خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان دختر آتش و خورشید

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

در دانلود رمان دختر آتش و خورشید رمان عاشقانه دیگری برای شما کاربران رمان دوست قرار داده ایم که در مورد دختری که مجبور میشه به خاطر مسائلی،تو خونه یه نفر بمونه.با این که خانواده داره اما زندگی مجبورش میکنه برای امنیت جان خودش به اون خونه پناه ببره و توش کار کنه.به دلیل بدهکاری و فقر توی راهی قدم میذاره که خودشم نمی دونه تهش به کجا میرسه…

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

نام رماندختر آتش و خورشید
نویسنده : nastaran A.N
ژانر: اجتماعی – عاشقانه

تعداد صفحه: 658 صفحه

خلاصه :
دختری که مجبور میشه به خاطر مسائلی،تو خونه یه نفر بمونه.
با این که خانواده داره اما زندگی مجبورش میکنه برای امنیت جان خودش به اون خونه پناه ببره
و توش کار کنه.به دلیل بدهکاری و فقر توی راهی قدم میذاره که خودشم نمی دونه تهش به کجا
میرسه اما این دختر اونقدر قوی و مصممه که برای خوشبختی در آینده اش هر کاری می کنه.
براش فرقی نداره چه مشکلی پیش بیاد چون همشو کنار میزنه و آمادگی همه چیزو داره
اما می تونه وجود یه عشقو درک کنه؟ اسم این دختر آناشیدِ … آناشید یعنی دختر آتش و خورشید

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

عکس و تصویر و لحظه ی رسیدن عشق در شقیقه هایم در چشم هایم در قلبم در جانم ...

دیگه کاری تو این خونه بزرگ و زیبا واسم نمونده بود ، واسه همین نشسته بودم تو آشپزخونه
و ظرف های شسته رو دستمال می کشیدم.
هرچی بود از بیکاری که می تونست بهتر باشه. گوهر خانم تو این چندماهی که خونشون کار میکردم بارها اصرار کرده بود
که وقتی کارم تموم شد بریم باهم چایی بخوریم اما هیچوقت اهمیت ندادم.
درسته زن خیلی مهربونی بود اما آدم که با خدمتکار خونش چایی نمیخوره. هرچقدرم که
باهم راحت باشیم. دستمو گذاشتم رو دهنمو خندیدم ، یا من خیلی پررو بودم که با
صاحب کارم اینقدر راحتم یا صاحب کارم خیلی مهربون و ساده دله!
هرچی بود داشت حسابی منو به خنده می انداخت.صدای صحبت کردن گوهرخانم با تلفن باعث شد گوشام تیز بشه .
با لحنی که حتی منو که در جریان اتفاق دیروز بودم به هیجان وا میداشت گفت:
– آره دیگه نمی دونستی؟ پسر مهتاب خانم دیروز غروب اومد اینجا با پسرم کار داشت. نمی
دونم چی بهش گفت که پسرم مهراد پرید به سرش و می خواست تا سر حد مرگ بزنتش.
حیف که صدای دوست صمیمی گوهرخانم ، شهین جون رو نمیشنیدم.
بدون شک تعجب و جیغش شنیدنی بود.

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

– نه اتفاقی نیفتاد . خدارو شکر باغبون این جا بود ، جداشون کرد.
گوهرخانم گوشی تلفن رو تو دستش جابه جا کرد و گفت :
– نه بابا راست می گم.
نمی دیدمش اما طبق حدس و شناختی که ازش داشتم می دونستم ابروهاشو داده بالا:
– معلوم نیست پسرش به پسر دسته گلم چی گفته که اون که این همه آروم بود باهاش
گلاویز شده.
– …..

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

از مهربونیش مثل بچه ها خندید:
– یعنی من دروغ میگم بهت شهین جـــــون؟ باشه من شاهد دارم.
آه الان منو صدا میزد. ظرفارو گذاشتم رو زمین و منتظر شدم. به ثانیه کشیده نشد:
– آناشید ، ظرفا برق میزنن دخترم ولشون کن ؛ یک دقیقه بیا کارت دارم.
خدا بهم رحم کرد که صاحب کارم آدمی با فرهنگ و مهربون مثل گوهرخانم بود.
درسته به پولش احتیاج داشتم اما اگه رفتارشون باهام بد بود یک دقیقه ام اینجا نمی موندم.
از شانس خوبم رفتارش از خوبم باهام خوب تر بود. در حدی که منو مثل
دختر نداشته اش می دونست.دستمال آشپز خونه رو انداختم و دویدم سمت گوهر خانم که روی صندلی سالن نشسته بود:
– جانم گوهر خانوم

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

نگاهی بهم انداخت و گفت :
– عزیزم واسه شهین جون تعریف کن جریان دیروزو .من بهش میگم باور نمی کنه.
گوشی رو از دستش گرفتم.با اینکه بهم گفته بودن شهین جون صداشون کنم گفتم:
– سلام شهین خانم. خوبین ایشالله؟
– سلام آناشید ، خسته نباشی. این گوهر که مثل مادر ناتنی سیندرلا اذیتت نمیکنه؟
از خنده در شُرف انفجار بودم. به زور خودمو کنترل کردم و جواب دادم:
– این چه حرفیه شهین خانم. من ایشونو خیلی دوست دارم!
بلند تر از خودم خندید:

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

– میــــدونم ، میخواستم اذیتت کنم. البته مگه میشه تورو اذیت کرد؟ تو خودت استاد شیطتنی
مکث کرد اما بهم اجازه حرف زدن نداد. سریع بعدش گفت:
– راستی مگه من نگفته بودم شهین جون صدام کنی؟ مگه چندسال فاصله سنی داریم؟همش 30 سال.
بعد خودش جوری بلند قهقهه زد که مجبور شدم تلفن بی سیم رو از گوشم دور کنم.

گوهرخانوم با اشاره چشم ازم پرسید ” چی شده ” زیر لب گفتم :

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

– چیزی نیست.
برام خیلی جالب بود که خانومای مسنی مثل گوهرخانم و شهین جون اینطور راحت و بی دغدغه می خندن.
البته خود شهین جون قبلا بهم گفته بود که گوهرخانم افسردگی داشته و با اومدن من به اون خونه حالش خوب شده.
اما من باور نکردم. مگه میشه؟
وقتی حس کردم خنده هاش تموم شده گفتم:

 

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

دانلود رمان دختر آتش و خورشید

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه دختر آتش و خورشید,رمان عاشقانه دختر آتش و خورشید, رمان دختر آتش و خورشید رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه صحنه دار دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه ایرانی دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه کوتاه دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه ۹۸ia دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه خارجی دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه پلیسی دختر آتش و خورشید, رمان عاشقانه دانلود دختر آتش و خورشید, دختر آتش و خورشید,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان دختر آتش و خورشید,دانلود رمان دختر آتش و خورشیدبرای موبایل,عکس شخصیت های رمان دختر آتش و خورشید,دانلود رمان دختر آتش و خورشید apk,دانلود رمان دختر آتش و خورشید نگاه دانلود,رمان دختر آتش و خورشید قسمت اول,دانلود رمان دختر آتش و خورشید نسخه apk,دانلود رمان دختر آتش و خورشید apk,رمان دختر آتش و خورشید قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های نوشته نسترن ع . ق

معادله راحل کنید *

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است