خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان ماهه بی حس

دانلود رمان ماهه بی حس

در دانلود رمان ماهه بی حس رمان عاشقانه جدیدی را برای شما عزیزان قرار دادیم که در این رمان هیراد پسری خشن و مغرور که عاشقانه آرام و دوست داره ولی نمیدونه آرام چجور آدمیه که تو یه مهمانی اونو تو بغل نزدیکترین دوستش می بینه اون جا با کسی آشنا میشه که..

دانلود رمان ماهه بی حس

نام رمان: ماهه بی حس

نویسنده: فاطیما.ر

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:—صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در این رمان هیراد پسری خشن و مغرور که عاشقانه آرام و دوست داره ولی نمیدونه آرام چجور آدمیه که تو یه مهمانی اونو تو بغل نزدیکترین دوستش می بینه اون جا با کسی آشنا میشه که..

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

دانلود رمان ماهه بی حس

با حال بدم از مهمونی اومدم بیرون حالم خراب بود و تنها چیزی که آرومم میکرد سیگار بود سیگارمو روشن کردم و پک محکمی بهش زدم و دودش و فرستادم بیرون
از لا به لای درختا دیدمش که با خنده و عشوه با اون پسر اومدن بیرون
آرام خودشو تو بغل نزدیک ترین دوستم جمع کرده بود شونه های لختش و به نمایش گذاشته بود حتی نمیتونم تصور چیزی که چند دقیقه پیش دیدم و کنم حالم خراب بود
میدونم الان چشمام سرخ شده وقتی نمیخواستم گریه کنم چشمام میسوخت و سرم درد عجیبی میگرفت مرد و چه به گریه کردن…

دانلود رمان ماهه بی حس

پک محکم دیگه ایی به سیگارم زدم و انداختمش زمین و زیر پام لهش کردم بهشون نگاه کردم ولی نبودن چشمامو محکم روی هم فشار دادم و دستی به پلکام کشیدم شقیقم تند تند میزد دلم میخواست برم تو و دست آرام و بگیرم و از تو بغل اون بی ناموس بکشمش بیرون ولی نتونستم قدرت مقابله با همچین چیزی و نداشتم نمیتونستم غرورمو خورد کنم و جلوی عشقم و نزدیک ترین دوستم بدبختیه خودم و ببینم

یه قدم به عقب رفتم و با حال بدم به جای خالیش نگاه کردم برگشتم عقب که محکم با یه نفر برخورد کردم با کفش پاشنه بلندش نزدیک بود بخوره زمین که بازوشو گرفتم

سرشو گرفت بالا و با اخم گفت:ولم کن به چی زل زدی
با خشم بازوشو رها کردم که ترسید و بند کیفشو تو مشتش فشار داد…
با عصبانیت یقه لباسش و گرفتم آب دهنشو قورت داد و دستشو روی مچ دستم گذاشت و گفت:مثل اینکه تنت میخاره من از اوناش نیستم برو تو این مهمونی هر کثافتی بخوای پیدا میشه فقط منو ول کن برم…

دانلود رمان ماهه بی حس

با زدن این حرف و گفتن آدمای کثافت حواسم رفت پیش آرام و سیلی محکمی تو گوش این دختر زدم
گیج خورد و با اون کفشاش نتونست خودشو کنترل کنه و پرت شد رو زمین
دستشو روی صورتش گذاشت و بابهت بهم خیره شد چشمای آبی داشت و تو این تاریکی هم درخشش چشماش مشخص بود

دانلود رمان ماهه بی حس

با عصبانیت رو نوک پام ضربه زدم و جلوش نشستم صورتش و برد عقب
دستمو به نشونه تهدید سمتش گرفتم و گفتم:از این به بعد حواست به حرفایی که از دهن گشادت میاد بیرون باشه وگرنه بلایی سرت میارم که حتی غریبه هم دلش به حالت بسوزه
دندوناشو روی هم کشید صورتش قرمز شده بود و با گستاخی تمام به چشمام خیره شده بود
پوزخندی زد و گفت:خیلی دور ورت داشته بلند شوخودتو جمع کن تا تلافی اون سیلی و سرت در نیاوردم
دستامو مشت کردم تا این حد دختری به پرویی و گستاخی این ندیده بودم به چه حقی جلوی من تو روی من این حرفارو میزنه فکر کنم هنوز منو نشناخته
میدونم ترسیده بود ولی میخواست خودشو محکم نشون بوده یقه مانتوشو گرفتم و تو یه حرکت از جاش بلندش کردم جیغی کشید و گفت:ولمممم کن عوضی نفهم……..!!!

دانلود رمان ماهه بی حس

دستمو جلوی دهنش گذاشتم و به سمت بیرون بردمش همه جور ماشین اینجا پارک بود ودر اصل اینجا خیلی خلوت بود خواستم به سمت ماشین ببرمش که گاز محکمی از دستم گرفت یه آخ گفتم مثل وحشیا موهاش دورش پریشون شده بود با ترس عقب عقب رفت و با دو فرار کرد

تا وسطای راه دنبالش دوییدم ولی دیگه بیخیالش شدم و سر جام وایستادم مشت محکمی به ماشینی که کنارم پارک بودم زدم که صدای دزدگیرش بلند شد کلافه از اونجا دور شدم وسوار ماشین خودم شدم وگاز دادم

از شیشه ماشین به عقب نگاه کردم الان آرام اونجا داره چکارمیکنه با فکر و خیالی که تو ذهنم اومد فریادی کشیدم و با مشت زدم رو فرمون صدای فریادم شیشه های ماشین و لرزوند

دانلود رمان ماهه بی حس
دیدم تار شده بود گوشه خیابون ماشین و نگه داشتم و سرمو روی فرمون گذاشتم حس مرگ داشتم حس میکنم دیگه امیدی برای زندگی ندارم این خیانت بزرگ و نمیتونم هضم کنم دختری که با باور های قلبیش چند سال منو بازیچه خودش کرد دختری که وانمود میکرد عاشقمه ولی مثل احمقا دورم زد چطور باورش کردم چطور…

آب دهنمو قورت دادم پسری که مثل برادرم دوستش داشتم و حالا امشب اونو تو بغل عشقم دیدم مغزم داشت منفجر میشد انگشتمو روی شقیقم فشار دادم به ساعتم نگاهی کردم از نیمه شب هم گذشته بود با حال بدم ماشین و روشن کردم و به سمت خونه راه افتادم

دانلود رمان ماهه بی حس

ماشین و تو پارکینگ پارک کردم و پیاده شدم دکمه آسانسور و زدم طبقه پنجم وایستاد رفتم سمت خونه و درو با کلید باز کردم همه جا تاریک بود سوییچ و کلید و پرت کردم رو میز و کلید برق و زدم با روشن شدن خونه چشمامو بستم انگار نور اذیتم میکرد…

رفتم تو آشپزخونه و شیشه آب معدنی و گرفتم و یه جا سر کشیدم نصفشو ریختم روی صورتم از خنکیش چشمام تا اخرین حد ممکن باز شد انگار منتظر یه تلنگر بودم تا از این خواب بیدار شم شیشه رو پرت کردم رو زمین و با لباس خیسم رفتم طبقه بالا دکمه های پیراهنم و باز کردم و ازتنم کشیدمش بیرون خودم و پرت کردم روی تخت و به روبروم خیره شدم
به عکس آرام یه عکس تکی و بزرگ که لباس شب مشکی تنش بود صورتش بیش از حد برام زیبا بود دوست داشتم بدون هیچ کاری فقط نگاهش کنم…

دستام مشت شد و دندونامو کشیدم روهم آزارم میده همه چیز یادآوری اتفاقات و دونستن گند کاری آرام حالمو بیش از حد خراب میکنه
از روی تخت بلند شدم و رفتم به سمتش جلوی عکسش وایستادم و دستی روی لباش کشیدم اینارو کی از من گرفت چشمامو بستم و نعره ایی کشیدم و تابلو رو پرت کردم اونطرف محکم به در اتاق برخورد کرد چشمام میسوخت

رفتم سمت تابلو و پامو گذاشتم وسط عکس خواستم فشاری بیارم و بشکنمش ولی با دیدن چهره معصومش پاهام شل شدو افتادم روی زمین یه قطره اشک از گوشه چشمم چکید با عصبانیت دستی به صورتم کشیدم و از جام بلند شدم من هیرادم کسی که غرورش حرف اول و میزنه حالا چطور جلوی یه دختر بی ارزش اینطور خودمو حقیر کردم……

 

باکس دانلود

رمان در حال تایپ هست و می توانید به صورت آنلاین در اینجا رمان را مطالعه نمایید

 

کلیک کنید

 

دانلود رمان عاشقانه ماهه بی حس,رمان عاشقانه ماهه بی حس, رمان ماهه بی حس رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور ماهه بی حس, رمان عاشقانه صحنه دار ماهه بی حس, رمان عاشقانه ایرانی ماهه بی حس, رمان عاشقانه کوتاه ماهه بی حس, رمان عاشقانه ۹۸ia ماهه بی حس, رمان عاشقانه خارجی ماهه بی حس, رمان عاشقانه پلیسی ماهه بی حس, رمان عاشقانه دانلود ماهه بی حس, ماهه بی حس,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان ماهه بی حس,دانلود رمان ماهه بی حس برای موبایل,عکس شخصیت های رمان ماهه بی حس,دانلود رمان ماهه بی حس apk,دانلود رمان ماهه بی حس نگاه دانلود,رمان ماهه بی حس قسمت اول,دانلود رمان ماهه بی حس نسخه apk,دانلود رمان ماهه بی حس apk,رمان ماهه بی حس قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های فاطیما.ر,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

دانلود رمان ماه مه آلود هر سه جلد کامل
رمان ماه مه آلود
 
رمان ماه مه آلود به قلم پرستو . س با بیش از یک میلیون دانلود و نصب یکی از پر مخاطب ترین رمان های فارسی زبانان بوده است که هر سه جلد این رمان در این سایت قابل دانلود و مطالعه می باشد. جلد اول به صورت رایگان دانلود کنید در صورت تمایل دو جلد دیگر را نیز مطالعه فرمایید.توضیحات بیشتر

− 6 = 2

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.