دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

در دانلود رمان من و یه جعبه سیگار رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان رمان دوست قرار دادیم که در مورد آرام دختر جوانی ست که برای فرار از خواسته های پدر به دنبال خانواده ی مادری ای که تا به حال ملاقات شان نکرده است،به شهری دیگر می رود تا از زبان آن ها سرگذشت ازدواج والدین خود را بشنود،ازدواجی که پر از حرف و حدیث های داغ بوده…

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

نام رمانمن و یه جعبه سیگار

نویسنده: مریم سلطانی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 453

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

آرام دختر جوانی ست که برای فرار از خواسته های پدر به دنبال خانواده ی مادری ای که
تا به حال ملاقات شان نکرده است،به شهری دیگر می رود تا از زبان آن ها سرگذشت ازدواج
والدین خود را بشنود،ازدواجی که پر از حرف و حدیث های داغ بوده…

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

از روزی ک پای در اجتماع گذاشتموخود را میان موج هیاهو و آرمان خواهی هاورفتارهای
زشت وبد دیدم،چون قطره ای در دل عشق ناپدید شدم در میان این بحر عمیق انسانی بودم تک
وتنها،بی کس ویاور،انسانهایی را میدیدم ک دست در دست قدم زنان از کنارم عبور میکنندو
انقدر خوشند ک انگار هرگز واژه ای ب نام غم نشنیده اندو در صفحه ی ذهنشان جز شادی نقش
نبسته.دلم گرفت،اندکی مکث کردم و ب خود نگریستم.فرسنگ ها با انها فاصله داشتم.من ساحل
نشین دریای غم وانان قایق ران کشتی محبت.تا اینکه بازی سرنوشت طلسم تنهایم راشکست
ودر گرانبهای عشق را بر گردنم اویخت ومراب سوی دنیای نا شناخته عشق رهنمون ساخت و ان
دردانه عشق تو بودی…..

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

تاکسی مقابل کوچه ایستاد وراننده اشاره ب کوچه زد: خانم فک کنم آدرسی ک دادین
همین جاست.

نگاهی ب کوچه انداختم کوچه پهن و طویلی ک خانه های قدیمی زیادی درون خودش
داشت.یکی از قدیمی ترین و معروفترین کوچه های اصفهان.
ب سردر کوچه نگاهی انداختم.روی یک تابلوی بزرگ ک رنگ سفید آن ب مرور زمان ب
زنگ زدگی میزد نوشته شده بود)کوی برادر شهید مرتضی ستوده(آدرس همان بود ک داشتم.با
تشکرودادن کرایه پیاده شدم ومقابل ورودی کوچه ایستادم.مرددنگاهی ب سرتاسر کوچه
انداختم.نمیدونستم چکارکنم،چطو ر جلو برم وچی بگم.ب هرحال حالا ک تا اینجا اومده بودم
باید توکل میکردم ومی رفتم.هرچه باداباد!!..

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

طبق آدرسی ک از مادرداشتم.کوچه را درست آمده بودم ولی حالا کدوم یک از این خانه
ها خانه ی مادری من بود،نمیدانستم.مستاصل ودرمونده بودم ک درب مقابل رویم ب شدت باز
شدو پسرجوانی در حالی ک ب شدت میخندیدبیرون دوید .پشتش ب من بودو اصلامتوجه من
نشد.متعاقب اون پسر دیگری در حالی ک لبخند خبیسی ب لب داشت در حالی ک سطل بزرگ
پر آبی در دست داشت بیرون اومد.پسر اولی با خنده اما عصبی گفت:علا جون مادرت…اگه بریزی
ب خدا شیلنگ میگیرم رو سرت…بچه نشو علا..
پسردومی بی اعتنا ب حرف اون یکی در حالی ک میخندید تو ی حرکت آنی سطلو با تمام
زورش ب طرفش گرفت کبا جاخالی کردن سریع پسر اون همه آب با سخاوت تمام روی
سروصورت ولباسهای تنم نشست ک با صدای)وای(من هردو با تعجب وشگفتی برگشتن ونگاهم
کردند.

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

از تماس ناگهانی اون همه اب شوکه وعصبانی نگاهشان کردم ودلم میخاس ی جیغ بنفش
ب خاطر این بچه بازیشون ک منو ب این روز در اورده بود بزنم.پسراولی بادیدن سرولباسم لب
گزید:ای گندت بزنن علا ببین چکار کردی…
پسردومی یا همون جناب علا در حالی ک چشاش از شیطنت برق میزدقدمی جلو اومدو
درحالی ک نچ نچی زیر لب میکردگفت:باور کنین من بی تقصیرم همش تقصیر این علیه..و اشاره
ای ب پسری ک ب فاصله کمی کنارم شرمزده ایستاده بود زد.

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

با این حرف رو کرد ب علی:چقدر حرف،چقد نصیحت، چقد بگم ی کم مودب،ی کم
آقا،یکم سنگین،من چقد از دست تو بکشم آخه بچه،پیرم کردی ب خدا..
تمام این حرفا رو چنان با لحن بامزه ای می گفت ک نا خواسته لبخندی روی لبم نشست
ودیگه از اون عصبانیت چند لحظه قبل خبری نبود.
لبخندمو ک دید سری تکون داد :اونقده از دستش هر روز میکشم ک نگو .همش ب خاطر
این)وبا دست اشاره ای ب قدوبالای علی کرد(سرم باید زیر بغلم باشه.انقده
نصیحتش کردم زبونم مو دراورده.

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

با این حرف نگاه خریدانه ای ب قدوبالام کرد وگفت .میگم نکنه زن میخاد…میگم خانوم
شما ک این همه با کمالاتینبیا خانومی کن بیا زن این پسر عموی ما شو شرشو از سر ما کم کن.نگا
..چ قدوبالایی..قد نیس ک درخت چناره…صورت ومحاسنشو چی بگم..ماه…والا از اخلاقش بگم ..ی
سگ اخلاقیه ک نگو بعضی وقتا چنان پاچه میگیره ک خودت کیف کنی…
علا ی بند فک میزدو من هم بی اختیار میخندیموعلی هم با حرص نگاش میکردک با تشر
علی بلاخره لب بست:ببند دیگه علا..تو غریبه وآشنا سرت نمیشه.خجالت بکش حالا چی فک
میکنه این خانوم

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

با این حرف رو کرد ب من وگفت:من عذر میخام خانوم این پسر عموی من ی کم شوخه
شما ب دل نگیرین…
علا با حالت بامزه ای نازی ب چشاش داد:خاک تو سرت..حیف این فک ودهن من ک برا تو
اینقه چرخید ..منو بگو خاسم برات آستین بالابزنم.سن خره مش ممد علی خدابیامرزو
داری.هرکی جای تو بو سه چارتا بچم پس انداخته بود بااین سنش..
علی با حرف علاتا بنا گوش سرخ شدبازوی پسر عموشوگرفت و ب طرف در کشید:رابیفت
برو تو.دیگه نگات ب ی دختر افتادخودتو گم کردی..؟

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

ب طرف در خونه ک رفتن تازه یادم ب اومدنم افتاد.بلافاصله گفتم:ببخشین آقایون..با
حرف من سر هردو ب طرفم چرخیدوعلا با همون شیطنت گفت:جونممم!!!موافقین؟خندید:عجله
کار شیطونه دخترم برو خوب فکراتو بکن شاید منم زیادی غلو کرده باشم
لبخندی زدم :راستش دنبال ی آدرسم..میشه کمکم کنین؟…
نگاه هردو لحظه ای روی هم نشست واینبار علی جواب داد:اگه کمکی از دستمون
ساختس چرا ک نه…

دانلود رمان من و یه جعبه سیگار

گفتم:حقیقتش،..من..من نوه آقای ستودم..از تهران میام.

 

باکس دانلود

دانلود رمان عاشقانه من و یه جعبه سیگار,رمان عاشقانه من و یه جعبه سیگار, رمان من و یه جعبه سیگار رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه صحنه دار من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه ایرانی من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه کوتاه من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه ۹۸ia من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه خارجی من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه پلیسی من و یه جعبه سیگار, رمان عاشقانه دانلود من و یه جعبه سیگار, من و یه جعبه سیگار,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان من و یه جعبه سیگار,دانلود رمان من و یه جعبه سیگار برای موبایل,عکس شخصیت های رمان من و یه جعبه سیگار ,دانلود رمان من و یه جعبه سیگار apk,دانلود رمان من و یه جعبه سیگار نگاه دانلود,رمان من و یه جعبه سیگار قسمت اول,دانلود رمان من و یه جعبه سیگار نسخه apk,دانلود رمان من و یه جعبه سیگار apk,رمان من و یه جعبه سیگار قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

 

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام ما شوید