izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort
gaziemir escort
خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان لیلی پریشان

دانلود رمان لیلی پریشان

در دانلود رمان لیلی پریشان رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود شما رمان دوستان عزیز قرار دادیم که در مورد که بعد از مرگ مادرش با اتفاقات مبهم و عجیبی رو به رو میشه که زندگی دختر رو تغییر میده و…

دانلود رمان لیلی پریشان

نام رمان:لیلی پریشان

نویسنده: آتنا بانو

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 302

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

 

عکس و تصویر میدانی؟ تازگی ها زندگی جوری شده است که از کسی توقع نداشته باشی بهتر است ...

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

چشمانم رو به امید اینکه همه چیز یک خواب بوده باشه،باز کردم…اما با دیدن لباس مشکیم
فهمیدم خواب نبوده….
یعنی باید به این زودی میرفت؟
من که جز اون کسی رو محرم راز هام نمیدونستم…
من فقط با وجود اون خوش حال بودم…
با وجود اینکه روی تخت بی حرکت بود،دوستش داشتم…با اینکه نمیتونست باهام حرف
بزنه.دوست داشتم..چون مادرم بود..!!!

دانلود رمان لیلی پریشان
مادرم منو با تمام وجود و عشقش بزرگ کرده بود …به خاطر اون تصادف لعنتی به اون روز افتاد…
با اینکه چهل روز از مرگش میگذره،هنوز باهاش کنار نیومدم،دل تنگشم،آرزوی دیدنش رو
دارم؛بابام حتی نذاشت تو مراسم خاکسپاریش باشم…
اشک هام صورتم رو خیس میکردند…عکس مادرم رو برداشتم و بغلش کردم…
_نمیخوای بلند شی؟!!!نمیخوای تمومش کنی؟!؟

با صدای لیلی سرم رو بلند کردم.بهش نگاه کردم…لیلی دخترخالم بود.برام مثل خواهر نداشته ام
بود.
چشم ازش گرفتمو به دیوار رو به رو خیره شدم و گفتم:_چرا میخوام …اما نمیتونم .برام سخته
لیلی؟!؟

دانلود رمان لیلی پریشان

حرفام رو با بغض میزدم..نمیتونستم خیلی راحت در موردش صحبت کنم…
_عسل جان تو میتونی…اگه بخوای میتونی،ازت خواهش میکنم،به خاطر خودت،به خاطر پدرت،به
خاطر روح مادرت، عسل تو نمیتونی تمام عمرت رو این طوری زندگی کنی ، میخوای همینجوری
تو اتاقت بشینیو زانوی غم بغل کنی؟؟ تا چی بشه؟ این و میخوای؟
_نه این رو نمیخوام…اما میگی چیکار کنم؟فراموشش کنم؟
_نه عزیزم…عسل تو باید باهاش کنار بیای به خدا اینجوری روح مادرت هم راضی نیست…حالا هم
پاشو بیا پایین شام بخور فردا هم حتما باید با من بیای دانشگاه دیگه نمیذارم یه لحظه هم اینجا
بمونی…از اونجا هم میای پیش خودم تا چند وقت میمونی تا حالت بهتر شه…
_لیلی خواهش میکنم،پایین میام ولی دانشگاه نه،حوصله اونجارو ندارم ؛خونه شمام نمیام بابام
تنهاست باید یکی تو خونه باشه؟!…

دانلود رمان لیلی پریشان

_اینو یادت باشه هیچوقت رو حرف من نه نیاری ، بامن میای دانشگاه خوبشم میای ؛ پدرتم تنها
نیست میره پیش مریم…..
تا اسم مریم اومد عصبانی شدم و به سارا نگاه کردم ؛سارا تازه فهمید چی گفته دستشو گذاشت
رو دهنش….
مریم زن دوم بابام بود…مادرم به خاطر اون هرزه تصادف کرد و به اون روز افتاد ،با این حالم بابام
عین خیالشم نبود و اون زنیکه رو میاورد تو خونه..سنش کمه خیلیم کمه فقطم به خاطر پول بابام
باهاش ازدواج کرده…ولی من اون و بالاخره از زندگیمون بیرون میکنم…

_پس بگو …بابام تو رو فرستاده اینجا که منو راضی کنی و ببری تا ایشون جیگرگوششون رو
بیارن اینجا؟؟؟
_نه عزیزم من خودم اومدم …چون میدونم بابات بالاخره مریم و اینجا میاره …برای تو هم خوب
نیست اون رو ببینی ،برای همین اومدم و این پیشنهاد رو بهت دادم ،ولی ازت خواهش میکنم
باهام بیا عسل؟؟؟

دانلود رمان لیلی پریشان

_انگار نه انگار که مامانم تازه مرده ، حداقل صبر میکرد تا کفن زنش خشک بشه بعد اون زنیکه
عوضی رو بیاره خونه…
تمام حرفام رو با صدای بلند میگفتم..صبرم دیگه تموم شده بود از دست این کاراشون..
_هیس آروم باش بابات میشنوه!!!
_دارم بلند میگم تا بشنوه…میخوام بشنوه…
_عسل آروم باش؛من الان وسایلتو جمع میکنم .امشبم پیشت میمونم فردا بعد از دانشگاه میای
پیش خودم…حرفم نباشه…
چیزی نگفتم.شاید بهتر باشه برم تا بیشتر از این زجر نکشم..
_حالا هم بیا پایین شام بخور…

دانلود رمان لیلی پریشان

سری تکون دادم …بعد از اینکه لیلی بیرون رفت ،بلند شدم و روبه روی آینه ایستادم…
چقدر تو این چهل روز عوض شدم..حتی خودمم نمیشناسم…دیگه اون چشمام نمیدرخشه..بی
حاله..کجاست اون عسل؟عسل ملکی؟کجاست اون دختره شاد که هرجا میرفت دردسرای خنده
دار درست میکرد؟واقعا من چی شدم؟
چشم از آینه گرفتم و شونه ام رو برداشتم و موهام رو شونه زدم…

دست و صورتمو شستم و از اتاق خارج شدم…به سمت پله ها رفتم…پله هایی که به زمانی با مامان
سرش دعوا میکردیم که چرا من همش ازش سر میخورم…
به سمت میز ناهار خوری رفتم …بابام چه خوش تیپ شده بود انگار فقط منتظر چهل مامان
بود…خوب در هر حال مریم جون واجب تره….
کنار سارا نشستم…انگار بابام تازه من و دید..
_سلام به دختر عزیزم
خیلی سرد جوابش رو دادم:سلام

دانلود رمان لیلی پریشان

_چیزی شده دخترم؟
_نه اتفاق خاصی نیفتاده فقط یه چیز کوچیک که اونم برای شما خیلی مهم نیست…فقط مامان
من مرده ،همین ،شما خودتون رو درگیر نکنید…
سارا به پهلوم زد تا مثلا من ساکت شم..
بی توجه به اون سالاد ریختم اما اصلا نمیتونستم بخورم از گلوم پایین نمیرفت…
بابامم همونجور بهم خیره شده بود…
_چرا فکر میکنی مینا )مادرم( برام بی ارزش بوده؟

دانلود رمان لیلی پریشان

_فکر نمیکنم این واقعیته،اگر با ارزش بود باهاش بد رفتاری و بی توجهی نمیکردید یا با اون
زنیکه ازدواج نمیکردید ،دارو ندارتون به اسم مریم نمیزدید…
دیگه تحمل این لحظات و ندارم…بلند شدم تا برم …وسط راه بودم که..
_حرفاتو زدی و هرچی دلت خواست به من و مریم بیچاره گفتی،پس صبر کن تا جوابتم بگیری…

پوزخندی زدم و برگشتم..مریم بیچاره،این بلا هارو سرمون آورده حالا شده بیچاره…
_من زن دیگه گرفتم چون مامانت از من میخواست طلاق بگیره…
تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم…

باکس دانلود

دانلود رمان عاشقانه  لیلی پریشان,رمان عاشقانه  لیلی پریشان, رمان  لیلی پریشان رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور  لیلی پریشان, رمان عاشقانه صحنه دار  لیلی پریشان, رمان عاشقانه ایرانی  لیلی پریشان, رمان عاشقانه کوتاه  لیلی پریشان, رمان عاشقانه ۹۸ia  لیلی پریشان, رمان عاشقانه خارجی  لیلی پریشان, رمان عاشقانه پلیسی  لیلی پریشان, رمان عاشقانه دانلود  لیلی پریشان,  لیلی پریشان,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان  لیلی پریشان,دانلود رمان  لیلی پریشان برای موبایل,عکس شخصیت های رمان  لیلی پریشان ,دانلود رمان  لیلی پریشان apk,دانلود رمان  لیلی پریشان نگاه دانلود,رمان  لیلی پریشان قسمت اول,دانلود رمان  لیلی پریشان نسخه apk,دانلود رمان  لیلی پریشان apk,رمان  لیلی پریشان قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
کانال آهنگ عاشقانه