maltepe escort alanya escort pendik escort kadıköy escort kartal escort maltepe escort ataşehir escort ataşehir escort ümraniye escort ataşehir escort ümraniye escort maltepe escort ataşehir escort Passion Dubai Escort New Dubai Escort jigolo arayan bayanlar jigolo istanbul jigolo olmak istiyorum jigolo ajansı beykent koltuk doseme ankara escort porno izle ankara escort ankara escort ankara escort istanbul escort şirinevler escort antalya escort istanbul escort beylikdüzü escort kayasehir escort umraniye escort bahcesehir escort
antalya escort istanbul escort istanbul escort istanbul escort

عکس نوشته دستم تو دست یاره

عکس نوشته دستم تو دست یاره

در عکس نوشته دستم تو دست یاره سری جدید از عکس نوشته های عاشقانه شاد را قرار داده ایم که همراه با تصویر پس زیمنه و متن  های …

عکس نوشته دستم تو دست یاره

عکس و تصویر

از بادهٔ نیست سر خوشم، سرخوش و مست
بیزارم و دلشکسته، ‌از هر چه که هست

من هست به نیست دادم، افسوس که نیست
در حسرت هست پشت من پاک شکست

عکس و تصویر

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم / دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم . . .

عکس و تصویر

ما اهل دلیم اشاره رامی فهمیم
راز شب پر ستاره را میفهمیم
به پنجره های بسته عادت داریم
به یار وفا دار ارادت داریم .

عکس و تصویر

موجم کردی که بی قرارت باشم ، ابرم کردی که اشک بارت باشم

در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم . . .

عکس و تصویر

نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما

عکس و تصویر

عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار

عکس و تصویر

عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است

عکس و تصویر

زمان غارتگر عجیبى است، همه چیز را می برد

به جز حس دوست داشتن را

عکس و تصویر

گفتم که سکوت…! از چه رو لالی و کور؟
فریاد بکش،‌که زندگی رفت به گور

گفتا که خموش! تا که زندانی زور
بهتر شنود، ندای تاریخ ز دور

بستم ز سخن لب و فرا دادم گوش
دیدم که ز بیکران،‌ دردی خاموش

فریاد زمان،‌ رمیده در قلب سروش
کای ژنده بتن،‌ مردن کاشانه به دوش

بس بود هر آنچه زور بی مسلک پست
در دامن این تیره شب مرده پرست

با فقر سیاه… طفل سرمایهٔ مست
قلب نفس بی کستان، کشت… شکست

دل زنده کنید تا بمیرد ناکام
این نظم سیاه و فقر در ظلمت شام

بر سر نکشد، خزیده از بام به بام
خون دل پابرهنگان، جام به جام

نابود کنید، یاس را در دل خویش
کاین ظلمت دردگستر، زار پریش

محکوم به مرگ جاودانی است… بلی
شب خاک به سر زند، چو روز آید پیش

 

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
escort bayan istanbul escort fake taxi
کانال عکس پروفایل