دانلود رمان زیر پای عشق

دانلود رمان زیر پای عشق

در دانلود رمان زیر پای عشق رمان عاشقانه جدیدی برای شما رمان دوستان عزیز سایت عاشقانه لاو 98 قرار دادیم که در مورد یک دختر تنها با …

دانلود رمان زیر پای عشق

نام رمان:  زیر پای عشق

نویسنده: فاطمه جلالوند

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:916 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان زیر پای عشق

دانلود رمان زیر پای عشق

در مورد یک دختر تنها با …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

باصدای زنگ بچه ها مشغول جمع کردن وسایلشون شدند، معلم از سرجای خود بلندشد و عزم

رفتن کرد.

معلم-بچه ها جلسه بعد این مبحث رو خوب بخونید امتحانه.

بعد از گفتن حرفش از کلاس خارج شد. کوله ام را روی دوشم انداختم و به طرف در حرکت کردم،

مریم خودشو به من رسوندو گفت:

مریم-مستقیم میری خونه؟

-هه خونه نه عزیزم دارم میرم جهنم.

مریم-وا چته تو؟

-هیچی بابا اره دارم میرم خونه چطور مگه

-من دارم میرم کتابخونه گفتم شاید دوست داشته باشی بامن بیای.

-نه حوصلشو ندارم.

-باشه پس من رفتم.

مواظب خودت باش مریمی خدافظ.

-بای بای.

مریم اینو گفت و ازم دور شد، برگشتم و به طرف خونه یا همون جهنم به راه افتادم.

رسیدم جلوی در، صدای قهقه های بلند عمه و مهموناش تا اینجا هم میومد. کلید انداختم و در رو

باز کردم، رفتم داخل و از پله های داخل حیاط بالا رفتم. در خونه رو باز کردم و وارد شدم، من با

عمه اینا زندگی میکردم نه اینکه باهم باشیم، خونمون یه خونه دوطبقه کلنگی بود و عمه اینا

دانلود رمان زیر پای عشق

طبقه پایین و من طبقه بالا زندگی میکنم، تنها زندگی میکنم البته قبلا پدرم بود ولی دوساله که

دیگه ندارمش.

بعد مرگش عمه میخواست منو از خونه بیرون کنه، ولی خداروشکر طبقه بالارو بابا به اسمم زده

بود و یه پسنداز کمی هم تو بانک داشتم.

که باسودش زندگی رو میگزرونم عمه هیچوقت از من خوشش نمیومد میگفت داداشم جونیشو

بخاطر تو حروم کرد، تو نحسی و خیلی حرفای دیگه منم ازش بدم میومد، عمه شوهر نداره ولی

یه دختر لنگه ی خودش داره که باهم هر غلطی که دلشون بخواد میکنن، تازگی ها فهمیدم که

مواد هم مصرف میکنن. همیشه به مهمونی میرن و تو خونشون ادم میارن و قمار میکنن.

لباسای مدرسه رو از تنم بیرون اوردم و بالباس راحتی عوض کردم.

رفتم سمت یخچال و در یخچال رو باز کردم، یه کم غذا از دیشب مونده بود اوردمش بیرون و

گذاشتمش سر گاز تا گرم بشه.

وقتی گرم شد ریختمش تو ظرف ورفتم نشستم جلوتلوزیون و روشنش کردم. زدم کانال اخبار و

صداشو زیاد کردم تا صداهایی که از طبقه پایین میومد رو نشنوم.

بعد از خوردن غذا ظرفشو شستم و

رفتم به طرف تنها اتاق خوابی که تو خونه بود و از قفسه کتاب درسیم رو برداشتم تا یه کم

بخونمش.

کتاب رو بستم و تو قفسه گذاشتمش. غروب شده بود و هوا رو به تاریکی میرفت.

از اتاق خارج شدم و به طرف در خونه رفتم، کلید رو در بود، در رو از داخل قفل کردم همیشه هوا

که تاریک میشد زود در خونه رو قفل میکردم

دانلود رمان زیر پای عشق

تا آدم های مست و بی سروپایی که عمه راه میده تو خونش نیان بالا و بلایی سرم بیارن.

دوباره برگشتم تو اتاق تا یک ساعتی رو بخوابم.

***

از خواب که بیدار شدم هوا کاملا تاریک شده بود، صدای شکمم دیگه در امده بود، از جام بلند

شدم و به آشپز خونه رفتم ماهیتابه رو از کابینت در اوردم و روی گاز گذاشتم دوتا تخم مرغ زدم

سفره رو پهن کردم و تخم مرغ رو گذاشتم یه کم سبزی داشتیم اوردمو غذامو خوردم، بعد غذا

رفتم سراغ تلوزیون روشنش کردم سریاله مورد علاقمو نشون میداد مشغول تماشا کردنش شدم.

دانای کل

صدای زنگ موبایل فضای اتاق دود گرفته را پر کرده بود، مرد با خونسردی به تلفن نزدیک شد و

تماس را متصل کرد.

صدایی از آن طرف خط بلند شد.

-سلام ریس…

دانلود رمان زیر پای عشق

طبق معمول جوابی دریافت نکردو ادامه داد.

-نتونستیم پیداش کنیم انگار آب شده رفته تو زمین نیس که نیس.

سکوت حاکم شده بر فضا با صدای محکم و قاطع مرد شکسته شد.

-بازم بگردید، میخوامش، دست خالی برگردی زنده از پیش من نمیری.

گوشی را قطع کرد و به دیوار روبرویش کوبید، موبایل با صدای بدی شکسته شد و هر تکه اش

جایی پرتاپ شد.

مرد جوان سیگاری آتش زد و کامی طولانی از او گرفت.

زمزمه بر روی لبانش جاری شد.

-پیدات میکنم.

***

-با نوری که به چشمم میخورد از خواب بیدار شدم، جلوی تی وی خوابم برده بود، از جام بلند

شدم کمرم و گردنم خشک شده بودن خداروشکر پنجشنبه بود ومدارس تعطیل بودن.

بعد از خوردن صبحانه که شامل نون و پنیر میشد به اتاقم رفتم، از پنجره ی اتاق به بیرون خیره

شدم، هوا خوب بود و جون میداد واسه پیاده روی.

تصمیم گرفتم برم بیرون یه گشتی بزنم

در کمد رو باز کردم و شلوار جین آبی با مانتوی کالباسیمو که دیگه کهنه شده بود پوشیدم و یه

شال مشکی برداشتمو سرم کردم دوست نداشتم تنها برم اما گوشی نداشنم که به دوستام خبر

بدم

چشمم به لوازم آرایشم افتاد، رفتم جلوی آیینه یه برق لب و یه ریمل زدم تا از بی روحی دربیام

به صورتم دقیق شدم، چهره قشنگی داشتم که بابا همیشه میگفت شبیه مادرتی مادری که

چهرش در ذهنم کمرنگ شده و به سختی به یاد میارمش، صورت کمی گرد ابروهای هشتی و

چشمای درشت قهوه ایی بینی کوچیک و متناسب باصورتم و

لبای معمولی داشتم.

از اتاق خارج شدم و رفتم سمت در خونه قفل رو باز کردم و کلید رو برداشتم، کفشام کنار در

بود، کتونی مشکی که علامت نایک سفیدی روش بود، برداشتم و پوشیدمش و در رو از بیرون قفل

کردم.

از پله ها پایین رفتم و در ورودی رو باز کردم که…

-آیلی

عمه بود که صدام زد، برگشتم طرفش مثل همیشه آرایش کاملی روصورتش بود و پیرهن تنگ

وساپورت مشکی جذب پوشیده بود.

-بله عمه.

-کجامیری دوباره ننه بابا که نداری جمت کنن ولی من آبرو دارم انقد ول نگرد.

دانلود رمان زیر پای عشق

پوزخندی زدم به حرف عمه، آبرو هه تنها چیزی که نداشت همین بود، بی توجه به حرفش

برگشتم و سریع از حیاط خارج شدم، راه افتادم به طرف پارک نبش خیابون.

رسیدم به پارک خیلی خلوت بود، رو نیم کتی که کنار وسایل ورزشی قرمز رنگ بود نشستم.

۷سالم بود که مادرم و پدرم از هم جدا شدن مامان بابامو دوست نداشت و این از رفتاراش با پدرم

مشخص بود، همیشه سر چیزای الکی دعوا رامینداخت و شکایت میکرد.

 

 

دانلود رمان عاشقانه زیر پای عشق,رمان عاشقانه زیر پای عشق, رمان زیر پای عشق رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور زیر پای عشق, رمان عاشقانه صحنه دار زیر پای عشق, رمان عاشقانه ایرانی زیر پای عشق, رمان عاشقانه کوتاه زیر پای عشق, رمان عاشقانه ۹۸ia زیر پای عشق, رمان عاشقانه خارجی زیر پای عشق, رمان عاشقانه پلیسی زیر پای عشق, رمان عاشقانه دانلود زیر پای عشق, زیر پای عشق,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان زیر پای عشق,دانلود رمان زیر پای عشق برای موبایل,عکس شخصیت های رمان زیر پای عشق,دانلود رمان زیر پای عشق apk,دانلود رمان زیر پای عشق نگاه دانلود,رمان زیر پای عشق قسمت اول,دانلود رمان زیر پای عشق نسخه apk,دانلود رمان زیر پای عشق apk,رمان زیر پای عشق  قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل