خانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان گریه در تنهایی

دانلود رمان گریه در تنهایی

در دانلود رمان گریه در تنهایی رمان عاشقانه جدیدی را می توانید دانلود کنید که در مورد دو نسل متفاوت می باشد.یا بهتر بگویم در باره چند دهه از زندگی افراد حاضر در رمان.این رمان زنجیره ای از وقایع گاه ملموس می باشد ،و البته گاهی وقایعی کمی نادرکه، شاید برای گروه و افراد خاصی اتفاق بیافتد. اما مسلما وقوع آن امکان پذیر خواهد بود…

دانلود رمان گریه در تنهایی

نام رمان :گریه در تنهایی
نویسنده :کهربا
ژانر: عاشقانه
ویراستاران:F@EZEH

خلاصه رمان:

دانلود رمان گریه در تنهایی

دانلود رمان گریه در تنهایی

درباره ی دو نسل متفاوت می باشد.یا بهتر بگویم در باره چند دهه از زندگی افراد حاضر در رمان.این رمان زنجیره ای از وقایع گاه ملموس می باشد ،و البته گاهی وقایعی کمی نادرکه، شاید برای گروه و افراد خاصی اتفاق بیافتد. اما مسلما وقوع آن امکان پذیر خواهد بود .و خواننده را به ناباوری نخواهد رساند.
داستان با شخصیت محمد و دفترچه خاطراتش شروع می شود.جوانی از دهه ی پنجاه.بسیار مثبت و سالم که در شهر شیراز زندگی می کند.او حسابدار یک فرد متمول که از تجار بازار شیراز است می باشد،و از قضا عاشق دختر ته تغاری حاجی می شود.دختری زیبا روی و پرشور.این جوان برای رسیدن به پری روی سختی های زیادی می کشد ،اما زندگی تاهمیشه سر ناسازگاری خواهد داشت.روند داستان در طی چند دهه وتا به امروز ادامه می یابد.

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

یه روز آفتابی و خنک از نخستین روزهای اردیبهشت ماه بود .صدای جیک جیک گنجشک هایی که لابه لای شاخه های درختان چنار آواز تکراری هر روزشان را سرداده بودند و سرود دسته جمعی ناهمگونی را مدام زمزمه می کردند به گوش می رسید.وزش نسیم بهاری از لابه لای پرده ی تور پنجره کوچک اتاق،پوستم را نوازش می داد.چشمانم را با حرکتی آرام باز کردم.اولین چیزی که دیدم سقف سفید اتاق با ترک های ریز بود که شاید در اثرگرم و سرد شدن به وجود آمده بودند و یا شاید هم اثر رنج سالیان درازی بود که نقش سقف را بازی می کرد،همان مهمترین عضو ساختمان.و این ها چین های پیری بودند که زیبایی را از او گرفته بودند.

دانلود رمان گریه در تنهایی
موهای بلند و مواجم را با یک دست به کناری زدم و بالش را زیر سرم جابه جا کردم.دوباره چشمانم را بستم،ای کاش می شد قدری بیشتر بخوابم.اما این دیگر عادت هرروز صبحم شده بود که رختخواب گرمم را رها کنم،روی تخت را مرتب کنم،کوسن ها را مرتب به روی آن بگذارم،بعد موهایم را برس بکشم و ببافم،آنگاه آرام اتاق راترک کنم.آرام تر پا به راهروی خانه بگذارم ،کمی جلوتر در اتاق دیگری راباز کنم،نگاهی به مامان بیندازم و سپس به آشپزخانه بروم.چای را دم کنم و میز صبحانه رابچینم،همان صبحانه ی همیشگی که شامل کره و مربا،کمی پنیر و گردو وگاهی تخم مرغ بود.وتا آمدن بابا که هر روز برای پیاده روی و بعد خریدن نان تازه سنگک ویا خاشخاشی از منزل

دانلود رمان گریه در تنهایی

بیرون می رفت،من هم مشغول پوشیدن لباسهایم برای رفتن به دانشگاه بشوم و بعد ریخت وپاش های احتمالی شب قبل را جمع و جور کنم.وبعد با صدای زنگ در به طرف حیاط بدوم ودرسفید رنگ وکوچک خانه ی مان که از روی دیوار کنارش شاخه های گل یاس آویزان بودندو چندتایی هم نافرمانی کرده بالای چهارچوب در خزیده بودند را باز کنم.دیدن چهره ی خندان بابا،با نانی دردست و لبخندی بر لب،گفتن سلام زود هنگام او که هیچ گاه به کسی اجازه عرض اندام نمی داد.اخم ساختگی من به بابا و گرفتن نان داغ از دستش و گفتن جمله ی:”فردا دیگه موفق می شم”چشمان عاشق بابا و لبخند مهربانش ودست پر از محبتش برسرم.چقدر زیبا بود برق چشمان آرزو مندش.
گوشه ی نان سنگک را با دوانگشت جدا کردم وبه دهانم گذاشتم و همان‌طور که به درخت یاس نگاه می کردم گفتم:

دانلود رمان گریه در تنهایی

-بابایی!فکر نمی کنید که باید این خانم خانما رو یه صفایی بدیم؟خیلی بزرگ شده،کل دیوار رو گرفته.من خسته شدم از بس که بهش آب دادم و اون گل هاشو از زمین جمع کردم.می بینی هر روز صبح یه عالمه از گل هاشو می ریزه کف حیاط.چقدر این حیاط روجارو بزنم آخه؟
بابا لبخندی زد و نگاهی به گل های یاسی که تازه زمین افتاده بودند کرد،چند تایی را از روی زمین جمع کرد ،مقابلم ایستاد و آنها را روی سرم ریخت و گفت:
-یاسی جان این نشون می ده که تو هم باید یه صفایی به زندگیت بدی،آخه این خانم خانما رو روزی کاشتم که تو به دنیا اومدی.و حالا اون هم مثل شما بزرگ شده،پس صفای یاس یعنی صفای یاسمن خانم!
گل های روی سرم را تکاندم و با اخم گفتم:

دانلود رمان گریه در تنهایی

-امان از دست این خاله زنک های محله.بابایی باز شروع کردین؟گفتم که اون قدر می خونم که قبول بشم،اونم طبق میل شما شیراز،در  حالی که با این رتبه دانشگاه تهران هم می تونستم برم،اما اصرار یلدا و بقیه رو قبول نکردم ،و همین جا رو انتخاب کردم ،چون شما و مامان با کل دنیا واسم برابری می کنید،حالا هم که ترم آخرم،تازه نقشه ها دارم واسه آینده ام،یه کاره پاشم برم شوهر کنم که چی بشه؟!این همسایه ها هم که جز درست کردن درد سر و شوهر پیدا کردن واسه من هیچ کاری ندارن.خواهش می کنم بابایی بگذر از این مقوله.حالا هم بیا بریم صبحونه بخوریم که داره دیرم می شه.یه لقمه بخورم برم پی کارم،شما هم برو پیش عشقت!
بابا لبخندی زد و چند شاخه گلی که حین سخنرانی من چیده بود را در دستانش مرتب کرد و به دنبال من وارد خانه شد.چای را داغ داغ سرکشیدم،تکه ای نان و پنیر به دهانم گذاشتم و کیفم را برداشتم و روبه بابا گفتم:

دانلود رمان گریه در تنهایی

-بابایی من تا ساعت۱۰ یا ۱۱ بر می گردم،ناهار رو خودم درست می کنم،شما دست به چیزی نزن،کتابت رو تموم کنی من اومدم،خداحافظ.
بابا در حالی که لقمه دیگه ای نون و پنیر به دستم می داد گفت:
-برو به امید خدا گل من.مواظب باش از خیابون رد می شی همه جا رو بپا!
-چشم،نگران نباشید،بای بابایی.

دانلود رمان گریه در تنهایی

به حیاط رفتم و کتانی هایم را به پا کردم و به سمت درحیاط رفتم ،در راباز کردم و به کوچه پا گذاشتم.کوچه ی خلوت اول صبح،عجیب آرامش را به روح آدم تزریق می کرد،خانه های این کوچه هم سن و سال هم بودند.و ۲۰تا۳۰ سال قدمت داشتند.همسایه ها همه قدیمی بودند،از اکثر دیوار های خانه ها برگ های در ختان انگور به کوچه سرازیر شده بود،بوی بهار نارنج همه جا را پر کرده بود.در اکثر پیاده روها،جلوی خانه ها،در زمین های بایر،حیاط ها و پارک ها و درخت نارنج عضو اصلی ولاینفک بود.و حالا با رسیدن بهارعطر افشانی خود را شروع کرده بودند، و انسان را مست بوی بهشتی خود می کردند.من هر روز کوچه را مثل کسی که اولین بار است از این جا می گذرد براندازمی کردم،.عاشق خانه و محله ی مان بودم،محله ای قدیمی در شهر شیراز.با آدم هایی خون گرم ،اصیل و دوست داشتنی.

دانلود رمان گریه در تنهایی

پیرمرد رفته گر را دیدم که زیر سایه ی یکی از درختان توت کنار پیاده رو نشسته بود،و دودستش را به جارویش تکیه داده بودو سرش را به روی دستانش گذاشته بود.و معلوم بود که از ساعت ۴یا۵ صبح تا به حال آن‌قدر جارو زده و ریتم یکنواخت خش خش جارویش را شنیده که حالا بعد از چند ساعت راه رفتن و جارو کشیدن،خسته زیر سایه درخت توتی که بعضی از توت هایش به رنگ سیاه و بعضی سرخ بودند،تن آسوده است.یا شایدهم به چاله های پرنشدنی زندگیش فکر می کرد.شاید به دختر دم بختش،یا پسر سربازش،خدا می دانست!…طبق عادت همیشگی از کنارش رد شدم و گفتم:
-سلام مش رحیم،خسته نباشی .بازم که توی فکری؟!
پیرمرد لبخندی زد که لثه های بی دندانش را نمایان کرد و گفت:
-سلام نه بابا خستگی در می کردم.

دانلود رمان گریه در تنهایی

دانلود رمان گریه در تنهایی

راهنما دانلود:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند.

دانلود رمان عاشقانه گریه در تنهایی,رمان عاشقانه گریه در تنهایی, رمان گریه در تنهایی رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور گریه در تنهایی, رمان عاشقانه صحنه دار گریه در تنهایی, رمان عاشقانه ایرانی گریه در تنهایی, رمان عاشقانه کوتاه گریه در تنهایی, رمان عاشقانه ۹۸ia گریه در تنهایی, رمان عاشقانه خارجی گریه در تنهایی, رمان عاشقانه پلیسی گریه در تنهایی, رمان عاشقانه دانلود گریه در تنهایی, گریه در تنهایی,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان گریه در تنهایی,دانلود رمان گریه در تنهایی برای موبایل,عکس شخصیت های رمان گریه در تنهایی,دانلود رمان گریه در تنهایی apk,دانلود رمان گریه در تنهایی لاو 98,رمان گریه در تنهایی قسمت اول,دانلود رمان گریه در تنهایی نسخه apk,دانلود رمان گریه در تنهایی apk,رمان گریه در تنهایی قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های نوشته کهربا

 

 

اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort
کانال آهنگ عاشقانه