خانه » رمان های عاشقانه » رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند
فروش ویژه کفش دخترانه آدیداس مدل Pato
کفش دخترانه کفش دخترانه آدیداس مدل Pato. طراحی و کیـفیت بی نظیر. عرضه شده در سایزهای 37 تا 40. در دو رنگ ترکیبی (خاکستری سبز) و (خاکستری صورتی). دارای كفی مستحكم و بسيار زيبا.
   
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 45000 تومان

کفش دخترانه فروش ویژه ست تی شرت و شلوارک Stars
ست تی شرت ست تی شرت و شلوارک Stars. فری سایز (مناسب برای سایز های لارج و ایکس لارج). جنس: تی شرت نخی و شلوارک فلامنت. دارای کش در انتهای زانو و کمر شلوارک. بسیار شیک و با کیفیت ...
   
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 45000 تومان

خرید پستی

رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند

رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند  دارای داستانی زیبا که به معنای واقعی یک رمان زیبا و عاشقانه هست که شخصیت این رمان درگیر مشکلات مالی و خانوادگی هست که از این رو باعث میشه خواننده ها بتواند ارتباط خوبی با این رمان برقرار کنند و …

رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند

نام رمان : دستهایم حافظه دارند

نویسنده : رهایش

حجم کتاب : ۹٫۷

تعداد صفحات : ۹۳۵

خلاصه داستان :

کنعان درگیر در مشکلات خانوادگی و مالی، اسیر گذشته و خاطره ی زخمی که به روحش آسیب رسونده، در اوج مشکلات هجوم آورده به زندگی حالش، فرصتی برای گریز از موقعیت خسته کننده ی زندگیش پیدا می کنه اما هر فرصتی فرصت مناسب نیست و هر راه گریزی، راه گریز یا شاید هم….
داستان ، داستان زندگی سه پسره ، سه برادر که زندگیشون به وجود هم گره خورده و البته شخص آشنای غریبی که منبع اصلی مشکلات این سه برادره.

قسمتی از متن رمان :

-مگه نگفتم بمون تا من بیام؟
سرمو بلند کردم و خیره شدم به قیافه ی طلبکارش! سری به دو طرف تکون داد و گفت:هان؟! چیه؟! حرفهای منو نمی فهمی؟ نمی شنوی؟ دوست داری بشنوی و نمی شنوی؟ دوست داری بفهمی و نمی فهمی؟ گفتم من خودمو تا ظهر می رسونم!
حیف که ساعتی نبود که بخوام با نگاه کردن بهش متوجه اش کنم که الآن دو ساعتی از ظهر گذشته. بی حرف سرمو انداختم پایین و مشغول کارم شدم. یه خرده تو سکوت نگاهم کرد، بعد پرسید: کسرا نیومده؟
دلخور بودم و وقت دلخوری حوصله ی جواب دادن، حرف زدن و حتی حرف شنیدن نداشتم. با سر جواب منفی دادم و دست بی حس بابا رو آوردم بالا و شروع کردم به لیف مالی کردن.
اومد جلو، دست گذاشت رو شونه ام و گفت: بیا برو بیرون باقیشو من انجام می دم.
خسته بودم. تازه از شیفت برگشته بودم! از ساعت ۱۰ شب قبل که رفته بودم کارخونه تا دم ظهر که برسم یه کله ایستاده بودم و نیومدن کبریا، عمل نکردن به قولش و پشت گوش انداختنش کلافه ترم کرده بود.
بی توجه به حضورش وسط اون حموم گرم که شر شر عرق رو همراه با قطره های آب از سر و صورتم سر می داد مشغول شستن بابا شدم.
دستم رو گرفت، لیف رو از دستم کشید و با لحن محکمی گفت: بیا برو بیرون بچه! اه! خودم حوصله ندارم، اخم و تخم اینم باید تحمل کنم! برو بگیر یه خرده بخواب از این گنددماغی در بیای بعد بهت می گم کجا بودم که دیر اومدم!
هه! حوصله ی پوزخند زدن هم نداشتم! کجا بود؟! چه اهمیتی داشت؟! مهم این بود که قول داده بود صبح زود بابا رو حموم کنه و باز طبق معمول زیر قولش زده بود.
باقی کارو سپردم بهش، پا گذاشتم تو رخت کن حموم خونه ی قدیمیمون، با حوله سر و صورت و پاهامو خشک کردم و شلوارکمو پوشیدم. برگشتم سمتش و گفتم: گربه شورش نکنی ها! اگه حوصله نداری بگو …
یه چشم غره بهم رفت که باعث شد ساکت شم. راه افتادم سمت راهروی بین هال و سرویس بهداشتی و در همون حال گفتم: ناهارشم نخورده!
صداشو از پشت سر شنیدم: باشه مامان خانوم! شما نگران نباش!
ولو شدم رو تخت. از نفس افتاده بودم.دیگه جا به جا کردن بابا بی کمک واقعاً سخت شده بود. حرکت دادن تن لمسِ از سکته ی مغزیش با وجود خستگی جسمی خودم نفسگیرتر شده بود. چشمامو بستم و سعی کردم یه خرده بخوابم. خوشحال بودم که فردا شیفت ندارم و می تونم یه دل سیر بخوابم! هر چند اگه می ذاشتن!

رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند

رمان منحصر به فرد دستهایم حافطه دارند

دانلود رمان  دستهایم حافطه دارند برای موبایل,

عکس شخصیت های رمان دستهایم حافطه دارند,

دانلود رمان دستهایم حافطه دارند apk,

دانلود رمان  دستهایم حافطه دارند نگاه دانلود,

رمان دستهایم حافطه دارند قسمت اول,

دانلود رمان دستهایم حافطه دارند  نسخه apk,

دانلود رمان دستهایم حافطه دارند apk,

رمان دستهایم حافطه دارند قسمت اخر, رمان,

رمان نودهشتیا,

 

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی لینک دانلود کلیک راست نموده و گزینه save as link را بزنید

 

فروش ویژه شلوار اسلش مردانه طرح Richey Games
شلوار اسلش مردانه شلوار اسلش مردانه طرح Richey Games، جنس پارچه کتان درجه یک. سایز: فری سایز (مناسب 36 تا 46). دارای چسب ولکرو در مچ پا برای تنظیم سایز دور ساق پا.
   
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 59000 تومان

خرید

طراحی ها
تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است