دانلود رمان کنار تو

دانلود رمان کنار تو

در دانلود رمان کنار تو رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که من و تو ما نشدیم … تقدیرمان شده دو خط موازی هر چقدر هم که تقلا کنیم باز به هم نمیرسیم . من دختری بودم از تبار بیخیالی و شیطنت . تو مردی بودی از تبار غرور

دانلود رمان کنار تو

نام رمان: کنارتو

نویسنده: سارگل

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات:1132صفحه

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان کنار تو

دانلود رمان کنار تو

من و تو ما نشدیم … تقدیرمان شده دو خط موازی هر چقدر هم که تقلا کنیم باز به هم نمیرسیم . من دختری بودم از تبار بیخیالی و شیطنت . تو مردی بودی از تبار غرور

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خوانیم:

مرد من ، دل نکن از من .

تمامی آدم های این شهر بزرگ ، شهر بزرگ که نه

این جهان بزرگ ، برای من تو نمیشوند .

میدانم ! باید با خودم کنار بیایم .

چون من و تو هیچ وقت ما نمیشویم

شاید روزگار اینگونه خواست …

شاید من شبیه آن درختی هستم که رود کنارش جاری است

اما سد محکمی که بینشان است مانع از سیراب شدن درخت از آن اب است .

سیراب نشدم از تو …

شدم روح سرگردانی که راهش را پیدا نمیکند …

دانلود رمان کنار تو

گناه من چه بود ؟

گناه تو چه بود ؟

هیچ ؟

پس به کدامین گناه ناکرده محکوم به این حس عذاب آور شدیم ؟

این حس لعنتی …

حسی مثل دلتنگی …

جلوی آیینه چرخی میزنم و با سرخوشی برای خودم آواز میخونم :

دانلود رمان کنار تو

-تپلویم تپلو .

صورتم مثل هلو..

شوهر خنگی دارم .

میشینه …

باصدای زنگ موبایلم ، دست از خوندن برمیدارم و لبخندی میزنم .

حتی زنگشم متفاوته .

تلفنو جواب میدم و با لحن شادی میگم:

-کجایی …کوشول من؟

صدای بمش ، باز لرزه به قلبم میندازه :

-سلام . خوبی عزیزم ؟!

چشمام ریز میشه .

صداش گرفته است .

دانلود رمان کنار تو

از اون گذشته ، مثل همیشه به کوشول گفتن من اعتراض نکرد .

-خوبم . اما انگار تو خوب نیستی !

با صدای آرومی میگه:

رایان:نه، فقط خیلی دلتنگتم .

دوباره کوبش قلبم دیوانه وار میشه .

بعد این همه مدت هنوزم میتونه منو به هیجان بیاره

لبخندی میزنمو میگم:

-بایدم باشی . یه ماهه که ندیدمت .

رایان :عوضش تموم شد . الان از هواپیما پیاده شدم . بارمو تحویل بگیرم ، میام و یه دل سیر

خانوممو میچلونم .

دانلود رمان کنار تو

لبخند محوی میزنم .

با اینکه شوخی میکنه ، اما دلم آشوب میشه .

صداش مثل همیشه نیست .

-بی صبرانه منتظرتم .

راستی ، بیا خونه خودت ! من اومدم اونجا .

باشه عزیزم . کاری نداری فعلا ؟!

-نه ، مواظب خودت باش ! خداحافظ .

-تو هم همین طور !

سارا؟!

-بله ؟!

خیلی دوست دارم . هیچ وقت یادت نره !

دانلود رمان کنار تو

نیشم شل میشه و لبخندی میزنم :

-زود بیا !

تلفنو قطع میکنم .

بعد یک ماه امشب میبینمش .

بار دیگه ، نگاهی توی آیینه به خودم میندازم .

دوست داشتم امشب ، بهترین باشم .

با اینکه عادت نداشتم زیادی جلوش باز بگردم ،

اما امشب دوست داشتم همه چیز متفاوت باشه .

پیراهن کوتاه یاسی که پشتش به صورت هفت باز بود .

یه کمربندم از جنس پارچه اش داشت ، تا کمرو باریک تر نشون بده .

ساپورت مشکی و لاک و دمپایی رو فرشی یاسی.

عاشق رنگ یاسی بود ؛

بعد از  ماه تک تک عادتاش دستم اومده .

ماهی که پر از اتفاقات خوب و بد بود

بدترینش مرگ بابام .

دانلود رمان کنار تو

سه ماه بعد از اینکه رایان از دست میثم نجاتم داد ،

بابام از دنیا رفت .

مرگش غیر منتظره بود .

شب خوابید و صبح بیدار نشد .

نمیگم از روزای سختی که گذشت .

نمیگم از دعواهایی که مریم ، )مادر طاها و آندیا( سر ارث و میراث کرد .

اون تموم اموال بابا رو میخواست ،

اما بابام توی وصیت نامش نصف بیشتر اموالشو به من داده بود .

اگه طاها و رایان نبودن ، این زن تیشه میزد به ریشه ی زندگی من .

من چیز زیادی نمیخواستم .

بیشتر اون آپارتمانو که توش زندگی میکردیم میخواستم .

با قدری سرمایه که بتونم زندگی مو بچرخونم .

با اینکه رایان بود ،

اما نمیخواستم تا قبل از ازدواجم ، زیر دینش باشم .

ازدواج با رایان …

رویای خیلی شیرینی بود که ، به زودی به حقیقت میپیوست.

بعد از جریان میثم ، میخواستیم ازدواج کنیم که بابام مرد و منم به احترامش تا یک سال مخالف

شدید ازدواج بودم .

دانلود رمان کنار تو

رایانم به تصمیمم احترام گذاشت .

و الان سه ماه از سال بابام میگذره و ما در شرف ازدواجیم .

لبخندی میزنم .

به لجبازی خودم .

علارقم خواسته رایان و بی توجه به اصرارهای مکررش، من حتی راضی به عقد محضریم نشدم .

دوست داشتم شب عروسیمون ، اسممون بره توی شناسنامه های هم .

وقتی که بابام زنده بود ، برامون صیغه محرمیت نود و نه ساله خوند .

خیلی سخت بود .

اما از سختیش خوشم میومد .

سختی شیرینی بود .

توی این یک سالو نیم ، منو رایان تقریبا هر روز باهمیم .

خیلی سخت بود که اتفاقی بینمون نیوفته .

خصوصا اینکه من هرشب هرشب خونه رایان چترمو پهن کرده بودم.

قبل از فوت بابام ، رایان از طبقه ی بالای ما به برج لوکس خودش رفت .

بعد ها اعتراف کرد که اینجا رو داشته و فقط به خاطر اینکه از من خوشش میومده اومده طبقه

بالای ما .

بعد از فوت بابام ، محیا و روهان برای اینکه من تنها نباشم بزرگواری میکنن و میان طبقه

بالاییمون مستقر میشن .

علارقم تمام تلاششون ، تا الان نتونستن بچه دار بشن.

اما همه ی ما امیدواریم که خوشبختیشون به زودی با اومدن یه بچه تکمیل میشه .

طاها با پری ازدواج کرد و الان پری سه ماهه حاملست .

همونطوری که حدس میزدم ، آرمان از الهه خوشش اومده بود و اوناهم به تازگی عقد کرده بودن .

منو رایان نمیخواستیم کنار عشقمون هیچ گونه نفرتی باشه.

پس از میثم شکایت نکردیم و آندیا رو هم تونستیم از بازداشتگاه درش بیاریم

آندیا وقتی منو دید گفت که برامون آرزوی خوشبختی میکنه و سعی میکنه رایانو از ذهنش

بیرون کنه

میثمم دیگه سر راهم سبز نشد و انگاری قبول کرد من و اون دیگه ما نمیشیم .متاسفانه دار و

دسته رحمتیا باز هم از دست پلیس فرار کردن

کاوه پشیمون از کاراش با طلایه توی خارج از کشور زندگی جدیدی شروع کردن

زندگی توی چشمم قشنگ تر از همیشه بود و خوشبختیو توی تک تک سلولام احساس میکرد

همه چی خیلی خوب بود البته فقط تا اون شب

دانلود رمان کنار تو

لبخندی از روی رضایت میزنمو ،

دل از آیینه میکنم .

از اتاق خارج میشمو به سمت آشپزخونه میرم ، تا بار دیگه از همه چی مطمئن بشم .

میز ، شاعرانه تر از همیشه چیده شده و غذاها ، خوش آب رنگ تر از همیشه از آب دراومده.

همه چیو چک میکنم و به سمت شومینه میرم .

هوا خیلی سرد شده و خوابیدن کنار شومینه ، عجیب مزه میده .

یکی از بالشتک های رنگی رو برمیدارم و سرمو روش میذارم .

مثل همیشه ، خاطراتم با رایان میاد جلوی چشمم و لبخند رو ، مهمون لب هام می کنه .

یاد سفر شمالمون میوفتم که با رایانو محیا و روهان رفته بودیم.

جرئت و حقیقت بازی کردیم و رایان در کمال شجاعت ، جرئتو انتخاب کرد .

منم در کمال بی رحمی، ازش خواستم منو تا دریا کول کنه و ببره !

 

 

دانلود رمان عاشقانه کنار تو,رمان عاشقانه کنار تو, رمان کنار تو رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور کنار تو, رمان عاشقانه صحنه دار کنار تو, رمان عاشقانه ایرانی کنار تو, رمان عاشقانه کوتاه کنار تو, رمان عاشقانه ۹۸ia کنار تو, رمان عاشقانه خارجی کنار تو, رمان عاشقانه پلیسی کنار تو, رمان عاشقانه دانلود کنار تو, کنار تو,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان کنار تو,دانلود رمان کنار تو برای موبایل,عکس شخصیت های رمان کنار تو,دانلود رمان کنار تو apk,دانلود رمان کنار تو نگاه دانلود,رمان کنار تو قسمت اول,دانلود رمان کنار تو نسخه apk,دانلود رمان کنار تو apk,رمان کنار تو قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98,رمان ایرانی,دانلود رمان جدید,دانلود رمان اندروید,نگاه دانلود,دانلود کتاب رمان,کانال رمان,سایت رمان,دانلود رمان نگاه دانلود,رمان نگاه دانلود,بهترین رمان,رمان ارباب,دانلود رمان برای اندروید,دانلود رمان ایرانی,خواندن رمان,عاشقانه

 

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل