bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort istanbul escort bayan izmir escort escort bursa

halkali escort escort istanbul bayan escort sirinevler escort istanbul escort bayan istanbul escort
izmir escort izmir escort izmir escort eskisehir escort eskisehir escort izmir travesti istanbul escort kayseri escort

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95 برای نخستین با به صورت اختصاصی از سایت عاشقانه لاو نود وهشت برای مشاهده به ادامه بروید.

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های جدید  دوری غمگین

 

با تو نگفته بودم از گریه های هر شب
عشقت نشسته بر دل، جانم رسیده بر لب
جانم رسیده برلب

من بی تو سرگردان، من بی تو حیرانم
شرحی ز گیسویت … حال پریشانم

بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من، گم کرده ام خود را

پیدایم کن … شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا
پیدایم کن … شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا

بی تابم این شب ها بی خوابم ای رؤیا
از تو چه پنهان من، گم کرده ام خود را

چشمی بگشا بشکن شب را
تا با تو بگذرم از این همه غوغا
پیدایم کن … شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

 

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

کجایِ مصرع آخِر، نوشت باران را ؟!
غروب زخمی شهر و سکوت آبان را

بلند شد… همه جا را نگاه کرد و نشست
کِشید روی سرش، دست های بی جان را

وزید بوی تنش، روی پرده ها انگار!…
گرفت بغض غریبی، گلوی گلدان را

و باز می زنی از شعرهای من بیرون
برای آنکه نخوانی، غم زمستان را…

هوا، هوایِ تو بود و غزل بهانه ی من
کمی قَلَم زدم این پلک های لرزان را…

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

عکس نوشته های عاشقانه دوری جدید95

چه کرده بادل من نیزه زار داغ مژگانت

زده آتش بدان جانی که خواهم کرد قربانت

شدم مات ازنگاه دلربای کیش زیبایت
و زیباتر ندیدم از خلیج فارس چشمانت

رهایم درعطشزار سراسر سوز تنهایی
سراب آلوده واماندم پریشان دربیابانت

به سامان کی رسد آشوبگاه سینه ام بی تو
مگیرازمن نگاهت را تو ای جانم به قربانت

نشدسهم من از تو جز غزلهای پریشانی
تور فتی درنگاهم سوزغمها ماند وبارانت

دلم راآب وجاروکرده ام ازشوق دیدارت
واحساسم گره خورده به مهرگرم دستانت

وجودم سالها ازعشق شیرین تولبریز است
مگرمرگ ازدلم بیرون کندآن عهدوپیمانت

تواز من دوری ودردوریت دریای اندوهم
غریبی دل پریشم همچو گیسوی پریشانت

 

.

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
escort bayan istanbul escort fake taxi maltepe escort alanya escort kartal escort manavgat escort
کانال عکس پروفایل