دانلود رمان زمان خوش

دانلود رمان زمان خوش

در دانلود رمان زمان خوش رمان عاشقانه جدیدی را قرار دادیم که در مورد راجب دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته،دختری که سعی کرده هم خواهر باشه ،هم مادر و هم پدر .دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه ،با سختی ازدواج میکنه،باسختی بچه دار میشه .این غصه ها ازش یه زن ۰۵ ساله ساختن ،ولی با همه ی این مشکلات سعیداره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش نشه .اما انگار خدا یه جایی دلش به رحم میاد و افسار این غم و غصه ی افسار گریخته رو در بر می گیره و خوشبختی کم کم خودشو به دخترک مانشون میده …

دانلود رمان زمان خوش

نام رمان:  زمان خوش

نویسنده: نسترن

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:561 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان زمان خوش

دانلود رمان زمان خوش

در مورد راجب دختریه که غم توی تمام لحظات زندگیش حضور داشته،دختری که سعی کرده هم خواهر باشه ،هم مادر و هم پدر .دختر قصه ی ما با سختی بزرگ میشه ،با سختی ازدواج میکنه،باسختی بچه دار میشه .این غصه ها ازش یه زن ۰۵ ساله ساختن ،ولی با همه ی این مشکلات سعیداره بخنده و بخندونه که هیچکس متوجه این کهولت سن یهوییش نشه .اما انگار خدا یه جایی دلش به رحم میاد و افسار این غم و غصه ی افسار گریخته رو در بر می گیره و خوشبختی کم کم خودشو به دخترک مانشون میده …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

داشتم غذا درست میکردم که با صدای زنگ موبایلم دست از کار کشیدم

-: بله؟

غزل-: سیلللللام ،چطوری؟؟؟

-:علیک سلام ،ممنون ،توچطوری؟

غزل-: من که عااالی.

-: خیره.

غزل-: چجووورم.

-: زهر مار خب ،زیر لفظی میخوای؟؟

غزل-: نه به جون تو.

دانلود رمان زمان خوش

-:خب بِزِر دیگه.

غزل-: واقعا برات متاسفم .

-: عمت تو اولویته.

غزل-: خب قضیه از این قراره

پیش دستی کردم و گفتم-: این دل من دوباره میخواد که عاشق بشه بلا

سرم بیاره .

با دستمم روی کابینت ضرب گرفته بودم .

غزل با خنده گفت-: نه دیوووونه .

-: خببببب؟؟

غزل-: بابا کار پیدا کردم برا دوستم .

با گیجی گفتم-: دوستت کیه؟

غزل-: خری به اسم نسترن .

تازه دوزاریم افتاد ،با لحن حق به جانبی گفتم- نفرمایید ،خری از

خودتونه .

غزل-: نه به جون تو ،ما لنگ پهن میکنیم پیش شما .

-: اگه بگین راه داشته باشه،فقط و فقط مختص خودتونه .

غزل-: اهههههه ،مسخره ،اصلا من رفتم .

بعدم گوشیو قطع کرد ،ای خدا من به این چی بگم ،رفتم سر غذام که

دانلود رمان زمان خوش

دوباره گوشیم زنگ خورد.

-: ها دوباره چته؟

غزل-: دیوونه اصلا گذاشتی حرف بزنم .گفتم برات کار پیدا کردما.

-: اِ ،آره راست میگی ،خب؟ چجور کاریه؟

غزل-: ببین شرکت یکی از فامیلامونه ،به مشاور حقوقی احتیاج داشتن

چون خودم تو شرکت بابا مشغول به کارم و نمیتونستم برم،تو رو معرفی

کردم .

-: با اینکه سابقه کاری ندارم و تازه لیسانس گرفتم که مشکلی ندارن؟

غزل-: اولش چرا ،ولی خب به من میگن غزل نه برگ شلغما .

-: اوکی عزیزززم ،فقط آدرسو پیامک کن برام .

غزل-: فردا خودم میام دنبالت .

-: نمیخواد دیگه بیای.

غزل-: ساعت ۸آماده باش.

دوباره بدون خدافظی گوشی رو قطع کرد ،کلا از ادب به دوره این

دختر.

غذا که حاظر شد ،نسرینو صدا کردم سفره رو ببره .

نشسته بودیم سر سفره که دیدم نسرین با غذاش بازی میکنه.

-: پس چرا نمیخوری ؟

دانلود رمان زمان خوش

-: نسترن میخوام برم سر کار.

غذا پرید تو گلومو گفتم-: چییییییییی؟؟؟

نسرین ترسیده گفت-: هیچی آبجی ،فقط میخوام برم سر کار.

قاشق و چنگالو تو بشقاب ول کردم و از جام پاشدم .

همونطور که داشتم میرفتم سمت تک اتاق خونمون گفتم-: نسرین

دیگه ازت نشنوما ،تو از الان باید برا کنکورت بخونی .

نسرین-: کنکورو که سال دیگه باید بدم .

-:هرچی.با من بحث نکن ،از فردا هم خودم دارم میرم سر کار.

مهلت هیچ حرفیو بهش ندادم و رفتم تو اتاق ،جامو پهن کردم و دراز

دانلود رمان زمان خوش

کشیدم.

سرمو بردم زیر پتو و شروع کردم به گریه کردن .زیر لبم داشتم با

حرف میزدم ،البته بیشتر ناله بود.

-: مامانی کجایی آخه؟ میبینی دخترت بهم چی میگه ؟ بابا تو دیگه چرا

تنهام گذاشتی؟ اگه بودی ،من راحت درسمو ادامه میدادم ،نسرینم

فقط به فکر کنکورش بود ،نه این که به فکر کار پیدا کردن باشه .

اینقدر حرف زدم و زدم که نفهمیدم چجوری خوابم رفت …

صبح با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم ،

مانتوی مشکیمو از روی چوب لباسی برداشتم با شلوار و مقنعه ی

صدری پوشیدم ،کولمو برداشتم از در زدم بیرون .

تا پامو از خونه گذاشتم بیرون ،رانای مشکی غزل از ته کوچه پیدا شد،

چهل و پنج دقیقه فقط تو راه بودیم ،من چجوری این راهو برم آخه؟

توی سالن شرکت نشسته بودیم و منتظر بودیم تا صدامون کنن.

منشی-: خانم نسترن سلیمانی؟

-: بله؟

دانلود رمان زمان خوش

منشی-: بفرمایید ،ابتدای راهرو ،در سفید رنگ.

وقتی وارد شدیم ،اولین چیزی که جذبم کرد یه دختر فوق زیبا بود

که پشت میز نشسته بود ،من باید برای این کار کنم؟ اگه در هر شرایطی

غیر از شرایط الانم بودم مطمئناً قبول نمیکردم.

بعد از گفتن شرایط،قراردادی بینمون بسته شد و قرار شد از امروز

مشغول به کار بشم .

با کمک منشی اتاقمو پیدا کردم ،به غیر از میز من یه میز دیگه هم بود

که هنوز نمیدونستم مال کیه .

غزل بعد از جاگیر شدنم رفت که به کار خودش برسه .

تو حینی که منشی رفته بود پرونده هارو بیاره ،گوشیمو دراوردمو

شماره خونه رو گرفتم .

نسرین-: الو؟

-: سلام خوبی؟

نسرین-: سلام ،ممنون آبجی ،رفتی سر کار؟

-: آره از امروز کارم شروع شده ،البته بیشتر برای معارفه بود امروز

ولی در هر صورت باید تا پایان وقت اداری بمونم .

نسرین-: خداروشکر .پایان وقت اداری کیه؟

۰ بعدازظهر ،تابستونا ۷بعدازظهر. :: -: زمستونا تا ۵

 

 

دانلود رمان عاشقانه زمان خوش,رمان عاشقانه زمان خوش, رمان زمان خوش رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور زمان خوش, رمان عاشقانه صحنه دار زمان خوش, رمان عاشقانه ایرانی زمان خوش, رمان عاشقانه کوتاه زمان خوش, رمان عاشقانه ۹۸ia زمان خوش, رمان عاشقانه خارجی زمان خوش, رمان عاشقانه پلیسی زمان خوش, رمان عاشقانه دانلود زمان خوش, زمان خوش,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان زمان خوش,دانلود رمان زمان خوش برای موبایل,عکس شخصیت های رمان زمان خوش,دانلود رمان زمان خوش apk,دانلود رمان زمان خوش نگاه دانلود,رمان زمان خوش قسمت اول,دانلود رمان زمان خوش نسخه apk,دانلود رمان زمان خوش apk,رمان زمان خوش قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های نسترن,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل