عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

در عکس نوشته دلتنگی جدید 95  عکس های متن دار جدید و عاشقانه را قرار داده ایم که مضمون این عکس نوشته های عاشقانه دلتنگی و بی قراری هست که با متن عاشقانه همراه بود و …

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

بخاطر “من” بخند
حتی به “دروغ”

گاهی باید به کسی
“تنفس””
“مصنوعی” داد..!!!!!!

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

من دریافته ام که دوست داشته شدن هیچ نیست.
و اما دوست داشتن همه چیز است!
آن کس خوشبخت است, که بتواند عشق بورزد.

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

حال دلت که خوب باشد
همه دنیا به نظرت زیباست…
حال دلت که خوب باشد
حتی میشوی همبازی بچه‌ها
و چقدر لذت دارد که
آدم حال دلش خوب باشد..

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

امروز …
بیشتر از دیروز دوستت مى دارم
و فردا بیشتر از امروز.
و این، ضعف من نیست
قدرت تو است…

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام
ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

امشب
غمگینانه ترین سطرها را
می نویسم:
دوستش داشتم و
او نیز
گاهی، دوستم می داشت!

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

عکس نوشته دلتنگی جدید 95

امتداد فاصله
از اعتبار رابطه نمی کاهد
همیشه هستی
همین حوالی…

عکس و تصویر

هر دو جا مانده ایم

تو در دل من

من از دل تو..

عکس و تصویر

مرا باران صدا بزن…!

دل تنگ که شدی
به شیشه می زنم
پشت پنجره بیا
تماشایم کن…

عکس و تصویر

فردا اگــر
بدون تــو باید به سر شود
فرقی نمی‌کند شب من
کی سحر شود…

عکس و تصویر

بہ چشم هاےتو
ایمان مے آورم
گویے اینجا پایان دنیاست
و تو…
پیامبرے از نسل آینہ

ڪہ رسالتش اش
تڪثیر عشق بود
در بند بند
وجـــودم…

عکس و تصویر

تو ڪه نباشـــــے …

میاڹ سر به راهـــے و

روبه راهے هیچ ڪدام

نیستم تو ڪه نباشــے …

آواره امـــــــــــ !!

عکس و تصویر

نشسته ای و بسته ای به خاکِ این زمین، مرا
بهانه های ماندنم تویی در این دیار، تو…

عکس و تصویر

بچه که بودم
خیال می کردم همه چیز مال من است،
دنیا را آفریده اند
که من سرم گرم باشد،

آسمان،
زمین،
پدر،
مادر،
درخت ها،
اسب ها،
کالسکه ها
و حتی آن گنجشک ها
برای سرگرمی من به وجود آمده اند.

بعدها یکی یکی همه چیز را ازم گرفتند. مایعی در رگ هام جاری بود
که می گفت این مال شما نیست،
راحت باشید.
پسری که عاشق کبوترها و خرگوش ها بود،
خودش را به درختی دار زد.
چرا؟

مادر گفت بماند برای بعد.
کاش تولد من هم می ماند برای بعد،
به کجای دنیا برمی خورد؟

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
سفارش طراحی لوگو اسم و ...