عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

در عکس نوشته عاشقانه مال منی سری جدید از عکس نوشته های عاشقانه جدید را برای شما قرار دادیم که در مورد موضوعات عاشقانه همراه با متن و …

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ فرشته وزیری نسب, ماشا کاله کو

دلم می خواهد یک بار دیگر به آنجا بروم،
به «آم کلاینن رینگ» (*)
آنجا که دست در دست مادر،
قدم می زدیم،
گلها بر کناره ی رود می روییدند.
آبی رنگ،
وقتی اولین بوسه،
اولین شعر را گرفتم.
دلم می خواهد یکباردیگر به آنجا بروم،
به «آم آلتن تور» (*)
آنجا که دندان شیری ام را از دست دادم،
و دلم را.
آنهایی که دوست می داشتم،
گذشته اند، رفته اند.
اما ترانه وداعی که برایم خواندند،
هنوز در گوشم طنین می اندازد.
دلم می خواهد یکبار دیگر به آنجا بروم ،
به «آم نوین گرابن» (*)
آن اولین میعادگاه مان.
دختران!
خنده های زود پژمرده بر لب هاتان،
و صدای پسران مرده اعلام شده،
همیشه قلبم را به درد می آورد.
یکبار دیگر می خواهم آن سرزمینی را ببینم،
که مرا به دنیا های بیگانه،
تبعید کرد.
از کوچه های مشهور بگذرم،
و از ویرانه های جوانی ام بر خیزم،

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ راینر ماریا ریلکه, فرشته وزیری نسب

می خواهم برای کسی بخوانم،
پیشش بنشینم با او بمانم.
روی پایم به خوابش کنم،
چون کودکی برایش بخوانم.
در خواب و بیداری اش با او باشم.
می خواهم تنها کسی در خانه باشم که بدانم،
شبی سرد بود.
می خواهم گوش بایستم، درون و بیرون را،
تورا، جنگل را، جهان را.
ساعتها ضربه زنان خود را اعلام می کنند.
و زمان بر زمین می افتد.
غریبه ای در آن پایین می گذرد،
و صدای سگی نا آشنا مرا می آزارد.
در ورای آن سکوت است و سکوت.
چشم های بازم نگران تست،
با حرکت هر چیزی در تاریکی،
تو را در خود می گیرد و نرم رها می کند.
از کتاب تصویر ها

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ فرشته وزیری نسب, چارلز بوکوفسکی

گوشت استخوان را می پوشاند،
و آنها فکری،
در آن می گذارند،
و گاهی روحی.
زنها گلدانها را به دیوار می کوبند.
مردها بی رویه مشروب می خورند.
و هیچکس،
«یکی» را
پیدا نمی کند.
اما مدام به دنبالش می گردد،
با خزیدن به رختخواب ها،
و بیرون خزیدن از آنها.
گوشت استخوان را می پوشاند،
و گوشت چیزی بیشتر از گوشت می جوید.
اما بختی نیست.
همه در دام
یک سرنوشت
اسیریم.
هیچکس،
«یکی» را
پیدا نمی کند،
هیچوقت.
زباله دانی ها پر می شوند،
اسقاطی های ماشین پر می شوند،
تیمارستان ها پر می شوند،
بیمارستانها پر می شوند،
قبرستان ها پر می شوند،
چیز دیگری
پر نمی شود.

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ الزه لازکر شولر, فرشته وزیری نسب

چنان گریه ای جهان را گرفته،
که گویی خدای مهربان مرده .
و سایه های سربی که فرو می افتند،
به سنگینی قبرند.
بیا تا خود را در هم پنهان کنیم.
حیات در تمام دلها هست،
انگار در دل یک تابوت.
بیا تا عمیق تر ببوسم،
نبض دلتنگی چنان درجهان می زند،
که باید از آن جان سپرد.

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ اکتاویو پاز, کامیار محسنین

شفاف تر
از این آب که می‌چکد
از میان انگشتان به هم گره کردۀ تاک‌ها
اندیشۀ من پلی می‌کشد
از خودت به خودت

خودت را ببین
واقعی‌تر از تنی که در آن ساکنی
جای گرفته در مرکز ذهن من

تو زاده شدی که در جزیره‌ای زندگی کنی.

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

اثری از‫:‬ فرشته وزیری نسب, هرمان هسه

غریب است سرگردانی در مه!

آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای،
و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند.
همه تنهایند.

پر از دوست بود دنیا برایم،
آنوقت که زندگی‌ام نور بود.
اینک که مه فرو می‌افتد.
دیگر کسی قبل رویت نیست.

راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود،
مگر اینکه تاریکی را بشناسد،
که خاموش و گریز ناپذیر،
از همه جدا می‌کند او را.

غریب است در مه سرگردان شدن!
زندگی تنها بودن است.
هیچ کس چیز دیگری نمی‌شناسد.
همه تنهایند.

عکس نوشته عاشقانه مال منی

عکس نوشته عاشقانه مال منی

غریب است سرگردانی در مه!

آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای،
و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند.
همه تنهایند.

پر از دوست بود دنیا برایم،
آنوقت که زندگی‌ام نور بود.
اینک که مه فرو می‌افتد.
دیگر کسی قبل رویت نیست.

راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود،
مگر اینکه تاریکی را بشناسد،
که خاموش و گریز ناپذیر،
از همه جدا می‌کند او را.

غریب است در مه سرگردان شدن!
زندگی تنها بودن است.
هیچ کس چیز دیگری نمی‌شناسد.
همه تنهایند.

عکس و تصویر غمگینم مثل پرنده ای که در قفسش بازه اما جایی رو نداره که بره...

آیا مرا مجالی نیست
که تنم را رها کنم
از شیشه‌ی عطر
دردم را رها کنم
از تابوت‌های قبیله
و گُرده‌ام را
از تخته‌بند ستم
و صورتم را
از آینه‌های وهم
تا صدایم را نظاره‌کنم
در جیک‌جیک پرندگان
بر امواج دریا
و شناسنامه‌ام را طرح زنم
در پچ‌پچ کاغذها
بر موج‌های جوهر

عکس و تصویر اگر به عقب برمیگشتم باز هم دوستت داشتم فقط به رویت نمی آوردم تا همیشه ...

اثری از‫:‬ آن سکستون, کتایون کشاورزی

می ترسم از سرنگ ها.
بیزارم از ملحفه های مشمعی و لوله ها.
سیرم از چهره هایی که نمی شناسم.
و حالا به گمانم مرگ دست به کار می شود.
مرگ چون رویایی آغاز می شود،
انباشته از اشیاء و خنده ی خواهرم.
جوانیم و قدم می زنیم
و زغال اخته می چینیم
تمامِ راه تا «داماریسکوتا»
فریاد زد: اوه سوزان!
لباسِ جدیدت لکه دار شد!
از آن طعم شیرین-
دهانم پر است
و آن آبیِ شیرین بیرون می ریزد
تمامِ راه تا «داماریسکوتا»
چه می کنی؟ تنهایم بگذار!
نمی بینی خیال می بافم؟
در خیال، تو هیچ وقت هشتاد ساله نیستی.

عکس و تصویر یکے بیاید خاطراتم را قانع کند ڪ او دیگر رفتہ، دلم حرف مرا باور نـدارد!!

اثری از‫:‬ کرول ان دافی, یگانه وصالی

اما بعد از جدال ما،
اتاق لرزید و فرو افتاد روی زانوانش،
هوا جریحه‌دار، بنفش شد چون جای کبودی.
خورشید، دروازه آسمان را کوبید و رفت.

اما بعد از جدال ما،
درختان زار زدند و برگ‌هاشان را ریختند دور،
روز، ساعت‌ها از زندگی‌مان ربود و برد،
ملافه‌ها و بالش‌های روی تخت خودشان را تکه‌تکه کردند،

اما بعد از جدال ما،
اتاق لرزید و فرو افتاد روی زانوانش،
هوا جریحه‌دار، بنفش شد چون جای کبودی.
خورشید، دروازه آسمان را کوبید و رفت.

اما بعد از جدال ما،
درختان زار زدند و برگ‌هاشان را ریختند دور،
روز، ساعت‌ها از زندگی‌مان ربود و برد،
ملافه‌ها و بالش‌های روی تخت خودشان را تکه‌تکه کردند،

اما بعد از جدال ما،
لب‌هامان دیگر هیچ بوسه‌ای، هیچ بوسه‌ای، هیچ بوسه‌ای
نمی‌شناختند،
قلب‌هامان دیگر فقط سنگ‌های ناهمواری توی مشت‌هامان
بودند و
در باغ دیگر فقط استخوان جوانه می‌زد، از بذر مرگ.

اما بعد از جدال ما،
صورت تو شبیه کاغذی سفید، خالی از هر واژه شد
دستان من، مثل فعل‌ سوختند و یکدیگر را ‌فشردند،
و عشق برگشت، دوید رفت گوشه‌ی ذهن‌هایمان کز کرد، نشست.

 

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل