خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان چون پیاله

دانلود رمان چون پیاله

در دانلود رمان چون پیاله رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد زندگی دختریست  به اسم الهام که در خانواده فقیری،به دنیا امده. اما از همون اول شرایطشو نمی پذیره و دنبال بزرگ شدن و پرواز کردنه اما بلند پروازی هاش جای خودشو به احساسات غلط میده و شکست سختی تو زندگیش می خوره که این شکست باعث می شه با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کند درواقع ۳۰سال زندگی سخت و پرفراز و نشیب الهام و بیان می کنه …

دانلود رمان چون پیاله

رمان: چون پیاله

نوشته: شیما اسماعیلی

ژانر: اجتماعی،عاشقانه

تعداد صفحات کتاب: 376

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان حذف می گردد.

خلاصه رمان :

دانلود رمان چون پیاله

دانلود رمان چون پیاله

این رمان داستان زندگی دختریست  به اسم الهام که درخانواده فقیری،به دنیا امده. اما ازهمون اول شرایطشونمیپذیره ودنبال بزرگ شدن وپروازکردنه اما بلند پروازیهاش جای خودشو به احساسات غلط میده وشکست سختی توزندگیش میخوره که این شکست باعث میشه با مشکلات زیادی دست وپنجه نرم کند درواقع ۳۰سال زندگی سخت وپرفرازونشیب الهام وبیان میکنه …

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

دخترتوکه هنوز اینجا نشستی پاشوبرواستکاناروجمع کن من کمرندارم
– باشه میرم یه چند دقیقه صبرکن اخرداستانم بخونم میرم
مادرسری تکون دادو ازاشپزخانه بیرون رفت نمیدونم چی تو وجودم بود که اصلا آروم
وقرارنداشتم ازهمون اول که به دنیا اومده بودمم به قول مامان پرسروصدا بودم وحالا که    سال
داشتم چیزی ازاون همه شلوغی وشیطنت کم نشده بود.دریک خانواده فقیر به دنیا اومدم وضع
مالی خوبی نداشتیم وازوقتی یادم میادپدرم فکر دخل وخرج روزانه وشمارش پول های حقوقش

دانلود رمان چون پیاله
بود گاهی انقدرپول هایی که به زور آخرماه گرفته بود ودسته بندی میکرد که ناخوداگاه یادکتاب
ریاضی ابتداییم می افتادم.پدربرای من یه معمای بزرگ بودانگارهمیشه یه علامت سوال توذهنش
داشت تنها چیزی که ازش به یاد دارم نشستن جلوی تلویزیون یاحبس کردن خودش توزیرزمینی
بود که هیچ وقت حق رفتن به اونجارونداشتم مادر اما باپدرم فرق داشت ازوقتی یادمه همیشه
مشغول یه کاری بودوکمتربیکارمیدیدمش تمام روزاز پادردمینالیدو حالج روز به روزبدتر میشد
اما پول دواودرمون نداشتیم ومن میدونستم که تا چند سال بعددیگه نمیتونه کارکنه ازصبح
تاشب چادررنگ ورو رفته اش رو دورکمرش میپیچید ومشغول کارهای روزانش میشد

دانلود رمان چون پیاله

پدرومادر زیاد باهم حرف نمیزدن انگاری اصلا همدیگرونمیدیدن شایدم زندگی واقعی مفهومش
همین بود اما من همیشه تورویاهام چیز دیگه ای روتصورمیکردم ازچیزی که بودم یا چیزی که
داشتم راضی نبودم و همیشه دلم میخواست بپرم انقدربلند که دست هیچ کس بهم نرسه دوربری
هام میگفتن سربه هوا ودردسرساز یابهم کسی توجه نداشت یا مورد انتقاد وسرزنش بودم عمه
سلیمه همیشه به مادرمیگفت اینو باید زود شوهر بدی این دخترهواش بلنده کاردستت میده اگه
زود شوهرش بدی حرف گوش کنه مردش میشه.!بالاخره با بی میلی دل ازداستان مجله کندم و
سینی چایی روازکابینت بیرون آوردم مهموناروخوب نمیشناختم فقط میدونستم دوستای بابان

دانلود رمان چون پیاله

اخرتنهاکسایی که خونه مارفت وامد داشتن یا عمه سلیمه بود یاهمین دوستای بابا.بوی تعفن
سیگارحالمو یهم زد زود استکاناروبرداشتم واز اتاق بیرون رفتم ازوقتی بزرگترشده بودم فهمیده
بودم کجا به دنیا اومدمو چه زندگی ای دارم همه چیز برام کسل اوربود میخواستم خودمونجات
بدم حالم ازاین زندگی به هم میخورد میخواستم انقدربزرگ شم تابه این روزام بخندم هرشب
خودمو معروفترین مدل جهان یابهترین بازیگر هالیوودی تصور میکردم وخوابم میبرد

دانلود رمان چون پیاله

نورآفتاب با شدت به چشمم برخورد کرد مادرعادت داشت همیشه اول پرده هارو کناربزنه دلم
نمیخواست ازجام بلند شم پهلوبه پهلوشدم ودوباره خوابم برد صدای جروبحث مامان وبابام طبق
معمول میومد خیلی اتفاق عجیبی نبود هرروزاین بساط وداشتیم باکوبیده شدن در فهمیدم که
بابا ازخونه بیرون رفت ازجام بلند شدم وبه سمت دستشویی رفتم صدای مامان ازتوآشپزخونه
میومد که زیرلب باخودش حرف میزد وحرص میخورد گاهی دلم براش میسوخت هیچوقت طعم
خوشبختی ونچشیده بود البته منم همینطور.

دانلود رمان چون پیاله

_بالاخره بیدارشدی بیاسبزی گرفتم کمک کن پاک کنیم کلی سفارش داریم برا فردا
_سلام صبح بخیرباشه الان میام .حمید رفت؟
_نه خوابه تواتاقش
_بابارفت؟
_وای چه قدرسوال میکنی دختربیا به کارت برس!!!!
مامان برای کمک خرج سبزی سرخ میکرد ومیفروخت درآمدش بد نبود اما انقدر توزندگی مشکل
داشتیم که به چشم نمیومد.با دقت مشغول پاک کردن سبزی هاشدم هرروز ساعتها وقتمونو
میگرفت تا سبزی هاروسرخ کنیم وبسته بندی کنیم تقریبا بعد ازظهرمیشد البته من
بیشترتابستونا کمک میکردم زمستون و پاییز مدرسه ودرس نمیذاشت که کمک مادرکنم.

دانلود رمان چون پیاله

حوالی
ظهربود که حمید سروکلش پیدا شد زیرلب سلامی کردو رفت توی اتاقش مادرباسبزی
هاازآشپزخونه بیرون اومدو عرق صورتشوبا گوشه روسیریش پاک کرد آشپزخونه ی خونه خیلی
گرم بود من که یه دقیقه هم بند نمیشدم یا خودموباد میزدم یا اب میزدم به سروکلم…
_حمید اومد یا بابات؟
_حمید
_چی شده این وقت روز پیداش شده اینکه تازه رفت بود؟
_نمیدونم پسرشماس.
مادرباتعجب دستی به پیشانی اش کشید ومشغول سرخ کردن سبزی هاشد
منکه دیگه واقعا خسته شده بودم ازسرسفره بلند شدم وبه اتاق رفتم رمان هایی که ازنرگس

دانلود رمان چون پیاله

قرض کرده بودم بدجوری بهم چشمک میزد یکی ازاوناروبرداشتمو مشغول خوندن شدم اما مثه
همیشه تمرکز نداشتم یه چیزی بهم میگفت که برم وسرازکارحمید دربیارم به نظرم خیلی
مشکوک بود هیچوقت این موقع روزپیداش نمیشد رنگ صورتشم بدجور پریده بود بااحتیاط
ازاتاق بیرون رفتم مادر پشتش بهم بودوتوجهی نداشت پاورچین پاورچین به سمت پنجره اتاق
حمید رفتم حمید روی زمین نشسته بودوسیگار میکشید به نظرم خیلی پریشون میومد وبه یه
کاغذ تودستش خیره بود خودموبیشتربه پنجره نزدیک کردم تا بفهمم اکاغذ توی دستش چیه
اماازشانس بدم پام گیرکرد به ظرف کنارپنجره وصدای خیلی بلندی داد حمیدبه سمت پنجره

دانلود رمان چون پیاله

برگشت خواستم فرارکنم امادیگه دیرشده بود باخودم گفتم الانه که بیاد سراغمو یه کتک مفصل
ازش بخورم اما ازجاش تکون نحوردوفقط باسربهم اشاره کرد برم دنبال کارم بااینکه ازکارش
سردرنیاوردم اماخوشحال بودم که حداقل کتک نخوردم اخر حمید اصلا خوشش نمیومد کسی
ازکارش سردربیاره مخصوصا من که یه کم دهن لقم بودم.تاشب فکرحمید ذهنمومشغول کرده بود
باخودم تصورمیکردم که حتما عاشق شده واون کاغذ هم عکس دخترمورد علاقشه بااین

 

آموزش دانلود رمان:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند

دانلود رمان عاشقانه چون پیاله,رمان عاشقانه چون پیاله, رمان چون پیاله رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور چون پیاله, رمان عاشقانه صحنه دار چون پیاله, رمان عاشقانه ایرانی چون پیاله, رمان عاشقانه کوتاه چون پیاله, رمان عاشقانه ۹۸ia چون پیاله, رمان عاشقانه خارجی چون پیاله, رمان عاشقانه پلیسی چون پیاله, رمان عاشقانه دانلود چون پیاله, چون پیاله,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان چون پیاله,دانلود رمان چون پیاله برای موبایل,عکس شخصیت های رمان چون پیاله,دانلود رمان چون پیاله apk,دانلود رمان چون پیاله نگاه دانلود,رمان چون پیاله قسمت اول,دانلود رمان چون پیاله نسخه apk,دانلود رمان چون پیاله apk,رمان چون پیاله قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های سایت عاشقانه لاو 98

معادله راحل کنید *

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است