maltepe escort alanya escort pendik escort http://www.pendikliler.com/ kartal escort kadıköy escort kartal escort maltepe escort ataşehir escort ataşehir escort ümraniye escort ataşehir escort ümraniye escort maltepe escort ataşehir escort ankara escort porno izle ankara escort ankara escort ankara escort istanbul escort şirinevler escort antalya escort istanbul escort beylikdüzü escort besyol kiz yurtlari umraniye escort bahcesehir escort bahcesehir emlak
antalya escort pendik escort istanbul escort istanbul escort istanbul escort

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

در دردیست در دلم که دوایش نگاه توست مجموعه از متن های عاشقانه زیبا را قرار داده ایم که در مورد لحظات شاد عاشقانه هست و …

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

عکس و تصویر گاهی آدم می ماند بین بودن و ماندن به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می ...

گاهی آدم می ماند بین بودن و ماندن
به رفتن که فکر میکنی اتفاقی می افتد
که منصرف می شوی
میخواهی بمانی رفتاری می بینی که انگار
باید بروی و این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است

عکس و تصویر دستش را اگر دراز کند دیوار را لمس می کند اما چشم هایش چنان نگاه ...

دستش را اگر دراز کند
دیوار را لمس می کند
اما چشم هایش چنان نگاه می کنند
انگار دیوار در افق است
این قدر دور
این اندازه دلتنگ…

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

در هوس خیال او
همچو خیال گشته ام
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم…

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

به دوستی که تورا از تو دوستر دارم
به دست دل که نباشد دل از تو بردارم

برای دیدن تو ای همیشه دور از دست
به روی شانه دل بقچه سفر دارم

هزاربال و پر از شانه ام بروید باز
بسوز بال و پرم را که بال و پر دارم

*خدا گواه است گواه این سخنم
من از تمامی عالم به تو نظر دارم*

*نگو که تلخ! نگو شور عشق درتو کجاست؟
به واژه واژه هر شعر خود شکر دارم*

*خدا کند که بیایی به چشم عاشق من که شوق دیدنت از هرچه رهگذر دارم*

*به لحظه لحظه عشق تو می خورم سوگند
نه شب برای دلم مانده نه سحر دارم*

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

اصلا چه فرق می کند….؟!این جا همیشه تو
آن گونه سربه زیری و ساکت که یک گیاه

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست

ناگهان آمد و جان و دلم از هم پاشید
بیت بیت غزلم مثل هم از هم پاشید

یک نفر شاخه ای آتش به من ارزانی کرد
آن چنان سرخ که قلب شبم از هم پاشید

لحظه ها رام شدند و غزلی شیهه کشید
از عطش دم زدم و بازدم از هم پاشید

بازشد پنجره ای رو به زمان ابدی
سایه ی محو حضور عدم از هم پاشید

درمیان دل من زلزله انداخت کسی
و در این حادثه غم پشت غم از هم پاشید

منجمد می شد از این پس دل من .اما عشق
ناگهان آمد و جان و دلم از هم پاشید

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
escort bayan istanbul escort fake taxi
کانال عکس پروفایل