دلنوشته های من و تو

دلنوشته های من و تو

در دلنوشته های من و تو سری جدید از دلنوشته های عاشقانه را برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد نجوهای عاشقانه بین دو معشوق و …

دلنوشته های من و تو

دلنوشته های من و تو

دلنوشته های من و تو

برگی شده
افتاده ام از شاخه به کویی
چون باد مرا می بری، امّا به چه سویی؟

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

چقدر دوست دارم دوست داشتنت را !
دوست داشتن تویی که ممنوع ترینی برای من
چقدر دلم هوایت را دارد !
هوای تویی که حق نفس کشیدن در هوایت را ندارم
چقدر آرامش میدهی به من !
تویی که حق آرامش گرفتن از وجودت را ندارم
چقدر زیبا نوازش میکنی روحم را !
تویی که حق نوازش روحت را ندارم
چقدر خوب است بودنت !
تویی که حق با تو بودن را ندارم …
بیادت و برایت نوشتن زیباست…
بخوان و دم مزن ،
میخواهمت…

میدانم که میدانی…

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

عشقبازى کار فرهاد است و بس
دل به شیرین داد و دیگر هیچکس
مهرامروزى فریبى بیش نیست
مانده ام حیران که اصلا عشق چیست؟

لَب به اِحساس زَدَم..!!
مَست شُدَم..!!
فَهمیدَم؛
«شاعِران مَست تَرین طایفهٔ هُشیارَند.!!»

بی خود اَز حال شُدَن،
گرچه گُناه اَست
وَلی…

“شاعِری جُرمِ قَشَنگی است اَگر بُگذارَند..”

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

به یادِ من، که هر پاییز می‌میرم
درختِ بیدی بکار
که نلرزد به هر بادی،
و طاقت کُند مرگ جوانگی‌هایش را.
من
برای درکِ این بهار
کمی پیر شده‌ام…

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

چـــه تــنــاقــض دلــگــیــری .!.!.!
دلخوشی هایت که کم و اندک باشند
دغدغه هایت که بسیار فراوان
در می مانی چه کنی …
به اندک تلنگری در هم می ریزی !!!
به اندک نسیمی ویران می شوی !
دلخوشم به بودنت .
تنها دغدغه ام نداشتن توست .
بودن و نداشتن …
چـــه تــنــاقــض دلــگــیــری .!.!.!

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

حال این روزهای مرا به كسی نگویید;اگر سراغ گرفتند…
بگویید “خوب” است و دل از دلش تكان نخورده!
بگویید امسال هم دریغ نیست از سالهایی كه گذشت
“بهار” همان “بهار “است
اما نگویید آفتابش دیگر آن آفتاب نیست!!!!
بگویید
كار می كنم، نان درمی آورم
اشتها دارم و نان می خورم
دلتنگ نمی شوم
نگران رفتن كسی نیستم
حسرت نداشتن كسی را ندارم
و خلاصه كیف مان كوك است و قرار است بماند!

حال این روزهای مرا به مادرم هم نگویید
حالت “خوب” هم كه باشد مادرها نگران می شوند
چه رسد به حال این روزهای من كه “عالی” است…
بگویید خوشحال است و یك طوری بگویید
كه خودتان هم باورتان شود!

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤
از ستاره ها دورتر نمی روم
تو همین جا منتظر باش
به گنجشک ها گفته ام
هوای دلتنگی ات را داشته باشند
تا من برگردم
جایی میان همین ستاره ها
چمشه ای ست
پوشیده از علف های نقره ای
مگر تو نمی خواستی زیر نور ماه بنشینی
و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را
– تماشا کنی؟
ماه،
از آب همین چشمه نوشیده است
که این همه مهتابی ست
کنار پنجره منتظرم باش!

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤
این شعرها
همه کوچ دلتنگی هایم هستند
از نبودن هایت به بودن هایت
تا شاعرانه هایم حصاری باشند
برای نرفتن …
تا بمانی برای همیشه
در دفتر شعرم …
که هر گاه دلم خواست
چند خط تو را ببینم

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤
جـدال عـقـل و دل هـمـواره در مـن مـاجــرا دارد
شـبـیـه سـرزمـیـنــی کـه دو تـا فـرمـانــروا دارد

شـبیـه سـرزمـیـنـی که یـکـی در آن بـه پـا خـیـزد
یـکـی در مـن شـبــیـــه تــو خـیـــال کـودتــا دارد…

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤
تا کوچ اینهمه رخوت و تنهایی
به شانه ی کدام مهری میتوان آویخت ؟
و دست کدامین مهتاب را
تا پیوند طلوعی دیگر
میتوان گرفت؟
پرسه ی بیهوده ایست
این حوالی
رخوت و تنهایی
درد مشترک آدمهاست ..

❤✿دلنوشته های من و تو✿❤

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل