دانلود رمان گناه ناکرده

دانلود رمان گناه ناکرده

در دانلود رمان گناه ناکرده رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود آماده کردیم که در مورد دختری که دزدیده میشه و برده میشه به سعودی اونجا فروخته میشه به یک آقا پسر پولدار غربی و کیلومتر ها از خونش دور میشه …

دانلود رمان گناه ناکرده

نام رمانگناه ناکرده

نویسنده:فائزه_خ

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: 606

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد دختری که دزدیده میشه و برده میشه به سعودی اونجا فروخته میشه به یک آقا پسر پولدار غربی و کیلومتر ها از خونش دور میشه …

دانلود رمان گناه ناکرده

دانلود رمان گناه ناکرده

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

 

با مامانم نشسته بودم و شام میخوردم به یک لقمه نون خشک و پنیر که نمیشه گفت شام، ولی

این روزا همین هم به زور گیر میاد. اسمم زولماست،        سالمه بابام استاد دانشگاهه، زبان های

خارجی تدریس میکنه و مامانم خونه داره.

دانلود رمان گناه ناکرده

من یک دورگه ایرانی لبنانی ام، بابام ایرانی و مامانم لبنانی. این جوری که بابام می گفت، اهل

مشهد بوده و مامانم زائر حرم امام رضا. بابام مامانم و تو حرم میبینه و عاشق مامانم می شه و از

باباش خاستگاریش می کنه ولی در کمال ناباوری با جواب )نه( روبه رو می شه.

بعد کلی اصرار قرار می شه اگه بابام مامانم و میخواد با اونا بیاد لبنان دخترشون و از اونا دور

نکنه بابام قبول می کنه و این میشه که من الان

درخدمتتونم.

دانلود رمان گناه ناکرده

_کجاییی دختر؟ رفتی دوباره توی فکر؟ شامتو بخور الان باز آژیر خطر و میزنن.

هی !!! خسته شدم از این جنگ خیلی وقته که لب مرز های ما جنگه ما هم که مرز نشینیم.

بابام و بقیه مردای شهر رفتن واسه دفاع، ما هم خدمات جبهه ایم. بابام واسه من و مامان یه

پناهگاه تو زیر زمین درست کرده تا شب ها و زمانی که حمله هوایی میشه بریم اون جا.

همین جوری که تو رخت خواب بودم فکر می کردم به خودم، به مامانم و به بابام.قراره فردا من و مامانم و سمیه و بقیه زنا پتو و غذا و لباس ببریم برای مردا. دیشب تا دیر وقت

خونه سمیه بودم کلی با هم خشاب تفنگ پر کردیم.

دانلود رمان گناه ناکرده

سمیه دوست بچگیهامه، دختر خوشگلیه موهای قهوه ای با چشمای سبز پوستشم مثل برف

سفیده.

خیلی دوسش دارم جای خواهر نداشتمه به مامانشم می گم خاله ، هر موقع خاله منو میبینه بهم

می گه چطوری عروس گلم یه جوری من از بچه گی به نام فؤادم.

پسر خوبیه خیلی سربه زیره میگم سربه زیر، به این معنی نیست ک شیرین بزنه ها !!! نه ،

منظورم اینه که سرسنگین و با وقاره . فؤاد شکل خواهرشه ولی من شکل هیچ کدوم از دوستام

نیستم. موهام شکل موهای بابامه مشکی و فردار.

دانلود رمان گناه ناکرده

چون موهام قشنگه بلندشون کردم تا پایین کمرمه . چشمام مشکی ولی مامانم خیلی خوشگل تر

از منه، ولی خب من راضیم از شکلم . مامانم همیشه می گه آینه نیمی از زیبایی و نشون میده

زیبایی واقعی درون انسانه.!

صبح وقتی بیدار شدم مامانم نبود. رفتم تو حیاط دیدم داره با کمک خاله کنسرو و اب و لباس و…
تو جعبه میزاره چادرم و سر کردم و رفتم کمکشون.
هر چی به مرز نزدیک تر میشدیم صداها بلندتر می شد. می شه گفت صدبرابر صدا هایی بود که
تو خونه میشنیدیم .
کلی مجروح داشتن من و مامان و سمیه و خاله دست به کارشدیم همشون یا ترکش خورده بودن
یا تیر من که اصلاً از این چیزا سر در نمیآوردم ولی اینقدر این کارا و انجام دادم که خانوم دکتر
شدم واسه خودم.
یک دفعه یه نفر داد زد دارن میان این سمت. من که تا حالا ندیده بودمشون مثل مسخ شده ها
سر جام خشکم زده بود که سمیه دستم و کشید و من و با سرعت برد پشت یه جیپ جنگی قایم
شدیم.

دانلود رمان گناه ناکرده

سمیه از ترس فقط گریه می کرد. بابای سمیه و که بالای تیربار بود زدنش. سرمو تو دستام گرفتم
که چیزی نبینم.
نمی دونم چقدر گذشت که یکی محکم بازوم و کشید ،سرم و بلند کردم دیدم یه مرد با لباس
سربازا که صورتش و پوشونده بود.

من و کشون کشون برد انداخت تو کامیون، سقف ودیواره های قسمت بار کامیون وبا برزنت
پوشونده بودن. کنار من و مامانم تعداد زیادی دختر و زن بودن. همون مرد که من و آورد داد زد:
-هرکی بخواد شلوغ کنه یا فرار کنه با یک تیر خلاصش میکنم
مامانم گفت:
-با ما چکار دارین؟ دارین ما و کجا می برین؟
مرد گفت:
-بشین سر جات به تو ربطی نداره .
در کامیون و بست کامیون حرکت کرد

دانلود رمان گناه ناکرده

مامانم گفت:
-باید فرار کنیم یه جوری باید در و باز کنیم و خودمون و نجات بدیم قبل از این که از مرز خارج
بشیم.
همه با هم کمک کردیم ، در کامیون باز شد.

بازشدن در همانا و ترمز کامیون همانا، سه تا مرد هیکل و چهار شونه که صورتاشون و پوشونده
بودن از کامیون پیاده شدن و اومدن سمت ما. این قدر ترسیده بودم، که زبونم بند اومده بود.
همون مرد قبلیه داد زد:
-کار کی بود؟
هیچ کس جرأت نداشت حرفی بزنه. تفنگش و گذاشت روی شقشقه ی من و گفت:
-نقشه کی بود؟ نگین میکشمش
که مامانم گفت:
-من بودم

دانلود رمان گناه ناکرده

بلافاصله اسلحشو به سمت مامانم هدف گرفت…..
بارُن
)به معنی مرد اصیل،نجیب زاده(

اه، لعنتی این چه زندگی از صبح توی کارخونه ام، صبح میرم کارخونه بعد میرم شرکت بعد یه سر
میام خونه گاهی اوقات همین تایم خونه رفتن و هم ندارم.
شب که میرسم خونه حتی حوصله خودمم ندارم چه برسه به جین. دیگه باید بهش بگم بره زیاد
باهاش بودم برام تکراری شده.
صبح مایک زنگ زد و گفت فردا یه دورهمی داریم. معلوم نیس باز چند نفر و آوردن که به قیمت
بالا بفروشن.

دانلود رمان گناه ناکرده

باید یه برنامه درست برای کارهام بریزم اگه همین جوری پیش برم دیگه چیزی ازم نمیمونه. دلم
یه خواب راحت میخواد، ولی مگه این دختره میزاره.

 

 

 

دانلود رمان عاشقانه گناه ناکرده,رمان عاشقانه گناه ناکرده, رمان گناه ناکرده رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور گناه ناکرده , رمان عاشقانه صحنه دار گناه ناکرده, رمان عاشقانه ایرانی گناه ناکرده, رمان عاشقانه کوتاه گناه ناکرده, رمان عاشقانه ۹۸ia گناه ناکرده, رمان عاشقانه خارجی گناه ناکرده, رمان عاشقانه پلیسی گناه ناکرده, رمان عاشقانه دانلود گناه ناکرده, گناه ناکرده,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان گناه ناکرده,دانلود رمان گناه ناکرده برای موبایل,عکس شخصیت های رمان گناه ناکرده,دانلود رمان گناه ناکرده apk,دانلود رمان گناه ناکرده نگاه دانلود,رمان گناه ناکرده قسمت اول,دانلود رمان گناه ناکرده  نسخه apk,دانلود رمان گناه ناکرده apk,رمان گناه ناکرده قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های لاو 98

برچسپ ها
به اشتراک بگذارید

5 دیدگاه در “دانلود رمان گناه ناکرده

ایده ی داستان بسیار جالب بود و خواننده رو جذب میکرد اما هرچی جلوتر میریم، متوجه غیر منطقی بودن بعضی اتفاق ها میشیم که آزار دهنده ست. از اون جهت میگم آزار دهنده، چراکه دیگه نمیتونه ارتباط برقرار کنه با مخاطب… خواننده تموم فکرش پر میشه از حوادث غیر منطقی رمان… شخصیت پردازی ضعیف بوده و این یکی دیگه از عوامل ارتباط برقرار نکردنه… رمان رو از دیدگاه دوشخصیت اول دنبال میکنیم که در واقع هر دو روایت شبیه به هم هستن و هیچ وجه تمایزی بین دو راوی دیده نمیشه…دیالوگ نویسی ها نیز جزء ضعف رمان محسوب میشن… اغلب رمان نویس های ما در مقوله ی دیالوگ نوشتن بسیار ضعیف و در تعابیر و توصیفات قوی هستن و این بسیار ناامید کننده ست! متأسفانه همه ی اینها باعث میشه مخاطب تا آخر کار رو دنبال نکنه… برای نویسنده آرزوی موفقیت دارم

مزخرفترین رمانی بود ک ب عمرم خوندم نه خوب شروع شد و نه خوب تموم شد در واقع فقط میخواست یه جوری تمومش کنه بی جهت کش دار و کاملا بی هدف بود هیچ حرفی برای گفتن نداشت و مخاطب رد از نظر حسی همراه خودش نمیبرد
رمان فقط گناهکار و اسطوره

مزخرغترین رمانی بود ک ب عمرم خونده بودن فقط وقت تلف کردم هیچ حرفی واسه گفتن تداشت همه چیز و از نظر احساسی مخاطب رو جذب ننیکرد پایان مذخرفش بماند ک نویسنده فقط خواسته یه جوری تمومش کنه بی حهت کش دار و مسخره بود

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل