خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

آن‌ها تو را از خودت بیرون رانده‌اند
و جایت را گرفته‌اند و خود تو شده‌اند.
دیگر تو نیستی که درد را حس کنی تو خود درد شده‌ای …

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

تو بشنوی و با لخندهایت تایید کنی

دلم یک خواهرانۀ تازه میخواهد

از همان خواهرانه های بی نظیر

تو بگویی و من بشنوم

از تمام دغدغه هایت

از تمام شادی هایت

از دلت که میدانم کمی غم دارد

دلم میخواهد بگویی

بگویی تا من با تمام کلماتت زندگی کنم

دلم یک خواهرانه تازه میخواد

از همان خواهرانه های دخترانه

از همان ها که تو مرا در آغوش بگیری

تا در آغوشت احساس آرامش کنم

تا بدانم هنوز هم احساس در دنیا هست

هنوز هم میشود احساس را چشید

میشود احساس را لمس کرد

میشود احساس را بوئید

بازهم دلم یک خواهرانۀ نو میخواهد

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

 

. بیا این بار با معیارهای من عاشق شو
قرمز و
غلیظ و
زنانه

بیا کفشهایمان را عوض کنیم !
یک بار هم
تو پاشنه بلند بپوش و با من پا به پا بیا

این بار من قول مردانه میدهم
” برای همیشه مهربانی را ”
و ته دلم هیچ پوزخندی نیست !!
و حاضرم قسم بخورم که راست راست میگویم

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

بیا نقابت را
با لبخندم تاخت بزن
بازی برد ، برد میشود !

حواس پنج گانه ام را بردار و
ضمیمه ی غرور مردانه ات کن

با مردمک مهربانیم
به خورشید لبخند بزن
با سر انگشتان صورتیم
شب را لمس کن
بیا بو بکش ببین
صبح پاییز چه عطری دارد …

بیا ” من ” باش

” من ” باش و ببین
چقدر میشود ” تو ” را
دوست داشت !!

گفتی :
شب های بی من 
ستاره ها را بشمار
چشمانت گرم می شود 
می خوابی 

بی تو 
شمردنم نمی آید

گفتی :
شب های بی من
ستاره ها را بشمار
چشمانت گرم می شود
می خوابی

بی تو
شمردنم نمی آید

برگرد

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

 

از بندهاى شعر
قیدها را بردار!
نمى بینى!؟
دارم عاشق مى شوم،
عشق که زمان و مکان سرش نمى شود…
من
بى قیدترین عاشقِ جهانم…

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

 

من اما از تو ممنونم
همین که هستی و گاهی
مرا به گریه می اندازی!
همین که هستی و گاهی
به یادم می آوری
چقدر تنهایم…!

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

آیا مسئول نهایى آرامش جهان
آغوش عجیب حضرتى به نام زن است؟
چاره اى نیست
تنها به همین هواىِ همیشه بیندیش،
و گرنه زمهریرِ این زمستان را
تحمل نخواهى کرد.

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

یک مترسک خریده ام
عطر همیشگی‌ات را به تنش زده ام؛
گوشه اطاقم ایستاده!
درست مثل توست؛
فقط اینکه روزی هزار بار مرا از رفتنش نمی ترساند…!

دوست دارم من بگویم و تو بشنوی

معادله راحل کنید *

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است