خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان کابوس تنهایی

دانلود رمان کابوس تنهایی

در دانلود رمان کابوس تنهایی رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که از این قراره که ترگل قصه ما باید بره به یک ماموریت، در این ماموریت با یک سروان

اعصاب خورد کن آشنا می شه …

این اقا ! نه،نه این سروان، قراره با این ترگل خانم ما به یک ماموریت برن، اوه،اوه چه می شه …

در آخر هر کدوم از شغل پلیسی که بودند،تغیر شغل میدندو دوباره شروع یه ماجرایی جدید …

به نظرتون چرا تغیر شغل میدند؟

دانلود رمان کابوس تنهایی

نام رمان: کابوس تنهایی

نویسنده: فاطمه حسنی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:253 صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان کابوس تنهایی

از این قراره که ترگل قصه ما باید بره به یک ماموریت، در این ماموریت با یک سروان

اعصاب خورد کن آشنا می شه …

این اقا ! نه،نه این سروان، قراره با این ترگل خانم ما به یک ماموریت برن، اوه،اوه چه می شه …

در آخر هر کدوم از شغل پلیسی که بودند،تغیر شغل میدندو دوباره شروع یه ماجرایی جدید …

به نظرتون چرا تغیر شغل میدند؟

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

صبح، با صدای گوشیم بیدار شدم؛ به ساعت گوشیم، نگاه کردم؛ ساعت پنج ربع کم بود، بلند

شدم به دستشویی رفتم وضو گرفتم و نمازم رو خوندم.

آماده رفتن شدم مانتوی سبز، شلوار مشکی، مقنعه سبز و چادرم؛خب تکمیل شدم؛ همیشه

لباس های کارم رو که می پوشم، کلی به خودم ماشاا… می گم، وای که من چقدر این لباس ها رو

دوست دارم.

رفتم پایین فکر کنم همه خواب باشن، یهو تیام مثل اجنه اومد جلوم؛ چون هنوز هوا کاملا روشن

نشده بود،ترسیدم.

_ای خدا، من به تو چی بگم، آخه نمی گی خواهر دسته گلت رو به کشتن می دی با این کارات؟

تیام با تعجب: کی،تو! …تو؟ دسته گلی نه،نه من دسته گل نمی بینم،دسته خار می بینم.

خودش هم زد زیر خنده.

منم حرصی شدم ولی چیزی نگفتم؛با حالت قهر رفتم پشت میز نشستم.

صدای بابا اومد، دستش نون تازه سنگک بود.

بابا رو به تیام: دختر من رو اذیت می کنی؟

گوش تیام رو کشید صداش در اومد:بابا جون من که دخترتو اذیت نکردم،خودش ترسوی،به من

چه؟

بابا:که ترگل ترسوی، آره؟

از پشت بابا صدای مامان اومد و به شوخی گفت: گوش پسرم و ول کن ببینم!

بابا هم گوش تیام رو ول می کنه می آد کنار من.

بابا: پسرت داره دخترم و اذیت می کنه!

مامان رو به تیام: راسته می گه بابات؟

تیام که حمایت گرش رو از دست داده سرش رو می خارونه:خب،داشتم روحیه می دادم،اخه نه که

پلیسه،روحیه نداره!

مامان:بسه،بسه سرمو خوردی!

تیام و بابا نشستن پشت میز، مامان هم صبحانه آورد.

بابا:دخترم از اداره چه خبر خوش می گذره؟

_سلامتی،چرا نگذره؟اینقدر خوبه که نگو!

بابا:ای شیطون،مواظب خودت باش،خطر داره؛ من چقدر باید نگران شما دوتا وروجک باشم؟

تیام:پدرجان یه جوری می گی،وروجک انگار ما دوسالمونه!

مامان:شماها،هرچقدرم بزرگ بشین برای ما همون وروجکایی کوچولو هستین!

بعد از خوردن صبحانه کفش هام رو پوشیدم و به پارکینگ رفتم،سوار بر دویست و شیشم از خانه

به سمت اداره رفتم.

بعد از پارک ماشین،سوار آسانسور شدم و دکمه طبقه اداره رو فشاردادم؛ وارد اداره شدم و به

همه سلام کردم و به سمت اتاق رفتم.

به مهتاب و هستی سلام کردم، و به سمت میزم رفتم.

مهتاب:ترگلی سرهنگ کارت داره،گفت که اومدی بهت بگیم،بری اتاقش.

_چه کاری داره؟

مهتاب:نمیدونم، فکر کنم،درباره پرونده جدیده!

از خوشحالی،لپ مهتاب را بوسیدم،که هر دو خندیدند.

هستی:واقعا،انقدرکه تو کارت و دوست داری، اگه شوهر کنی شوهرتو دوست نداری!

دوباره خندیدند.

پشت در ایستادم، یک صلوات فرستادم؛

در زدم و وارد اتاق سرهنگ شدم، هر دو دستم رو کنارم و پاهام و جفت،به نشانه احترام گذاشتم،

سرهنگ:آزادبشین باهات کار دارم.

بر روی صندلی نشستم.

سرهنگ لبخندی زد:یک پرونده خیلی مهم، از خلاف کاران،واردات دارو های غیر مجاز، من تو و

چند نفر از بهترین ها رو برای این ماموریت انتخاب کردم، تو می تونی تو این ماموریت باشی؟ اخه

این ماموریت کمی سخت تر .

کمی سکوت کردم:بله سرهنگ کی می تونم پرونده رو کامل بخونم؟

سرهنگ:تو،این پرونده،تنها تو نقش اول و نداری، بلکه سروان آرمان سعادت هم شرکت می

کنند، فردا همه چیز و به افراد انتخابی این پرونده می گم الان می تونی بری دخترم.

من هم احترام گذاشتم و به سمت اتاق رفتم. مهتاب و هستی پرسشگرانه درحال نگاه کردن من

بودن، اولش اذیتشون کردم ولی بعد گفتم که سرهنگ در مورد ماموریت صحبت کرده.

با مهتاب و هستی وارد پارکینگ اداره شدیم؛ و سوار بر ماشین درحال بیرون رفتن از پارکینگ

بودم،که یه پارس مشکی به ماشینم خورد!

وای! نه ماشینم؛می کشمت.

با اعصبانیت پیاده شدم،همزمان با مهتاب و هستی پیاده شد؛با اعصبانیت به سمتش رفتم.

_ببین چکار کردی! ماشینم داغون شد.

خیلی خونسرد گفت:مشکل شماست خانم به ظاهر محترم،شما حواس ندارید،من نمیدونم کی به

شما گواهینامه داده؟

با زدن یه پوزخند به سمت ماشینش رفت.

_حیف که، نمی خوام دعوا کنم وگرنه حالت و می گرفتم.

برگشت سمتم: کی؟شما!؟

و خندید.

حوصله جواب دادن نداشتم، همه سوار شدیم و حرکت کردم؛تو راه کلی فحش دادم.

_مردک بیشعور به من می خنده حیف خسته بودم و حوصله نداشتم، وگرنه حالشو می گرفتم.

هستی:عزیزم بی خیال خودت و ناراحت نکن.

بعد از رسوندن مهتاب و هستی، به خونه رفتم.

_ سلام.

مامان: سلام دخترم، چیزی خوردی یا بیارم برات؟

_سیرم مامان، می رم بخوام شب برای شام بیدارم کنید.

 

 

دانلود رمان عاشقانه کابوس تنهایی,رمان عاشقانه کابوس تنهایی, رمان کابوس تنهایی رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور کابوس تنهایی, رمان عاشقانه صحنه دار کابوس تنهایی, رمان عاشقانه ایرانی کابوس تنهایی, رمان عاشقانه کوتاه کابوس تنهایی, رمان عاشقانه ۹۸ia کابوس تنهایی, رمان عاشقانه خارجی کابوس تنهایی, رمان عاشقانه پلیسی کابوس تنهایی, رمان عاشقانه دانلود کابوس تنهایی, کابوس تنهایی,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان کابوس تنهایی,دانلود رمان کابوس تنهایی برای موبایل,عکس شخصیت های رمان کابوس تنهایی,دانلود رمان کابوس تنهایی apk,دانلود رمان کابوس تنهایی نگاه دانلود,رمان کابوس تنهایی قسمت اول,دانلود رمان کابوس تنهایی نسخه apk,دانلود رمان کابوس تنهایی apk,رمان کابوس تنهایی قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

دانلود رمان ماه مه آلود هر سه جلد کامل
رمان ماه مه آلود
 
رمان ماه مه آلود به قلم پرستو . س با بیش از یک میلیون دانلود و نصب یکی از پر مخاطب ترین رمان های فارسی زبانان بوده است که هر سه جلد این رمان در این سایت قابل دانلود و مطالعه می باشد. جلد اول به صورت رایگان دانلود کنید در صورت تمایل دو جلد دیگر را نیز مطالعه فرمایید.توضیحات بیشتر

49 − = 46

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.