خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان دنیای تاریک

دانلود رمان دنیای تاریک

در دانلود رمان دنیای تاریک رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری هست که با کسی که دوست داشته ازدواج می کنه و بی نهایت به او علاقه دارد اما موضوعاتی در زندگی پیش میاد که این حس دوست داشتن از دست می رود و …

دانلود رمان دنیای تاریک

نام رمان: دنیای تاریک

نویسنده: شیما اسماعیلی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات : 432

توجه:کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد

خلاصه رمان:

دانلود رمان دنیای تاریک

دانلود رمان دنیای تاریک

در مورد دختری هست که با کسی که دوست داشته ازدواج می کنه و بی نهایت به او علاقه دارد اما موضوعاتی در زندگی پیش میاد که این حس دوست داشتن از دست می رود و …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

سمنوی امسال ازپارسالم بهتر شده خداروشکر
_اره دستمون که راه بیفته بهترم میشه اونموقع ها تجربه نداشتیم
_ازصدقه سری سمیه خانم با تجربه شدی الهی خیرببینی که هرسال بانی خیرمیشی ودورهم
جمعمون میکنی
_اره دیگه اگه سمنو پزون سمیه خانم نباشه که ماهمدیگرونمی بینیم
_لطف دارین همتون خیلی خوش اومدین واقعا نمیدونم چی بگم که هیچ سالی نشده منودست
تنها بزارید
_میگم تا شب ماهم زدیم حالا وقتشه بسپاریم به مردا سمنو بد جور سفتم شده اگه زور وبازوی
مردا نباشه ته میگیره
_نظر منم همینه اقا صادق وصدا کن بگو مردا بیان اینور ما خانوما میریم تو اتاق
این حرف زهرا خانوم من وازفکروخیال همیشگی بیرون کشیدخودم وازاشپزخونه به پنجره
رسوندم

دانلود رمان دنیای تاریک
_نه نه نه صبرکنین من هم نزدم مامان صبر کن مامان صداشون نکن مردا رو مامان

چادرم وسرکردمو به سمت حیاط دویدم
مامان:_وای دختر مگه دیگ در میره اینجوری میکنی؟
زهراخانم:حالا دختر حاجتت چی هست که انقدربی تابی
مریم خانم خندیدوباشیطنت گفت:وا چه حرفیه زهرا جون کیه که ندونه تودل لیلی وعلی چی
میگذره
ازخجالت سرخ شدم وسرم وبه زیرانداختم مادرگوشه ی لبش را گازگرفتوروبه مریم خانم گفت
_مریم جان حرف تودهن مردم نندازین حالا که نه به باره نه به دار اخه
مریم خانم:_به بارودار نمیخواد مهم دل دوتا جوونه
مامان سری تکان دادوگفت
_دختر زود باش هم بزن الان ته میگیره
بی توجه به حرفای خانم های مجلس مشغول دعا شدم خدایا خودت حاجتمو بده خوب میدونی
چیه

دانلود رمان دنیای تاریک

مادر:خب لیلی جان بروبابات ایناروصدا کن بیان بالاسرسمنو
چشمی گفتم وبه طرف حیاط پشتی رفتم طبق معمول صدای شوخی وخنده های بلند بلند امیر
عباس فضا روپرکرده بود بابا وامیر عباس جلو درباغ کوچیک نشسته بودندو کنارشون هم طبق
معمول علی…….
اهسته درب فلزی باغ وبه صدا دراوردم سکوتی مجلس رافراگرفت وهمه نگاه ها به سمت
دربرگشت امیرعباس باغیرت همیشگی اش اخمی کردوبه سمت درامد
امیرعباس:تواینجا چیکارمیکنی وسط مردا

دانلود رمان دنیای تاریک

_ای بابا وسط مردا چیه مامان فرستادتم صداتون کنم برید بالاسردیگ
امیرعباس:یه دختربچه میفرستادن صدامون میکرد
من چه میدونم توام گیرمیدیا امیرعباس:خیله خب روسری تو بکش جلو زودم برو
حرصم ازدست این غیرت بازیاش دراومد ازپشت سرنگاهی به علی انداختم طبق معمول سربه زیر
کناربابا نشسته بود
امیرعباس:کجارونگاه میکنی برودیگه
_خیله خب بابا رفتم
ازدر باغ کوچیک بیرون رفتم وبه حیاط رسیدم.خانه پدری من خیلی بزرگ بود یه حیاط وسط
داشت وسمت چپ با یه دالان به یه محوطه ای که پرازدرختای سبزوبلند بود که بابا اسم انجا

دانلود رمان دنیای تاریک

روباغ کوچیک صدا میکردمیرسید سمت راست حیاطم باغ اصلی بود که باصفا تروبزرگ ترازباغ
کوچیک به نظر میرسید اما من عاشق باغ کوچیک بودم تمام خاطرات کودکیم وخاطرات
نوجوونیم و اونجا گذرونده بودم وخیلی اوقات برای درس خواندن هم به باغ کوچیک پناه میبردم
به حیاط که رسیدم خانم ها هنوز بالاسردیگ مشغول هم زدن بودن با صدای یالا گفتن بلند
اقایون همگی چادرهاشونو مرتب کردن وشروع به احوال پرسی وسلام علیک کردن
سلام………………………
به طرف صدا برگشتم خود علی بود طبق معمول سربه زیروساکت
سلام علی اقا حالتون خوبه

دانلود رمان دنیای تاریک

ازعرق خیس اب شدم وگونه هامم سرخ شد علی هم دست کمی نداشت دستاشو بهم گره زده
بودودائم محکمترش میکرد
علی: خیلی ممنون ببخشید لیلی خانم میخواستم اگه میشه………

صدای قدم های امیرعباس وازپشت سرشنیدم درجا خشکم زد وعلی هم بادیدن اولبخندی
زدوبلندگفت
سلامت باشید حتما سلامتونو به فاطمه میرسونم
امیر عباس نزدیک ما شدوباچشم غره ای به من فهموند که برورم وخودش کنا علی ایستاد تا

دانلود رمان دنیای تاریک

نوبت هم زدنشون برسه نمیدونم چرا همیشه خروس بی محل بود این پسرازانجا دورشدم یعنی
علی چی میخواست بهم بگه …………..وای که چه قدر ازکناراون بودم احساس خوبی داشتم صدای
قلبموبه وضوح میشنیدم برای حلاجی کلماتی که باهم گفته بودیم روی صندلی نشستم ومشغول
بازبینی دوباره صحنه شدم

باکس دانلود

 

دانلود رمان عاشقانه دنیای تاریک,رمان عاشقانه دنیای تاریک, رمان دنیای تاریک رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور دنیای تاریک, رمان عاشقانه صحنه دار دنیای تاریک, رمان عاشقانه ایرانی دنیای تاریک, رمان عاشقانه کوتاه دنیای تاریک, رمان عاشقانه ۹۸ia دنیای تاریک, رمان عاشقانه خارجی دنیای تاریک, رمان عاشقانه پلیسی دنیای تاریک, رمان عاشقانه دانلود دنیای تاریک, دنیای تاریک,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان دنیای تاریک,دانلود رمان دنیای تاریک برای موبایل,عکس شخصیت های رمان دنیای تاریک,دانلود رمان دنیای تاریک apk,دانلود رمان دنیای تاریک نگاه دانلود,رمان دنیای تاریک قسمت اول,دانلود رمان دنیای تاریک نسخه apk,دانلود رمان دنیای تاریک apk,رمان دنیای تاریک قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

معادله راحل کنید *

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است