maltepe escort alanya escort pendik escort http://www.pendikliler.com/ kartal escort kadıköy escort kartal escort maltepe escort ataşehir escort ataşehir escort ümraniye escort ataşehir escort ümraniye escort maltepe escort ataşehir escort ankara escort porno izle ankara escort ankara escort ankara escort istanbul escort şirinevler escort antalya escort istanbul escort beylikdüzü escort besyol kiz yurtlari umraniye escort bahcesehir escort bahcesehir emlak
antalya escort pendik escort istanbul escort istanbul escort istanbul escort

عذاب نبودنت را چه کنم

عذاب نبودنت را چه کنم

عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده

عذاب نبودنت را چه کنم

پست های عاشقانه همراه با تصاویر عاشقانه

عذاب نبودنت را چه کنم

عذاب نبودنت را چه کنم

امروز چندین بار

به آینه نگاه کردم

هر بار چشمانم

جور دیگر بود

آینه هم ب من دروغ می گفت
قرمزی چشمانم را

اشک هایم را

عذاب نبودن های تو را

فقط شانه هایم

راست می گویند

شکنجه های این عشق روی شانه هایم جا مانده

بی فایده است

آینه هم مثل توهر لحظه
رنگ عوض می کند

من بیهوده دنبال تو در خودم می گردم

عذاب نبودنت را چه کنم

عذاب نبودنت را چه کنم

دلم را از سرِ راه نیاورده ام
سرِ راهِ هر کس و ناکسی بگذارم
و بگویم :لطفا مرا بردارید و دوستم بدارید!
شده باشد تنهایی تمامش را به دوش بکشم
آوازه خوانِ کوچه و خیابان بشوم
دوست داشتنت را زمین نمی گذارم
جایش را هم به زور به هیچ نگاهی نمی بخشم
راستش حتی به تو هم هیچ ربطی ندارد
چه برسد به دیگران
که چرا اینگونه بی رحمانه دل پایِ تو نشسته است
اما برایِ خاطر جمعیِ هرکس که می پرسد از خلوتِ خودش
که مگر می شود دوست داشت اینچنین ؟
می شود ! حتی بی بوسه و آغوش هم می شود
حتی می شود آنقدر وفادار بود که هرکسی از لحنِ حرفهایت
بفهمد که اینجا کسی دارد عاشقی می کند
کافیست یک دل داشته باشی که دوست داشتن را
بخواهد در تمامِ وجودش در آغوش بگیرد
من دلم را از سرِ راه نیاورده ام
که به هر سلامی
به هر نگاهی به هر کلامی
یادم برود که تو هرروز
در من حکومت می کنی

عذاب نبودنت را چه کنم

عذاب نبودنت را چه کنم

عشق من
به دیدنم که می آیی
خودت را بیاور
که نگهبان ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ تر است
و دیوانگی
نام مشترک همه ی ماست
که دندان های شکسته ام را نشانت دهم
و بگویی: سیب!
برای لبخندی
که با اشک هاشور خواهد خورد

به دیدنم که می آیی
چمدانی بیاور
شاید اینبار جای من
لباس هایم را تحویلت دادند…

عذاب نبودنت را چه کنم

عذاب نبودنت را چه کنم

زندگی من
یعنی
شیب خط گردنت
وقتی
به پهنای شانه ات می رسد
یعنی
رگ برجسته ی دست هایت
وقتی
آنها را در هوا تکان می دهی
یعنی
مهربانی شباهنگام و خواب آلودت
وقتی که می پرسی:
“سردت نیست؟”
یعنی
رگه های قرمز چشمانت
وقتی خستگی در چشمانت موج می زند
یعنی
موهای خیس روی پیشانی‌ات
که به عطسه می اندازدت
زندگی من
یعنی…
تو!
یعنی
همین دلتنگی نفس گیر

وقتی
این شعر را برایت می نویسم…

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
escort bayan istanbul escort fake taxi
کانال عکس پروفایل