دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

در دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور رمان عاشقانه جدید برای شما قرار دادیم که در مورد دختری به نام نیکو هست؛که هر شب با چشم هایی درخواب ملاقات داره!… این دختر همه کابوساش و حفظه،اما خوابای خوبشو نصفه میبینه شاید کسی بیاد تو زندگیش که باعث بشه این کابوس ها و خواب های بی انتها تموم بشه شاید این خوابایی که می بینه یک نشانه باشه برای آیندش؛آیا ارزش داره که خواب هاشو جدی بگیره؟یا اینکه سرسری ازش عبور کنه؟ با ترس و بی اعتماد قدم برداشت،نمیدونست هدفش چیه و کجاست ! فقط میدونست باید بره دنبالش … تنها چراغی که روبروش بود و کمکش میکرد چشمای به رنگ شب،که تو اون تاریکی برق میزد و این باعث میشد نتونه مستقیم بهش نگاه کنه یه قدم دیگه باهاش فاصله داشت،فقط یه قدم دیگه برای لمسش نیاز داشت …

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

نام رمان:  سنگ دل دیکتاتور

نویسنده: زهرا شفیعی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:171 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

در مورد دختری به نام نیکو هست؛که هر شب با چشم هایی درخواب ملاقات داره!… این دختر همه کابوساش و حفظه،اما خوابای خوبشو نصفه میبینه شاید کسی بیاد تو زندگیش که باعث بشه این کابوس ها و خواب های بی انتها تموم بشه شاید این خوابایی که می بینه یک نشانه باشه برای آیندش؛آیا ارزش داره که خواب هاشو جدی بگیره؟یا اینکه سرسری ازش عبور کنه؟ با ترس و بی اعتماد قدم برداشت،نمیدونست هدفش چیه و کجاست ! فقط میدونست باید بره دنبالش … تنها چراغی که روبروش بود و کمکش میکرد چشمای به رنگ شب،که تو اون تاریکی برق میزد و این باعث میشد نتونه مستقیم بهش نگاه کنه یه قدم دیگه باهاش فاصله داشت،فقط یه قدم دیگه برای لمسش نیاز داشت …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

با جیغ از خواب پریدم

در باز شد و اول بابا بعد مامان آخرهم نیلو سراسیمه وارد

اتاق شدن

مامان نشست کنارم و دستشو گذاشت رو پیشونیم:بازم که

بدنت داغ کرده…!

بابا:دخترم نمیخوای بگی چه خوابی میبینی که انقدر آشفته

میشی و تب میکنی؟!؟

به علامت “نه” سرم و تکون دادم.

هنوز تو شوک بودم

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

مامان با دلخوری از کنارم بلند شد و دست بابا رو گرفت و

باهم رفتن بیرون

نیلو در و بست و آروم نشست پیشم

نفسمو با کلافگی فرستادم بیرون و خودم و انداختم رو

تخت:این رویاییه که گرفت خواب و ازم،دوباره همون

چشمای سیاه لعنتی…!

نیلو:حتما بازم نتونستی بفهمی چیه و کیه؟

-:نتونستم

نیلو:چی بگم والله!

-:هیچی خواهری،ببخشید شما رو هم از خواب بیدار کردم.

از جاش بلند شد و یه چشم غره بهم رفت:بار آخره همچین حرفی میشنوم،فهمیدی؟الآنم سعی

کن بخوابی عزیزم شبت بخیر.

یه شب بخیر زیر لبی و آروم گفتم که خودمم به زور شنیدم

با رفتن نیلو سکوت مطلقی به فضای اتاق حاکم شد

که فقط هر از گاهی صدای نفس های من این سکوت و میشکست

انقدر توی جام تکون و خوردم و پهلو به پهلو شدم تا بعد از

اینکه آفتاب طلوع کرد منم چشمام گرم شد و خوابیدم

**************

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

دیگه نیستم قلبت خورده تَرَک،خب به دَرَک خب به دَرَک

دیگه نیستم موندی تنها و تک،خب به دَرَک خب به دَرَک

صدای زنگ گوشیم بازم مزاحم خوابم شد،چشم بسته تماس و رد کردم

یه بار دیگه زنگ خورد این بار هم همون کارو انجام دادم

برای اینکه دوباره تکرار نشه خاموشش کردم

پتو رو کشیدم رو سرم؛یواش یواش چشمام داشت گرم میشد

که در اتاق با شدت زیادی باز شد.

با عصبانیت سرم و از زیر پتو بیرون آوردم و به نیلو که جلوم

وایستاده بود نگاه کردم:اینجا مگه طویلس سرتو میندازی پایین میای تو؟خواب نازنینم و ازم

گرفتی

تلفن و گرفت سمتم:بگیر جواب اینو بده منو دیوانه کرد انقدر زنگ زد.

گوشی و گذاشتم کنار گوشم:بله؟

ماکان:چرا زنگ میزنم رد تماس میدی؟گوشی خاموش میکنی واسه من؟لنگ ظهر شده نمیخوای

بیدار شی؟

با چشمای گرد شده به نیلو نگاه کردم:اگه یکم دیگه نفس نگیری باید با عزرائیل سلام علیک کنی

ها؛ اولا اینکه خو

رواااااانی وقتی رد میدم ینی اینکه نمیخوام جواب

بدم؛دوما نیگا نکردم ببینم کی داره زنگ میزنه!سوما دیشب اصلا نخوابیدم

+:دوباره همون قضیه؟

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

-:بله همونه…

+:خب باشه،بگو ببینم امروز چیکاره ای؟

برنامه ی روزانم جلو چشمام مرور شد…

حموم که دیروز رفتم،تلوزیون هم برنامه خاصی نداره،اتاقم که جمع کردم…پس حتما میخوام

بمونم یکم استراحت کنم.

-:هیچ کاره میخوام بمونم خونه.

+: ینی نمیای با من بریم بیرون امروز؟

-:نچ نمیام.

+:فردا چی؟فردا میای؟

-:نچ.

+:خو پس فردا میام دنبالت.

-:نچ.

+:مرض و نچ،کوفت و نچ،به غیر از این نچ کلمه ی دیگه ای

بلد نیستی؟

-:نچ.

از پررویی خودم خندم گرفت،من چقدر این پسر و اذیت

میکنم خدایا.

+:ینی برو بمیر نیکو.

-:عمت بمیره پسره ی سه نقطه،مگه جای تورو تنگ کردم؟

دستمو گذاشتم رو سینم و به صدام و حالت بغض دادم:ببین انقدر منو حرص میدی ضربان قلبم

رفت بالا

نیلو از این طرف گفت:اَلَکی؟؟؟

گوشی و از خودم دور کردم:تو هیچی نگو دارم برات جداگونه…

گوشی و گذاشتم کنار گوشم و نیلو دستشو به معنای بروبابا تو هوا تکون داد.

+:من دارم حرص میدم به نظرت؟جای اینکه طلبکار باشم خانوم یه چیزی بدهکار شدم!آخر هفته

میام دنبالت بریم یکم بگردیم پوسیدم تو خونه.

با انگشت اشارم یکم جلوی سرم و خاروندم:باشه حالا خبر

میدم،اما از الآن هیچ قولی بهت نمیدم.

ماکان:همون بمیر تو،کار نداری؟

-:نچ،اودافظ.

ماکان:مرض و اودافظ،مرض و نچ؛دختره ی یه وری،خداحافظ.

از روی تخت بلند شدم و گوشی نیلو رو دادم بهش.

نیلو:چرا انقدر این پسر و حرص میدی آخه؟نمیخوای آدم بشی؟

شونه هامو انداختم بالا و به سمت دستشویی رفتم:من حرص نمیدم تقصیر خودشه،بعدشم تو

جای اینکه طرفداری

خواهرت و کنی پسر مردم و چسبیدی؟ملت خواهر دارن ماهم خواهر داریم

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

نیلو:میدونی که من طرفدار حقم پس الکی حرف نزن،یکم بیرون خرید دارم نهارم با دوستم

میخورم،تو چیزی نمیخوای؟

-:نچ،برو خوش بگذره.

رفتم دستشویی و جلوی آینه وایستادم،آبم باز کردم و خوابی

که دیده بودم براش تعریف کردم

اعتقادم این بود،قبل از اینکه برای کسی توضیح بدی چی دیدی تو خواب؛برای آب بگو تا اون و با

خودش بشوره و

ببره.

********

با یه لیوان آب پرتقال جلوی تلوزیون نشستم و شبکه هارو بالا پایین کردم.

یه نگاه به ساعت روی دیوار انداختم،الکی الکی زمان داره میگذره و من هیچ کاری نمیکنم.

کلافه سرم و بین دستام گرفتم و به تختم پناه بردم

من باید میفهمیدم ماه هرشب دیدن این خواب چه معنایی داره.

انقدر فکر و خیال سراغم اومد که متوجه نشدم کی خوابم برد

******

آخرین بشقاب و رو میز گذاشتم:بابا،مامان،نیلو بیاید شام.

 

دانلود رمان عاشقانه سنگ دل دیکتاتور,رمان عاشقانه سنگ دل دیکتاتور, رمان سنگ دل دیکتاتور رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه صحنه دار سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه ایرانی سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه کوتاه سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه ۹۸ia سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه خارجی سنگ دل دیکتاتور, رمان عاشقانه پلیسی سنگ دل دیکتاتور دل دیکتاتور, رمان عاشقانه دانلود سنگ دل دیکتاتور, سنگ دل دیکتاتور,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان سنگ دل دیکتاتور,دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور برای موبایل,عکس شخصیت های رمان سنگ دل دیکتاتور,دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور apk,دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور نگاه دانلود,رمان سنگ دل دیکتاتور قسمت اول,دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور نسخه apk,دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور apk,رمان سنگ دل دیکتاتور قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل