خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان خون بس

دانلود رمان خون بس

در دانلود رمان خون بس رمان عاشقانه جدیدی را قرار دادیم که در مورد پدری که رییس کار خونشو میکشه! دختری که مجبور میشه به خاطر پدرش با پسر مقتول ازدواج کنه!ما هم نمیدانیم در این داستان چه چیزهای در انتظار دختر رمان ما هست …

دانلود رمان خون بس

نام رمان:  خون بس

نویسنده: حنا080

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:530 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان خون بس

دانلود رمان خون بس

در مورد پدری که رییس کار خونشو میکشه! دختری که مجبور میشه به خاطر پدرش با پسر مقتول ازدواج کنه!ما هم نمیدانیم در این داستان چه چیزهای در انتظار دختر رمان ما هست …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

ای وای

باورم نمیشه. هرگزباورم نمیشه. پدرمن کِی قاتل شد؟

کی دستش به خون آلوده شد؟

اخ خدا چه به روزمون اومد؟ مگه پدرمن به غیر ازیه کارگر ساده کارخونه

چیز دیگه ای بود؟

پدرمن که حتی زیاد با کسی دمخور نمی شد حالا ریسشو کشته؟

اون که همش از خوبیه ریسش تعریف میکرد.

بالشتم از گریه هام خیس شده بود

کار پدرم نیست من مطمیٔنم

دانلود رمان خون بس

من دختر یکی یدونه بابام نمی زارم پدرم بی *گ*ن*ا*ه* اعدام بشه

من این اجازرو نمیدم من رضایت میگیرم

به ساعت روی دیوار نگاه کردم   بعد از ظهرو نشون میداد

از جا پریدم و شروع کردم به لباس پوشیدن

مانتو کمشکککیمو با شککلوار جین کهنمو پوشککیدم مغنعمو سککرم کردم و کیفمو

برداشتم

توسالن مامانم داشت گریه میکرد اونم باورش نمی شد.

میدونستم مامانم خیلی سادس وکاری از دستش برنمیاد

خودم باید دست به کار میشدم ادرس خونه اون خدا بیومرزو داشتم

خونه بزرگ واشرافیی بود خوب از یه کارخونه دار انتظار دیگه ای نمیشد داشت

با استرس زنگو فشوردم صدای نازک و زنانه ای گفت

کیه؟

دانلود رمان خون بس

_ببخشید اقای منزل اقای مغانلو؟

_بله بفرمایید

ببخشید با اقای مغانلو کار داشتم

در با صدای تیکی باز شد وارد شدم

با استرس از مسیر سنگی گذشتم درسالن باز شد

خدمت کاری بالباس فرم گفت

اقا توی اتاق کارشون منتظرتون هستن دنبال من بیاین

از راه پله ای که کنار خونه قرار داشکککت بالا رفت وجلوی در قهوه ای رنگی

ایستاد

تقه ای به در زد وصدایی اجازه ورود راصادرکرد.

رفتم تو

دانلود رمان خون بس

اتاق بزرگی بود ولی توجهی نکردم توجه من فقط به مرد رو به رو بود

مردی که با ابهت خاصی پ ست میز چوبی که روی ان بر از برگه های مختلف

بود نشسته بود.

سرش را بالا اورد

چشمانم درچشم های مشکی او گره خورد نگاه بی تفاوتی داشت

باصدای رسای او به خودم امدم

_فرمایید

_سلام اقای مغانلو تسللیت عرض میکنم

_سلام ممنون امرتون

بااسترس مزاعف گفتم

_من یکتا هستم راستش برای رضایت…

هنوز حرفام تموم نشده بود کهداد بلندی سر داد

_باچه رویی تا اینجا اومدی من رضایت نمیدم

اشکام روون شد

دانلود رمان خون بس

_ترو خدا خاهش میکنم نزارین منم یتیم بشککم الت ماس می کنم من بی

*گ*ن*ا*ه*ی پدرمو ثابت میکنم

پوزخندی زد که به من فهموند چه ادم قصب القلبی است

_مگه منو برادرو خواهرم که یتیم شدیمو مادر بی شوهر به جایی بر خورد؟

_قول میدم هرکاری بگین انجام بدم ولی رضایت بدین

_دیه بدین!

چشمام از ترس و تعجب درشت شد!

این همه پولواز کجابیارم؟

_ولی اخه اقای مغانلو خودتون که خبر داریداوضککاع مالیه ما اصککلا خوب

نیست

دانلود رمان خون بس

باسنگ دلیه تمام گفت

_به من ربطی نداره

باعجز گفتم

_قسمتون میدم التماستون میکنم

چشماش درخشید و من ترسیدم از فکر شومی که چشم هاشو چراغونی کرد.

_خون بس

باصدای بلند گفتم

__چکککککککککی؟

_باید خون بس پدرت بشی!

_ولی آخه

_ولیو اما نداره شرط من همینه خوب میدونی همه خونواده رضایت دادن وهمه

منتظر رضایت منن ؟خوددانی.

با چشمای اشکیم بهش زل زدم

_اجازه بدین فکر هامو بکنم

دانلود رمان خون بس

_اخر این هفته جلسه دادگاهه فکرهاتوبکن قبل جلسه دادگاه خبرشو بهم بده

نمیدونم خودمو چه جوری به خونه رسوندم ولی از فکرو خیال زیاد دیگه وقت

گریه کردن پیدا نکردم

تا به خودم اومدم دیدم روز دادگاه رسید

دانلود رمان خون بس

من تصککمیم خودمو گرفته بودم به مامانم هم گفته بودم واونم فقط بی تابی

میکرد

بهترین کار بود جون پدرم ازهمه چیزمهم تر بود.

توی دادگاه دیدمش سلام آرومی کردم اونم سری تکون داد

_قبول میکنم!

نیش خند آرومی زدو گفت

_دختر عاقلی هستی بعد از جلسه دادگاه بمون باهات کار دارم

_باشه بااجازه

پدرم تبرعه شد ولی باید   ماه تو زندان حبس میکشید

از دادگاه بیرون رفتم دیدم منتظرم ایستاده به ستش رفتن

_اقای مغانلو

نگاهی بهم انداخت

دانلود رمان خون بس

_واسه ۳ روز دیگه از محضر وقت میگیرم بعد از عقد توخونه منو با شرایت من

زندگی میکنی.

کلمه من رو اونقدر پر تحکم گفت که منو ترسوند

با چ شمای ا شکیم بهش زل زده بودم دهنم کاملا ب سته شده بود نمی دون ستم

چی بگم.

دوباره به حرف اومد

_تاسه شنبه خداحافظ

باصدایی که از بغض دورگه شده بود گفتم

_خدافظ

تو این چند روز همش فکر میکردم به این که چرا این جوری شد

به این که نمیتونم لباس عروس بپوشم به این که باکسی اذدواج میکنم که اصلا

دوستش ندارم

نمیگم منتظر شاهزاده بااسب سفید بودم ولی منم برای خودم ارزوهایی داشتم

دانلود رمان خون بس

حتی نتونستم واسه عروسیم خرید کنم

چی دارم میگم ؟

عروسی؟

من که مراسمم همش به توی محضر ختم میشه.

ولی خوبیش این بود که بابام اعدام نمیشد مادرم هم دیگه گریه نمیکرد

همینا برای من دلخوشکیه این که پدرومادرم گوشکه این شکهر زندگی میکنندوو

میخندند.

من هم یک زندگی دارم ویه سقفی که بالا سرم هست.

رهکا مادر اماده شدی؟

 

 

دانلود رمان عاشقانه خون بس,رمان عاشقانه خون بس, رمان خون بس رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور خون بس, رمان عاشقانه صحنه دار خون بس, رمان عاشقانه ایرانی خون بس, رمان عاشقانه کوتاه خون بس, رمان عاشقانه ۹۸ia خون بس, رمان عاشقانه خارجی خون بس, رمان عاشقانه پلیسی خون بس, رمان عاشقانه دانلود خون بس, خون بس,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان خون بس,دانلود رمان خون بس برای موبایل,عکس شخصیت های رمان خون بس,دانلود رمان خون بس apk,دانلود رمان خون بس نگاه دانلود,رمان خون بس قسمت اول,دانلود رمان خون بس نسخه apk,دانلود رمان خون بس apk,رمان خون بس قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort escort izmir
کانال آهنگ عاشقانه

izmit escort