ده سالگی لیلی و مجنون

ده سالگی لیلی و مجنون

در ده سالگی لیلی و مجنون متن بی نظیر عاشقانه در مورد لیلی و مجنون را برای شما قرار دادیم که در ….

ده سالگی لیلی و مجنون

این متن خیلی بی نظیره

عکس و تصویر

هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود . استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . استاد دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد . لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت: دیوانه ، مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی . لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .
استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت : لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ، اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی . مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی
تعبیر قشنگیه .

بی قرارم ، واسه چشمات
اون نگاهی که به یک دنیا می ارزه
می خوام از تو ، بنویسم
اما اسمت که میاد ، دستم می لرزه

چیکه چیکه ، آب شدم من
وقتی گفتی نمی خوام با تو بمونم
حالا تنها ، یه پریشون
خیلی وقته که دیگه بی هم زبونم

من هنوز از تو می خونم عاشقونه
جای دستای تو خالی توی خونه

خواب چشماتو می بینم ، فردا آفتابی دنیام
تو می شی تعبیر خوابم ، می رسم به آرزوهام
می دونم میای دوباره ، آسمون آفتابی می شه
باز بهار میاد سراغ گلدون های پشت شیشه

چشم به راه تو می مونم ، اگه می شنوی صدامو
تکیه کن باز هم به شونم ، گوش بده ترانه هامو
یه دریچه مهربونی ، هدیه کن به خلوت من
نشو با دلم غریبه ، سر بزن به غربت من

من هنوز از تو می خونم عاشقونه
جای دستای تو خالی توی خونه

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل