دانلود رمان غزل در غزل

دانلود رمان غزل در غزل

در دانلود رمان غزل در غزل رمان عاشقانه جدید را برای شما آماده کردیم که در مورد داستانی که پستی بلندی های زندگی یک زوج را بیان کرده..
داستانی که عشق واقعی رو نشان میده.. تیام.. پسره مغروری که غرور خیلی آسان زندگی اش را به بازی میگیرد.. و سارا.. دختری که سادگی اش زندگی اش را به باد میدهد…

دانلود رمان غزل در غزل

نام رمانغزل در  غزل

نویسنده:آیلین شمس

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:996 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

عکس نوشته های اسمش دلتنگیه

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

بلند گفتم: بیا تو.
در باز شد و منشی سر به زیر اومد تو. جلوی میز ایستاد. اخم کردم و لپ تاپ رو بستم.
سرد گفتم: بگو.
با صدای آروم و نازکش گفت: رئیس، از شرکت مروارید تماس گرفتن، گفتن که میخوان کار با شما
رو شروع کنن.
-خب؟
منشی: برای همین گفتن فردا جلسه ای با هم بزارین.
از پشت میز بلند شدم و کتم رو پوشیدم. در حالی که میرفتم سمت در گفتم: فردا ساعت   قرار
بزار.

دانلود رمان غزل در غزل
منشی: چشم رئیس.
از شرکت خارج شدم و رفتم تو پارکینگ. سوار ماشینم شدم و راه افتادم سمت خونه.
بعد چند دیقه رسیدم خونه، دو تا بوق زدم، مش رحیم درو باز کرد و رفتم تو. ماشین رو پارک
کردم پیاده شدم.
درو باز کردم و وارد خونه شدم. داشتم میرفتم سمت اتاقم که مامان صدام کرد. برگشتم سمتش
لبخند کوچیکی زدم: سلام مامان جان.
لبخند زد: سلام پسرم. چرا زود اومدی؟
رفتم سمتش و دستشو گرفتم و بوسیدم: خسته بودم..
با همون لحن مهربونش گفت: الهی فدات بشم. برو استراحت کن پسر گلم.
-خدانکنه مامانم. کاری داشتی صدام کن.

دانلود رمان غزل در غزل

سری تکون داد. از پله ها داشتم میرفتم بالا که تینا یادم افتاد، بلند گفتم: راستی مامان، تینا
کوش؟
مامان: با سارا رفته بیرون. الانا دیگه پیداش میشه.
اخم کردم، سارا.. آدم کم بوده؟ اَه اَه. اصن به تو چه تیام؟ مگه اون تو کارای تو دخالت میکنه؟
هر چی، دوس ندارم با اون دختره بچرخه..
پیرنم رو با یه حرکت در آوردم و خودم رو پرت کردم رو تخت. تو دنیا فقط دو تا جنس مؤنث
برام مهمن، مادرم، خواهرم.
همین و بس. نفرت دارم از هر جنس مؤنثی… هه، دخترا فقط به درده بازی کردن میخورن.
بعد یه استراحت کوتاه تصمیم گرفتم برم باشگاه. خیلی وقت بود باشگاه نرفته بودم..
یه کت اسپرت با یه پیرن مشکی پوشیدم.. از اتاق خارج شدم و آروم از پله ها رفتم پایین..
تینا و مامان و اون دختره نشسته بودن رو مبل و چایی میخوردن. تینا با دیدنم دوید سمتم و
پرید بغلم.

دانلود رمان غزل در غزل

دستمو دور کمرش حلقه کردم تا نیفته دختره دیوونه.. هزار بار بهش گفتم جلو یه غریبه این کارا
رو نکن.
جیغ زد: سلام عشقم، دلم برات یه ذره شده بود..
آروم دم گوشش گفتم: بعدا حساب تو رو میرسم تینا خانوم..
بعد بلند گفتم: منم همینطور عزیزم.
از خودم به زور جداش کردم و گذاشتمش زمین. سارا سلام داد که با سر جوابش رو دادم، تینا هم
که چه حرسی خورد از حرکتم.
رو به مامان گفتم: مامان جان، شاید شب نیام خونه.

مامان با غروره خاص خودش گفت: باشه پسرم.
زیر لب خدافظی گفتم و از خونه خارج شدم.. سوار ماشین شدم و راه افتادم سمت باشگاه..
گوشیم رو صندلی بغلم بود… صفحه اش روشن خاموش میشد و اسم سپهر روش خودنمایی
میکرد..

دانلود رمان غزل در غزل

خیلی جدی جواب دادم: بله؟
با لحن طلبکاری گفت: بَلا به جونت. هیچ معلومه کدوم گورستونی هستی؟
-چرت و پرتاتو شروع نکن باز حوصله ندارم. خوبه همین دیروز حالتو پرسیدم..
سپهر: خیلی…..حالا بیخی، کجایی؟! سارا خونه شما بود.
-دارم میرم باشگاه.
سپهر: شب چیکاره ای؟
-خونه خودمم، خواستی بیا. نخواستی هم به… درک.
سپهر: گوه مفت نخور، میام. دو تا دختر خوشگل مُشکلم میارم حال کنی.
با حرس غریدم: سپهر..
بلند خندید:جونم؟!
-خدافظ.
سپهر: باشه دیگه پ دخترا رو ردیف میکنم… بای عشقش..
-حواست باشه دستم بهت نرسه..

دانلود رمان غزل در غزل

گوشی رو قطع و پرت کردم رو صندلی.. این پسر همیشه منو حرس میده..

بعد اینکه از باشگاه در اومدم، راه افتادم سمت خونه.. مستقل بودن رو دوس دارم، نه سر خر
بودن..
ماشین رو پارک کردم تو حیاط و وارد خونه شدم…خودم رو پرت کردم رو مبل..
سپهر هم ساعت ۹ شب بود که اومد.. غذا هم خریده بود.. چه عجب.. یه بار عقلش درست
کار کرد..
سپهر: بَه.. داش گلم.. سلام.. منم خوبم تو چطوری؟!لازم نیست بگی.. میدونم خوش
اومدم..
در حالی که با ابروهای بالا رفته نگاش میکردم گفتم: چقد زر میزنی تو پسر..
خودشو انداخت رو مبل و با غیافه ای گرفته گفت: حالم خرابه تیام..
نگران نگاهش کردم.. تا حالا اینطور ندیده بودمش..
نگران گفتم: چیزی شده؟؟

دانلود رمان غزل در غزل

ناراحت نگام کرد و سرشو به معنی آره تکون داد.. رفتم نشستم کنارش و دستمو گذاشتم رو
شونش..
-خب بگو.. در مورده چیه؟!
تک خنده ای کرد و بلند شد: بی خیال.. گشنمه تیام..
زیر لب گفتم: کوفت بخوری تو.. خب اول بگو چه مرگته.. بعد غذا بِکوفت.
رفت سمت آشپزخونه: بعدا بهت میگم حالا.. الان گفتنش هیچی دردی رو، دوا نمیکنه..تو
آشپزخونه میخوری یا بیارم اینجا؟!
-بیار اینجا..
طلبکار گفت: امر دیگه رئیس؟.. چه پرو پرو هم میگه بیار اینجا..

دانلود رمان غزل در غزل

در حالی که غر غر میکرد رفت تو آشپزخونه.. سرمو تاسف بار براش تکون دادم و تلوزیون رو
روشن کردم..
وقتی شام رو خوردیم، رفتیم نشستیم تو حیاط.. چند تا صندلی و یه میز گرد گذاشته بودم و
بیشتر مواقع اینجا بودم..
سپهر: خاله بهت در مورد سفر نگفت؟
متعجب نگاش کردم: چه سفری؟
سپهر: حالا خودش بهت توضیح میده..
اخم کردم: گفتم چه سفری؟! اصلا هر چی،،من که نمیام.
سپهر: مامانت رو میشناسی که..

دانلود رمان غزل در غزل

-شرکتم رو ول کنم با یه سری چیز مُخ بیام سفر؟. چرا نمیفهمه من اون تیام قبل نیستم؟
عصبی بلند شدم و رو به حیاط وایستادم.. دستامو داخل جیبم کردم و چند تا نفس عمیق
کشیدم تا از عصبانیتم کم بشه..

 

دانلود رمان عاشقانه غزل در غزل,رمان عاشقانه غزل در غزل, رمان غزل در غزل رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور غزل در غزل, رمان عاشقانه صحنه دار غزل در غزل, رمان عاشقانه ایرانی غزل در غزل, رمان عاشقانه کوتاه غزل در غزل, رمان عاشقانه ۹۸ia غزل در غزل, رمان عاشقانه خارجی غزل در غزل, رمان عاشقانه پلیسی غزل در غزل, رمان عاشقانه دانلود غزل در غزل, غزل در غزل,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان غزل در غزل,دانلود رمان غزل در غزل برای موبایل,عکس شخصیت های رمان غزل در غزل ,دانلود رمان غزل در غزل apk,دانلود رمان غزل در غزل نگاه دانلود,رمان غزل در غزل قسمت اول,دانلود رمان غزل در غزل نسخه apk,دانلود رمان غزل در غزل apk,رمان غزل در غزل قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل