکسته,دانلود رمان تیکه های شکسته برای موبایل,عکس شخصیت های رمان تیکه های شکسته,دانلود رمان تیکه های شکسته apk,دانلود رمان تیکه های شکسته نگاه دانلود,رمان تیکه های شکسته قسمت اول,دانلود رمان تیکه های شکسته نسخه apk,دانلود رمان تیکه های شکسته apk,رمان تیکه های شکسته قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan izmir escort bayan buca escort istanbul escort escort izmir
کانال آهنگ عاشقانه

izmit escort