عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

در عکس نوشته های زلف بر باد سری جدید از عکس نوشته های عاشقانه را برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد مباحث عاشقانه و رمانتیک هست و …

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته سرد نگاهم میکنی

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

مرا فراموش خواهي كرد

از من جدا خواهي شد

پس مرا از غارم بيرون نكش

عادت هايم را از من مگير

خصوصا عادتي كه به تنهايي دارم را…

اوغوز آتاي

عکس نوشته تو مرا جانی

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

زمانیکه بخواهید وصیت نامه بنویسید متوجه خواهید شد
تنها کسی که سهمی از داراییتان ندارد خودتان هستید

پس تا زنده هستید…

نسبت به خود سخاوت داشته باشید

تولستوی

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ!

ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ،

ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳﺖ

ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺳﺖ!

ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪنشان ﺧﺸﻨﻮﺩﻧﺪ…

ﻣﻮﻧﯿﮑﺎ ﻭﯾﺘﯽ

عکس نوشته ساختم با درد تنهایی

چقدر بايد بگذرد تا آدمي بوي تن كسي را كه دوست داشته از ياد ببرد؟

چقدر بايد بگذرد تا بتوان ديگر او را دوست نداشت؟

كتاب من او را دوست داشتم

آنا گاوالدا

عکس نوشته میهمان قلبم باش

بر مزارم

نه سنگ بگذار نه مجسمه

جفتي كفش بگذار

تا برهنه اي بپوشد و برود
عكس نوشته هاي تيكه دار, عكس نوشته فاز سنگين, عكس نوشته هاي مفهومي, عكس نوشته دخترونه, عكس نوشته غمگين

واقف صمد اوغلو

عکس نوشته تشنه ی با تو بودنم

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

اثری از‫:‬ امیلی دیکنسون, بهنود فرازمند

قلب! ما او را فراموش می کنیم
تو و من، امشب!
تو باید حرارتش را فراموش کنی
و من روشنایی اش را
وقتی فراموشش کردی
لطفا به من بگو
عجله کن
اگر تاخیر کنی
ممکن است باز هم به یادش بیاورم

عکس نوشته بغض میکنم

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

اثری از‫:‬ مهشید شریفیان، ورنرلمبرسی

… شـعـر
رابطـه ناشـناختـه ای با حقـیقـت دارد
مرگ به همـچنـیـن

شـعـر، مـرگ نـیـست
اما از مرگ گذر میکند

 عكس نوشته هاي دلتنگي, عكس نوشته عاشقانه دونفره, عكس نوشته هاي انرژي مثبت, عكس نوشته عاشقانه, عكس نوشته خدا

مرگ
بسـان ِ شـعـر
شانه به شانه ی خطر
راه میسپرد

مرگ ، شاعرانه است
از آن رو که بازگشت ندارد

شعر، مرگ ِ مرگ است

شعر در معرض ِ خطر است
چرا که ناگهان پرده از هستی ِ خود بر میکشد
و پس از آن
هیچ باقی نمی ماند …

…مرگ ، یـک فاجـعه ی بی کم و کاست ِ ریاضـیست

بـا یک جـواب ِ حاصـل بـرای ادامـه ی معـادله
شـعـر فـقـدانـیسـت ضـروری ، در ایـجـاد تعادل

غیبت ِ زمان ، تنها وقـت ِ مـوجـود اسـت
یک آن
یک آن است به تمام
یک آن ، یگانه حقیقت مرگ است

حـقـیقت از خود هـیچ سـخن به مـیان نـمی آورد
ونه مرگ و نه شـعـر

مرگ ،نه شعری کامل است و نـه به تمامی خود
تنها شـعر ، تـمـام ِ خود اسـت …

عکس نوشته تو عادت منی

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

اثری از‫:‬ مهشید شریفیان، کریستینا لوگن

هر قدر درد آور باشد

هر قدر در جستجوی هوای بیشتری غرش کنی

بیشتر به پایین فرو برده میشوی

هر قدر خشن در برابر من به دفاع از خود برخیزی

بر من تف کنی، لگد بکوبی

هر قدر بخواهی مرا خرد کنی و خود را از من برهانی

بیشتر از پیش بخشی از تو خواهم شد

هر طور تلاش کنی که بگویی؛ تو آن انسانی که خود دریافته ای

من مهار چشمان تو را بدست می گیرم تا نگاه تو را واژگون کند

در عمق تو می نشینم و تو را از نفس خود انباشته می کنم

هر قدر دردآور باشد

ادعا میکنم که برای مصلحت توست که نظم تازه ای را در تو بنا گذاشته ام

و اینچنین

زمام اندیشه ات از آن من می شود

عکس نوشته هرچی آرزوی خوبه مال تو

حکمران مطلقی است تابستان
که روز ها را به تاراج خود برده است .
درون دره ی واپسین
ویرانی سرازیر گشته .
میان شهرهای برباد رفته ، خاکسترها زبانه می کشند .
باران بند آمده
جنگل می درخشد .
شب به سوی تابستان رها شده است .
واژگان در راستای نسیم شکست خورده اند .
نه جنبشی دارند نه خروشی .
سبزینه های خاک ، آهکین گشته اند .
هیچ آبی در راسته ی غمگین خویش به چشمه ای نمی پیوندد .
هیچ استخوان عقابی به یاری بال هایش نمی شتابد .

عکس نوشته زلال چشمانت

عده ای تو را بارها در سکوت دنبال کرده اند .
وقتی اشیا به خاموشی گراییده اند
مستحیل میان کنش های خویش .
شب میان خواب دست به دست می شود .
اما همه چیز از مروت افتاده است
و معرکه ای نیست که دست از سر تو بردارد
چه زندگی بیهوده ای وقتی واقعیتی در بطن خویش نگه نمی دارد
وقتی همه چیز تصادفی است .
چه مدعی شکننده ای هستی تو
که مجبور هستی باشی
در نگاهبانی همیشگی خویش
چون آینه ی باریک بینی که فراموش نمی شود .

ترجمه‌ی خام و تحت‌الفظی

گاه به گاه، کسی تو را در سکوت تعقیب می‌کند.
چیزهایی که هرگز بر زبان نیامده‌اند
به عمل بدل می‌شوند.
دست در دست رویا، از شب می‌گذری،
ولی آن دیگری، آن ناگزیر
ترکت نمی‌کند:
نبرد در برابر غیرواقعی،
در برابر زندگی دروغین
آن‌جا که همه‌چیز زوال است.
آن تعقیب‌گر آسیب پذیری که خود تویی
وادارش کرده‌ای که باشد، همیشه نگاه‌بان
آینه‌‌ی باریک‌بینی که فراموش نمی‌کند.

عکس نوشته کجا پنهان کنم تو را

طوفانی از آتش
مبهوت‌مان می کند
همچون زنای با محارم .
و ما مردگانی خواهیم بود
که میان رودی از گدازه ها خواهیم ماند .
گاز های مختنق ما را خواهند کشت .
خاکستر ها ، کفن هایمان را خواهند پوشاند.
و میان گورهای دسته جمعی ، متحدالشکل خواهیم بود :
با تشنجی نامتناهی که قوام گرفته است .

ترجمه‌ی خام و تحت‌الفظی

طوفان آتش مبهوتمان کرد
در فعل زنای محارم.
از رود گدازه نمردیم.
گازها ما را خفه کردند.
خاکستر به کفن بدل شد.
تن‌های ما یگانه می‌مانند در سنگ:
تشنج محجر بی‌پایان.

عکس نوشته آرامش یعنی

عکس نوشته های زلف بر باد

عکس نوشته های زلف بر باد

اثری از‫:‬ باهار افسری . لوئیز جنکینز

وقت خداحافظی ست ، بشقاب هایمان خالی ست به جز از دستمال های چربمان.

رفقا ، شما، سمت چپ من بودید درحالِ طاس شدن و در اوجِ میانسالی ، مردانی با زلفِ دمِ اسبی.

و تو ، تویِ چپی ، آنجا سمتِ راستِ من ، شبیه هم بودیم اما حرفی برای گفتن نداشتیم ،

خیره ، به دست به دست کردن سس کچاپ ، نمک و فلفل ، کسی دوستانی چنین خوب ندارد .

غذا تمام شده ، چیزبرگرها و سیب زمینی ها ، ساندویچِ “دنور” ، پیشخوان

تقریبا خالی ست . حالا باید هر کدام راه خودمان را برویم ، بدون هیچ در آغوش گرفتن گرمی ، اما شاید

صمیمانه دست هم را بفشاریم . نه ؟

عکس نوشته های زلف بر باد

خب ، حالا ، دیگروقت خداحافظی ست

چه بد دوباره این راه را می روم ، چه بد دوباره ما روی این کره ی خاکی همدیگر را می بینیم ، تا دور

هم جمع شویم زیر لامپ نئون و مهتابی، به آرامی قهوه هایمان را بنوشیم مثل روشنفکرانی که

چایشان را زیرِ سایهِ بید می نوشند ،

در سکوت می نشنیم ، حرفی نمی زنیم …

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل