خانه » عکس های عاشقانه » عکس نوشته های عاشقانه » عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

در عکس نوشته عاشقانه عزیزترین مجموعه ای جدید از عکس های متن دار عاشقانه را قرار داده ایم که شامل 15 عکس نوشته همراه با متن عاشقانه و خاص هست و …

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس و تصویر

رسمش شكار كردن و در خون كشيدن است
كارم ز دوريَش همه در خون نشستن است

گفتم به زهره دل ز تمنّا ش وارهان
او در جهان فقط هدفش دل شكستن است

عکس و تصویر ..

‏ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید!
می توان از تو فقط دور شد و آه کشید
پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش
نه یکی ؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید
سال ها مثل درختی که دم نجاری ست
وقت ِ روشن شدن ارّه وجودم لرزید
ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اصرار نباید ورزید
شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری
دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید
من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی
زنده برگشتم و انگیزه ی پرواز پرید
تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید
مقصد آنگونه که گفتند به ما ، روشن نیست
دوستان نیمه ی راهید اگر ، برگردید !

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس و تصویر ....

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس نوشته عاشقانه عزیزترین

عکس و تصویر

عکس و تصویر

از شبنم عشق خاک آدم گل شد

بس فتنه و شور در جهان حاصل شد

سر نشتر عشق بر رگ روح زدند

یک قطره خون چکید و نامش دل شد

عکس و تصویر

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم

نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم

یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است
میله های قفسم را نشمارم چه کنم ……شاعرحسینی

عکس و تصویر

عشق یعنی پاکی و صدق و صفا
خود شناسی حق شناسی از وفا
عشق یعنی دور بودن از خطا
بنده بودن خلوت دل با خدا
عشق یعنی نفس را گردن زدن
پاک و طاهر گشتن روح و بدن
عشق یعنی صیقل زنگار دل
دیدن اسرار غیب در جام دل …..!

عکس و تصویر

بازی عشق کلک داشت ،،
” نمی دانستم ”

غم آن سر به فلک داشت ،
” نمی دانستم ”

با نگاهی دل دیوانه ،، م
” گرفتار شد ”

سفره عشق، نمک داشت ،،
” نمی دانستم ”

دل من صافتر از آینه ،،
” اما دل او ”

شیشه ای بود که لک داشت ،
” نمی دانستم ”

به وفاداری من آنکه زمن
” ساده گذشت ”

بیشتر از همه شک داشت ،،
” نمی دانستم ”

آرزوهام شد آوار ،، فرو ریخت سرم

سقف این خانه ترک داشت ،،
” نمی دانستم

 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است