دانلود رمان هیاهوی غریب

دانلود رمان هیاهوی غریب

در دانلود رمان هیاهوی غریب رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد عشق افسانه ای دختری به پسر مورد علاقش هست که سرما و گرما را نوردیده تا …

دانلود رمان هیاهوی غریب

نام رمان: هیاهوی غریب

نویسنده: تهماسبی.خ

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:1606 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان هیاهوی غریب

دانلود رمان هیاهوی غریب

در مورد عشق افسانه ای دختری به پسر مورد علاقش هست که سرما و گرما را نوردیده تا …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

امروز هوا خیلی سرده نگاهی به امپر بنزین انداختم یه خط بیشتر نداره بخاری هم پس باید بی

خیال بشم سوییچ را چرخاندم وماشین را خاموش کردم.

دانلود رمان هیاهوی غریب

دستکشهامو تو دستم کردم وبه ورودی برج چشم دوختم.

بعد از چند دقیقه خمیازه ای از شدت خستگی کشیدم چشمام میسوخت وخستگی از سر وروم

میبارید میدونم کارم حماقته ولی…

بعضی وقتا ما ادما میدونیم کارمون از بیخ وبن اشتباهه ولی بازم انجامش میدیم یا از سر حماقت

یا اجبار یا تنهایی ویا عشق…

نگاهی به ساعت مچیم انداختم عقربه ها روی   و    قرار داشتن بیا دیگه…

همون لحظه در متحرک پارکینگ برج بالا رفت وبنز مشکی رنگش از در خارج شد.

با دیدن ماشینش بغض کردم ولبهام لرزید درست مثل دیروز و پریروز ویک هفته ویک ماه ویک

سال پیش…

نگاهی به امپر بنزین انداختم وبا حرص خودم را لعنت کردم که چرا بنزین نزدم ونمیتونم تعقیبش

کنم تا ببینمش اخه این شیشه دودی لعنتی چیه اه.

تا خواست از روی پل رد بشه پسر جوانی به کاپوت ماشینش ضربه ای زد وخندید بعد از چند

لحظه در ماشین باز شد وقامت رعناش جلوی چشمام جون گرفت.

دانلود رمان هیاهوی غریب

مثل همیشه زیبا وبرازنده با قد بلند وشانه های پهن کت وشلوار خاکستری با پالتو چرم بلند

مشکی تا بالای زانو عینکش را برداشت وپسر را در اغوش کشید …

اخ ارمان دلم برای اغوش امنت تنگ شده دلم برای سینه فراخت صدای گرم ومردونه ات بوی

ادکلن تلخت بی معرفت دارم دق میکنم اشکم روی گونه هام غلتید .

ارمان من…

نه دیگه مال من نیست .

دیگه مال خودشه اخ خدا چه سخته.

با چشمان پر اشکم بهش چشم دوختم چشمای درشت مشکیش لبهای خوش حالت باریکش

صورت استخونی وپر صلابتش بینی کشیده اش تک تک اجزای صورتش..

چه روزایی که میشستم وبا خیال تخت زُل میزدم تو صورتش وتو خیال زندگیمون وبچه های

اینده امون غرق میشدم.

بعد از چند لحظه پسرسوار ماشین ارمان شد وحرکت کردن.

کلی به جون پسر ناشناس دعا کردم که باعث شد ارمانمو ببینم.

آخ دیدی باز میم مالکیتو گذاشتم.

لعنتی نمیشه نمیشه نمیشه.

دانلود رمان هیاهوی غریب

***

_الیا کجا موندی دختر بیا دیگه؟!

_ اومدم ارمانم صبر کن نمیدونم رژ قرمزمو کجا گذاشتم پیداش نمیکنم.

ارمان: بیا خوشگلم من بدون رژ قرمزم دوست دارم.

_مگه میتونی دوست نداشته باشی؟

ارمان:فکر کن یه درصد…

همون لحظه وارد اتاق شد ورژ را به دستم داد وگفت: اینه؟

با تعجب گفتم: کجا بود؟

ارمان:تو جیبم.

_تو جیب تو چکار میکرد؟

دانلود رمان هیاهوی غریب

ارمان:خواستم بزنم برم عروسی.

_لوووووس ازار داری یه ساعته دارم دنبالش می گردم.

ارمان:ببخشید خوشگلم

رژ را گرفتم وجلو اینه ایستادم تا بزنم که دستش دور کمرم حلقه شد وگفت:وایسا وایسا

_چی شده؟

همون طور در اغوشش من را برگردوند وبی هوا لبهاشو روی لبهام قرار داد وحلقه دستاشرا دور

کمرم محکم کردو لبهامو به بازی گرفت.

مست از بوسه اش همراهیش کردم وبوسه اش را بی جواب نگذاشتم.

بعد از چند لحظه که هر دو نفس بریدیم گفت:بزن بریم که من هیچ قولی بهت نمیدم اگه اینجا

بمونیم واتفاقی نیفته؟!

مشتی به بازوش زدم وگفتم:بچه پررو…

دانلود رمان هیاهوی غریب

سریع رژ رو روی لبهام کشیدم وبرگشتم وگفتم:خوبه؟

ارمان با عجز گفت:دارم خول میشمااااااا

_بریم بریم.

با دو به سمت پله ها رفتم وارمان به دنبالم دوید وگفت: عجله نکن میفتی…

به محض باز کردن در سالن صدای جیغ بالا رفت با ترس قدمی عقب گذاشتم ودستم را روی قلبم

گذاشتم وچشمام گرد شد.

همون لحظه دست ارمان دور کمرم حلقه شد وارام زیر گوشم گفت:تولدت مبارک عشقم…

گونه ام را نرم بوسید که جیغ همه به هوا رفت ارمان با پر رویی گفت:حسود بازی در نیارید

عشقمه…

***

دانلود رمان هیاهوی غریب

اشکام بیشتر شد وبا صدایی مرتعش با خودم نجوا کردم:امروز تولدمه ارمان   آذر یادت نیست

نه؟

_هیچکس برام تولد نگرفت تنهای تنهام میبینی.

سرم را روی فرمان گذاشتم واز ته دل زار زدم…

بعد از چند لحظه ماشین را روشن کردم وسیستم خود به خود روشن شد:

تنهای تنهام با خاطراتم

با اینکه رفتی هنوز باهاتم

گرمای دستات هنوز تو خونه است

منتظرت موند همون که دیوونه است

ارام نشد این دل شکسته ام

از دوری تو میدونی خسته ام

دانلود رمان هیاهوی غریب

عطرت نمیره یه لحظه از تو این خونه

میگن همه که بهش نمیرسی

من گوش نمیدم به حرف هیچکسی

عاقل نمیشه یه دیوونه

رفتی وانگار که همه رفتن

اینجا کسی نیست حتی خود من

شهر و میگردم پس تو کجایی؟

تویه کدوم از این خونه هایی؟

ارام نشد این دل شکسته ام

از دوری تو میدونی خسته ام

عطرت نمیره یه لحظه از این خونه

میگن همه که بهش نمیرسی

دانلود رمان هیاهوی غریب

من گوش نمیدم به حرف هیچکسی

عاقل نمیشه یه دیوونه

دل تنها)بابک مافی(

پیچیدم داخل خیابان.

چشمام از شدت گریه وخستگی میسوخت با دیدن چراغ های روشن سمت چپ خیابان گوشه ای

پارک کردم واز ماشین پیاده شدم وداخل مغازه که کم از فروشگاه نداشت شدم.

جلو رفتم وبه ویترین چشم دوختم اهی از ته دل کشیدم وبه کیک ها در ابعاد مختلف نگاه کردم

ودر دل با ارمان درد و دل کردم: میبینی ارمانم اومدم برای خودم کیک تولد بخرم…

یا خول شدم. یا دیوونه یا عقده ای نه؟

فروشنده به سمتم امد وگفت: بفرمایید خانم

 

 

دانلود رمان عاشقانه هیاهوی غریب,رمان عاشقانه هیاهوی غریب, رمان هیاهوی غریب رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور هیاهوی غریب, رمان عاشقانه صحنه دار هیاهوی غریب, رمان عاشقانه ایرانی هیاهوی غریب, رمان عاشقانه کوتاه هیاهوی غریب, رمان عاشقانه ۹۸ia هیاهوی غریب, رمان عاشقانه خارجی هیاهوی غریب, رمان عاشقانه پلیسی هیاهوی غریب, رمان عاشقانه دانلود هیاهوی غریب, هیاهوی غریب,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان هیاهوی غریب,دانلود رمان هیاهوی غریب برای موبایل,عکس شخصیت های رمان هیاهوی غریب,دانلود رمان هیاهوی غریب apk,دانلود رمان هیاهوی غریب نگاه دانلود,رمان هیاهوی غریب قسمت اول,دانلود رمان هیاهوی غریب نسخه apk,دانلود رمان هیاهوی غریب apk,رمان هیاهوی غریب قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل