خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان ریلی به سرنوشت

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

در دانلود رمان ریلی به سرنوشت رمان عاشقانه جدیدی برای شما قرار دادیم که در مورد آبتین عاشقی صبور است که در کودکی به بیماری سختی دچار شده . نهال بر اثر حادثه ای پدر و خواهرش را از دست میدهد و مردی نامتعادل به واسطه نسبتی که با او دارد؛ قصه زندگی اش را زیر و رو میکند و حال پس از سالها، تنها ناجی عشق میتواند بال پروازی باشد برای اوجی دوباره….

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

نام رمان:  ریلی به سرنوشت

نویسنده: نگین باقریان

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:593 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

در مورد آبتین عاشقی صبور است که در کودکی به بیماری سختی دچار شده . نهال بر اثر حادثه ای پدر و خواهرش را از دست میدهد و مردی نامتعادل به واسطه نسبتی که با او دارد؛ قصه زندگی اش را زیر و رو میکند و حال پس از سالها، تنها ناجی عشق میتواند بال پروازی باشد برای اوجی دوباره….

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

ب مغزم فشار می آورم مدام

شبیه من بود

انگار ، خود خود من!

در خیابان میچراند ترس های خفته اش را

و طوطی وار میرقصید بغض تلخ

قبل از سلاخی خاطرات

نشناختمش چرااا… ای وای…

همه چیز را ک نمیتوان نوشت

مثل همین گلوی در اسارت

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

همین بغضی ک شب تا صبح، یو یو میکند

همین چشمان در انتظار باران

مثل همین جوانی ک ضربانش

در دست باد، له شد…

******************

فصل اول: اسکورت تنهایی

ساعدم را از روی فرمان برمیدارم و آستین سه ربع مانتوی کوتاهم را بالاتر میکشم . کلاهش را

میاندازم پشت شانه ام و شالم را کمی شل میکنم. وقتی کلافه ام همه چیز انگار بیشتر برایم تنگ

و خفقان آور است. نگاهی به ساعت مچی ارزان قیمتم که هدیه تولد بچه های مترو است

میاندازم. درست بیست دقیقه شده ک اینجا معطلم. از ترس اینکه پراید لکنده ام باز آب و روغن

قاطی نکند و روشن نشود ,هنوز خاموشش نکرده ام.

دست روی فرمانش میکشم و سعی میکنم با ملایمت حالی اش کنم با همه بدقلقی هایش چقدر

برایم عزیز است : ببین رخش خوشگلم! موافقی یه استراحتی به این موتورت بدیم؟ الان خیلی

وقته اینجاییم و هنوزم خبری نیست. میترسم غذات تموم بشه و توام که بی هوا میزنی زیر

رفاقتمون و آواره م میکنی. شب و خیابونها خلوته پس رفیق خوبی باش و اگه خاموشت کردم

اذیتم نکن، آفرین!

سویچ را میچرخانم و رخش خاموش میشود. حالا حتما سرما هم کم کم به سراغم خواهد آمد.

عجب جای غلط اندازیست! خوش بحالشان ک اینقدر مشکلات و سختی ندارند و تنها نگرانی

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

شان مکان برگزاری مهمانی شان هست و خوش گذرانی .اه لعنت به من اگر یکبار دیگر گول

حرفهای نازیلا را بخورم. بیست و پنج دقیقه شد حالا. سعی میکنم به برنامه ها و کارهایی ک باید

یکی دو روزه آینده انجام دهم فکر کنم. هنوز اجاره این ماه خانه را به عزیز خانم نداده ام. دو

کتاب منبعی ک استاد صادقی برای امتحان پایان ترم معرفی کرده را هم هنوز نخریده ام. برای

خانه تخم مرغ باید بخرم و هم شیر ولی باقی مانده کیسه آردم کفایت میکند خوشبختانه. بیست

تومن دستی را که ماه پیش ب مژگان دادم باید  شنبه پس بگیرم.  شنبه ؟ آه… ظهر  شنبه…

بازهم وعده دیدارم با عزیزترینها… میدانی یک چیزهایی هیچ وقت نه کهنه میشود نه از یاد

فراموش و نه حتی به قول عامه خاک سرد, داغ سوزناکش را سرد میکند حتی اگر سالها بگذرد و

ندانی ک اولین بار کِی از دست دادی و شکستی وزخم خوردی….

گوشی ام را برمیدارم. زنگ بزنم ؟ زنگ نزم؟ نازیلا گفته مدام پاپیچش نشوم و زنگ پشت زنگ اما

آخر قرارمان هشت و نیم بود و حالا   و ربع شده ! منصرف میشم فقط ب اندازه گوش دادن

آهنگی و اگر بازهم خبری نشد اینبار دست بکار میشوم !

فایل آهنگها را باز میکنم :

این حال من بی توست ♫♫

بغض غزلی بی لب

افتاده ترین خورشید

زیر سم اسب شب

گوشی را جلوی فرمان میگذارم و تکیه ش میدهم به شیشه…

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

این حال من بی توست

دلداده تر از فرهاد

شوریده تر از مجنون

حسرت به دلی در باد

سرم را پایین می آورم و پیشانی داغم را روی ساعداستخوانی سردم میگذارم و زمزمه میکنم …

پیدا شو که می ترسم

از بستر بی قصه

پیدا شو نفس برده

می ترسه ازت غصه

غصه ,غصه ! این غصه های بدپیله تمام نشدنی …

زخم ها این زخمهای پر کینه! میدانی آدم ک زیاد زخم بخورد افعی میشود شاید هم ب مار

خوردن عادت میکند

هرکس بیاید زخمی بزند و ما هم فقط نگاهی کنیم و برود…

بی وقفه ترین عاشق

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

موندم که تو پیداشی

بی تو همه چی تلخه

باید که تو هم باشی

نفس به نفس هزاران فکر تصویر میشود پشت چشمان بسته ام …

این حال من بی توست ♫♫

بغض غزلی بی لب

افتاده ترین خورشید

زیر سم اسب شب

آهنگ قطع میشود و گوشی ام ب لرزش می افتد و سُر میخورد و درست روی زانوهایم می افتد.

برش میدارم و نگاه ب صفحه اش می اندازم . چ عجب مادمازل بالاخره قابل دانستند : بله نازیلا ؟

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

– خیلی خب سلام ! بیشتر از نیم ساعت کاشتن من جلوی عمارت ها و برج های پرت اینجا،

انتظار نداری ک لحنم بهتر باشه ؟!

….

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

– هه ! عزیز من شما راحت نشستی توعمارت سلطنتی تون و با پولای واردات و صادرات ددی

جان حال میکنی. منه بدبخت تواین سرما نشستم و تنم از سرما ک هیچ از ترس باید هی بلرزه

ک گیر گشت نیافتم !

….

-تو داری کار مترو رو با این مقایسه میکنی ؟! بله بله از دست مامورهای مترو هم دایما درحال در

رفتن هستم اما تن و بدنم اینجوری نمی لرزه نازیلا و اعصاب برام نمونه !

…..

– مرسی اما نیاز ب عذرخواهی ندارم فقط گفتم محض حماقت و رفاقت مسخره ای ک مثلا داریم

بار آخری بود ک این کارو انجام دادم. میگن تا سه نشه بازی نشه ! اینم بار سومم بود بعد از اون

شب گَند ک داشتم گیر می افتادم. من دیگه ساقی جنابعالی نمیشم لطفا یه احمق دیگه رو پیدا

کن !

….

– تازه میگی آتیشی ام ؟؟؟ نه عزیزم اشتباه نکن فقط دارم میسوزم از خیلی چیزها یکیشم

کارهای خلاف توعه ک به اسم همون رفاقت الکی، انداختی گردن من و خودت بیرون از

گودنشستی … بگذریم من اتمام حجت کردم… ب سهیل بگو زودتر بیاد بیرون این باکس رو

بگیره تا منم برم ب بدبختیم برسم !

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

– چی میگی نازیلا ؟ ای بابا یعنی اینقدر سرش شلوغه ک یه دقیقه نمیتونه دل بکنه از اون

مهمونی مسخره ش و بیاد بیرون ؟

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

– کی حرف پولو زد ؟ این پولا خوردن نداره لااقل برای من که هیچ وقت برکت نداشته ! میدونی

آدم چندان معتقدی نیستم اما یه چیزهایی هنوزم حالیمه !

– پووووف از دست تو … از دست تو…

چندبار محکم روی فرمان میکوبم.

– خیلی خب لااقل بهش خبر بده خودم میرم توو میرسونم بهش و میرم رد کارم …

….

– لازم نکرده ! گفتم ک نیازی ب دست و دلبازی نیست پولش برای خودتون! برای خرده ریخت و

پاشهای خودت خرج کن. اینبارم احمق شدم ولی ب جون خودم دارم میگم نازیلا بار آخر بود

تمام…

….

– اوکی زنگ بزن بهش. من منتظرم همینجا ! فقط زودتر تا قندیل نبستم و سراغم نیومدن !

موندنم بیشتر از این توماشین مشکوکه …

دانلود رمان ریلی به سرنوشت

– خیلی خب فعلا .

تماس را قطع میکنم و گوشی را می اندازم روی صندلی کنارم.

چانه ام را میگذارم روی حلقه دستانم بدور فرمان و باز منتظر میمانم…

چراغ هوشمند در آهنی عمارتی ک روبرویش پارک کرده ام , چشمک زنان روشن میشود و نورش

مرا بخود می آورد. زیرلب رخش را صدا میزنم : رخشی میخوام روشنت کنم خداوکیلی اذیت

نکنی و با اولین استارت روشن شو !

استارت میزنم,روشن میشود : ایول خیلی بامرامی خیلی!

 

 

دانلود رمان عاشقانه ریلی به سرنوشت,رمان عاشقانه ریلی به سرنوشت, رمان ریلی به سرنوشت رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه صحنه دار ریلی به سرنوشتریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه ایرانی ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه کوتاه ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه ۹۸ia ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه خارجی ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه پلیسی ریلی به سرنوشت, رمان عاشقانه دانلود ریلی به سرنوشت, ریلی به سرنوشت,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان ریلی به سرنوشت,دانلود رمان ریلی به سرنوشت برای موبایل,عکس شخصیت های رمان ریلی به سرنوشت,دانلود رمان ریلی به سرنوشت apk,دانلود رمان ریلی به سرنوشت نگاه دانلود,رمان ریلی به سرنوشت قسمت اول,دانلود رمان ریلی به سرنوشت نسخه apk,دانلود رمان ریلی به سرنوشت apk,رمان ریلی به سرنوشت قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort
کانال آهنگ عاشقانه