دانلود رمان چشمهایت سهم من

دانلود رمان چشمهایت سهم من

در دانلود رمان چشمهایت سهم من رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری به نام زیباست که بیست و چهارسال در یک خانواده آرام زندگی کرده اما بعد از دیدن یک هنرپیشه سینما و حرف زدن با او، می فهمد که رازی در زندگیش وجود دارد. کم کم تجسس می کند و بالاخره میفهمد پدر و مادر اصلیش او را رها کردند و او فرو می ریزد. می فهمد که برادری که همیشه برایش حکم راز داشته در واقع برادرش نبوده و فرشاد او را عاشقانه دوست دلشته. به همین خاطر از او کناره می گرفته.. زیبا هم کم کم عاشق او می شه اما فرشاد به طور ناگهانی با کس دیگه ای ازدواج می کنه و زیبا هم با رییس شرکتی که در آن کار می کند، ازدواج می کند. داستان به صورت دایره ای روایت میشه زیبا یک بار به گذشته برمی گرده و یک بار هم در زمان حال است و …

دانلود رمان چشمهایت سهم من

نام رمان:  چشمهایت سهم من

نویسنده: مرضیه زندی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:432 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد دختری به نام زیباست که بیست و چهارسال در یک خانواده آرام زندگی کرده اما بعد از دیدن یک هنرپیشه سینما و حرف زدن با او، می فهمد که رازی در زندگیش وجود دارد. کم کم تجسس می کند و بالاخره میفهمد پدر و مادر اصلیش او را رها کردند و او فرو می ریزد. می فهمد که برادری که همیشه برایش حکم راز داشته در واقع برادرش نبوده و فرشاد او را عاشقانه دوست دلشته. به همین خاطر از او کناره می گرفته.. زیبا هم کم کم عاشق او می شه اما فرشاد به طور ناگهانی با کس دیگه ای ازدواج می کنه و زیبا هم با رییس شرکتی که در آن کار می کند، ازدواج می کند. داستان به صورت دایره ای روایت میشه زیبا یک بار به گذشته برمی گرده و یک بار هم در زمان حال است و …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

سوار ماشین فرشاد بودیم.من جلو نشسته بودم وسارا عقب.فرشادم پشت فرمان بود.ولوم آهنگ را تاته بالا برده بودیم وفرشاد پشت فرمان میرقصید

-آهای ضعیفه ها موهاتونو بذارین تو اینجا پلیسه ها روسریم راعقب دادم وگفتم:- برو بابا این وقت شب پلیس کجا بود

سارا: زیبا راست میگه چند تا پلیس اونجا وایسادن

فرشاد ماشین را متوقف کرد وپیاده شد..چند دقیقه بعد ازدور پیدا شد وخندان سوار شد گفت:

-بابا اینجا فیلم برداریه اون پسره چیه چشم آبیه؟بهراد..بهراد…

-بهراد جم ؟داداش گلم؟

-آها آره خودشه آبجی کوچیکه..بزن قدش

کف دستم را به دستش کوبیدم وسارا گفت:

-داداش ماهم بریم ببینیم؟جون من جون من

فرشاد ازآینه نگاهی به ساراکرد ونگاهی هم به من انداخت من سرم راکج وصدایم را عروسکی کردم

-بریم دیگه فرشاد

-باشه فقط..

دانلود رمان چشمهایت سهم من

سارا: فقط جلف بازی درنیارین جلو نرین بابازیگرام عکس نندازین.

من وفرشاد زدیم زیر خنده اما سارا اصلا نمی خندید.

فرشاد: بپرین پایین که باز خرشدم آخه مگه چند بار تولد زیبا میشه؟سالی یه باره دیگه..اینم کادوی تولد من به تو بعد بگو فرشاد به من کادو نداد!!

درحالی که از ماشین پیاده میشدم لپش را کشیدم .همه جا تاریک بود وقتی به محوطه فیلم برداری رسیدیم جمعیت زیادی آنجا جمع شده بودند.دوربین های فیلم برداری وگروه بزرگی که مشغول کار بودند برایم جالب بود..بهراد جم همان بازیگری که تازگی ها روی صحنه آمده بود وحسابی سروصدا به پا کرده بود مشغول خواندن فیلمنامه سرش را پایین انداخته بود..من محو تماشایش جمع را کنار زدم وتا جلوی جلو رفتم.خیلی دوست داشتم ازنزدیک ببینمش.فرشاد وسارا را فراموش کردم.همه آدمهای دورم را فراموش کردم.مردی نزدیکم آمد و داد زد: چرا اینقدر جلو اومدین؟بابا برین عقب..صدای فرشادراشنیدم که می گفت برو عقب زیبا برو عقب. بهراد جم سرش را بلند کرد ونگاهش روی نگاهم ثابت شد.چشمانش گرد شده بود وانگار سال هاست که مرا میشناسد.فیلمنانه راکنار گذاشت وآرام آرام جلو آمد.آن مرد همچنان خیره به جمعیت داد میزد:

-برین عقب آقای کارگردان عصبانی میشه ها

هرچه جم به من نزدیک تر میشد ضربان قلب من بالا تر میرفت .بالاخره روبه رویم ایستاد و سرتاپایم را نگاه کرد

جم: سلام دوست دارین فیلم برداری رو ازنزدیک ببینین؟

زبانم بند آمده بود یاد حرف فرشاد افتادم که میگفت نباید جلو برویم بالکنت گفتم

– ب ب بله..من ..من خیلی ..بازی شما..رو دوست دارم

دانلود رمان چشمهایت سهم من

خندید.چالی روی گونه اش افتاد یاد حرف سارا افتادم که میگفت آدم دلش میخواد باکاسه تو چال لپ های آدمهای لپ چال آب بریزه.نه زیبا؟ ناخودآگاه لبخند زدم مرد دوباره پیله کرد

مرد: خانم با شماما.. خانم

دیدم بهراد جم چیزی در گوش مرد گفت و او زنجیر راکنار برد..

مرد: خانم از اول بگین ازآشناهای آقای جم هستین دیگه بفرمایید بیاین تو تا شلوغ نشده..

مثل گیج ها یک نگاه به جم ویک نگاه به مرد کردم که جم گفت:

-زیبا خانم اونجا صندلی هست بفرمایید

-من..من کجا بیام؟ داداشم …منتظره

باز ازآن لبخند های لپ چال کن زد ومن فقط خیره به او بودم از کنار زنجیر گذشتم وپا به محوطه گذاشتم. نور افکن ها همه جا را روشن کرده بودند .من  مثل رباط پشت سر بهراد در حرکت بودم ومی دانستم که فرشاد با دیدنم مثل آوار بر سرم خراب خواهد شد..روی یک صندلی نشستم وجم هم کنارم نشست..هردو سکوت کرده بودیم. بالاخره خودش سکوت راشکست.

دانلود رمان چشمهایت سهم من

-گفتی اسمت جی بود؟قشنگ؟

خندیدم خودش هم خنده اش گرفت

-زیبا..اسمم زیباست

-اسم قشنگیه..درست مثل چهره ات..

سرم راپایین انداختم مطمئن بودم مثل لبو شده ام

-من به آقای رجبی گفتم شما خواهر منین..چون واقعا شبیه خواهرمی..چشم وابروی مشکی وقد بلند.

سرم رابلند نکردم نمیدانم چرا خوشم نیامد که شبیه خواهرش هستم..اصلا حالم گرفته شد..کیفم را در دست می فشردم.دیگر نمیخواستم پیش او باشم اما بهراد دائم حرف می زد ومن بغض کرده بودم.

-خواهرم اسمش بهنازه پونزده شونزده سالی از تو بزرگتره..دوساله رفته کانادا..ندیدمش دلم براش لک زده وقتی تو رو دیدم انگار بهنازو دیدم ..انگاری همزادشی..

دیگر تحملم داشت تمام میشد از جا بلند شدم او هم بلند شد..

-کجا ؟

دانلود رمان چشمهایت سهم من

-برادر وخواهرم منتظرن.ببخشید

یک زن آرایش کرده جلو آمد

زن: -کجایین آقای جم..چرا نمیرین برای گریم؟

بهراد جم نگاهی به من انداخت وپشت سر زن به راه افتاد.

باز باران با ترانه، با گوهر های فراوان. می خورد بر بام خانه….

شمال همیشه اینجوری ایست. همش باران می آیدو همیشه هوا دو نفره است. زنگ می زند و حالم را می پرسد. بوسه ای توی تلفن می فرستم و لبخند می زنم. صدای خنده مردانه اش، در گوشی می پیچد.

– رمان و شروع کردی؟

 

? برای دانلود، این رمان را از لینک زیر باید خریداری کنید ?

قیمت : ۸۰۰۰ تومان  ⬅️  4/۵۰۰ تومان برای مدتی محدود ?

 بعد از پرداخت به صفحه دانلود رمان هدایت می شوید

✅ بلافاصله پس از پرداخت فایل رمان ماه مه آلود سه جلد کامل رو دریافت خواهید کرد

رمان بصورت سه جلد کامل به فرمت PDF -APK می باشد ✅

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

4 دیدگاه در “دانلود رمان چشمهایت سهم من

سلام من دو بار هزینه پرداخت کردم اما لینک دانلود دریافت نکردم!!!!!!!!!!!

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل