عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

در عکس نوشته های من تنهام  مجموعه ای جدیدی از عکس نوشته های عاشقانه را قرار داده ایم که عکس نوشته در مورد تنهایی و بی کسی هست …

عکس نوشته های من تنهام

عكس نوشته تنهايي و عاشقي, عكس نوشته هاي عاشقانه ها تنهايي, عكس نوشته تنهايي, عكس نوشته فاز سنگين تيكه دار تنهايي, عكس نوشته ي تنهايي, عكس نوشته هاي شب تنهايي, عكس نوشته درباره جدايي و تنهايي, عكس نوشته عاشقانه تنهايي, 

عکس و تصویر

به ما گفتند باید بازی کنید. گفتیم با کی؟؟ گفتند : با دنیا تا خواستیم بپرسیم بازی چیه ؟؟ سوت آغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم ” خدا ” تو تیم ماست. بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود. تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت: نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟؟ بازم خندید و گفت: خیلی ساده فقط پاس بده به من, باقیش با من… پس الهی به امید تو…

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته های من تنهام

عکس نوشته تنهایی

عکس و تصویر

ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ؛ ﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ …! ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻳﺪ !؟ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻌﺎﺑﺪ ﻭ ﻣﺴﺎﺟﺪ مقدس، ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺩﺍﺭﻧﺪ …! ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﻳﻌﻨﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﺪﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﯾﻤﯽ ﮐﻪ ؛ ﺣﻖّ ﻣﺴﻠّﻢ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ! ﻓﺎﺻﻠﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻣﺘﺮ ، ﻭ ﻫﻢ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﻓﮑﺮ ، ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺷﻮﺩ . ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺎ ﺣﻖّ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻫﺮﻃﻮﺭﮐﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ، ﺳﺮﮎ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻳﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻛﻨﻴﻢ …! ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﺎﻥ❌

عکس و تصویر

تلفن را الکساندر گراهام بل اختراع کرد اولین خط تلفن را به خانه معشوقه اش “آلساندرا لولیتا اوسوالدو ” وصل کرد. در هر تماس او را با نام کاملش میخواند. گراهام بل مدتی بعد نام معشوقه اش را کوتاه کرد “آله لول اس”! و دفعات دیگر نیز کوتاهتر: الو

عکس و تصویر

میدانی …
”دلتنگی”
عین آتش زیر خاکستر است.
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما …
یک دفعه …
همه وجودت را آتش میزند.

عکس و تصویر

مڹ ڪجا آغوشِ دلخواهَت ڪجا
آڹ نگـاه و صـورتِ ماهَـت ڪجا

ڪاش پیشـانی نِوشتم می شدی
یا ڪہ سلطاڹِ سِرشتم می شـدی

باز گفتم ؛ مڹ ڪجا عشقت ڪجا
لمسِ آن آغـوشِ با عشقت ڪجـا

عکس و تصویر

ای که مدت هاست با من نیستی
من همانم که با من زیستی
رنج هایم را شنیدی
باز هم عاقبت گفتی: غریبه کیستی؟

عکس و تصویر

چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟
چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟

… چقدر درّه بمانم به قلّه خوش باشم؟
به پای دامنه‌ها از سقوط بنویسم؟

چقدر دست من از پا درازتر باشد؟
برای آمدنت هی قنوت بنویسم؟

چه می‌شود که بیایی و شعرهایم را
به خط بوسه به زیر گلوت بنویسم؟

و یا به جوهری از رنگ سیب روی لبت
دو آیه از لب خود، از هبوط بنویسم

به جای بودن و ماندن، به جای آغوشت
نصیب من شده از جستجوت بنویسم، ..

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل