خانه » عکس نوشته های عاشقانه » عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

در عکس نوشته کجا میری بدون من مجموعه ای از جدیدترین عکس نوشته های عاشقانه را برای شما قرار دادیم که شامل 10 عکس نوشته با متن می باشد و …

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

عصرهایی بود، یوآنا ماریا
وقتی بی‌حرکت روبروی تو می‌ماندم و
نگاهت می‌کردم.
زیبا بودی، یوآنا ماریا.

زیبا بودی، یوآنا ماریا
عین یک کشتی بادبانی نورسیده
از دورستِ جزایر ناشناخته.

زیبا بودی، یوآنا ماریا،
و من نگاهت می‌کردم و
مستِ تو بودم
عین یک کشتی بادبانی
که تو را به میان دریاها می‌برد
که تو را می‌رقصاند
که تو را می‌برد
تا پایان جهان.

چنین بود، یوآنا ماریا.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

بعد پرسیدم، یوآنا ماریا:
آن عصر را به خاطر ‌می‌آوری
وقتی سربرهنه از میان کوچه‌ها می‌گذشتیم؟

گفتی: همه چیز را از آن به بعد
به خاطر می‌آورم.
آن روز خیلی باران باریده بود.

آری، یوآنا ماریا،
آن روز بارانِ بسیار باریده بود
و ما زمانی دراز از هم جدا می‌شدیم
و اگر تا به امروز از یادش نبرده‌ام
شاید هرگز فراموش‌اش نکنم.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

ستاره‌ی بزرگ و درخشانی بود
مجذوب نگاهش می‌کردیم
به من گفتی: شاید ستاره‌ی من باشد.

گفتم: نه، یوآنا ماریا،
ستاره‌ی تو ستاره‌ی دیگری‌ست
یک ستاره‌ی ناشناس
که آدم‌ها نمی‌بینند
فقط من در تمام جهان
می‌دانم کدام ستاره،
ستاره‌ی توست، یوآنا ماریا.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

کوچه‌هایی را هم دوست دارم، یوآنا ماریا
که گل در دست
از آن‌ها به خانه باز می‌گشتی.

اول کوچه‌هایی بودند وسیع
با انبوه مجسمه‌ها
و بعد کوچه‌هایی آرام
که ماه از میان خانه‌هاشان سر می‌کشید.

کنار تو راه می‌رفتم
و شانه‌هامان در شب
روان می‌شدند.

چه کوچه‌ها و شب‌های زیبایی، یوآنا ماریا
تو گل در دست داشتی و
من مدام نگاهت می‌کردم و
می‌گفتم:
یوآنا ماریا، تو شانزده ساله‌ای،
یوآنا ماریا.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

هنوز جنگل‌های بیرون شهر را
دوست دارم، یوآنا ماریا
جنگل‌هایی که گاه از میانشان می‌گذشتیم.

جنگل‌هایی بودند ساده
جنگل‌های بیرون شهر
ولی من سخت دلتنگ تو بودم و
همه چیز به نظرم معرکه می‌آمد.

می‌گفتی: آن طرفِ آن تپه
سرزمینِ فواره‌ها آغاز می‌شود.

آری، یوآنا ماریا،
آن طرف آن تپه
سرزمین فواره‌ها آغاز می‌شد
و ما هرگز به آن‌جا نمی‌رسیم.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

اثری از‫:‬ آزاده کامیار, کارل سندبرگ

در باز می‌گوید “بیا”

در بسته می‌گوید “که هستی؟”

سایه‌ها و اشباح از میان درهای بسته می‌گذرند.

اگر دری بسته است و می‌خواهی بسته بماند

چرا بازش می‌کنی؟

اگر دری باز است و می‌خواهی باز بماند

چرا می‌بندی‌اش؟

درها فراموش می‌کنند اما فقط درها هستند که می‌دانند

آنچه درها فراموش می‌کنند.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

اثری از‫:‬ تادئوش روژه‌ویچ, سینا کمال‌آبادی

اما مسیح خم شد
و با انگشت
بر خاک نوشت
و باز خم شد
و بر خاک نوشت

مادر!
این‌ها چه کودک‌اند و ساده‌لوح
چه معجزه‌ها که نشان داده‌ام
چه کارهای بیهوده و احمقانه که کرده‌ام
اما تو می‌فهمی
و بر پسرت می‌بخشی
از آب شراب می‌سازم
مرده‌ها را زنده می‌کنم
روی دریاها راه می‌روم
به بچه‌ها شبیه‌اند
و باید همیشه
چیز تازه‌ای از من ببینند
فکر کن!

متیٰ و لوقا و یوحنا
به او نزدیک شدند
و مسیح حروف را پوشاند
و برای همیشه
پاک‌شان کرد.

عکس نوشته کجا میری بدون من

عکس نوشته کجا میری بدون من

اثری از‫:‬ سینا کمال‌آبادی, مارین سورسکو

روزی می‌رسد
که باید زیر خودمان
یک خط سیاه بکشیم
و حساب‌کتاب کنیم.
لحظه‌هایی که می‌شد شاد باشیم.
لحظه‌هایی که می‌شد زیبا باشیم.
لحظه‌هایی که می‌شد بی‌نظیر باشیم.
بارها و بارها
کوه‌ها و درخت‌ها و رودخانه‌هایی را ملاقات کردیم
[یعنی حالا کجا هستند؟ اصلا زنده‌اند؟]
جمع همه‌ی این‌ها می‌شود آینده‌ای طلایی
که قبلاً زندگی‌اش کرده‌ایم.
زنی که دوستش داشتیم
به اضافه‌ی همان زن
که دوست‌مان نداشت
می‌شود صفر.
حاصل یک‌چهارم زندگی که به تحصیل گذشت
می‌شود میلیون‌ها کلمه‌ی پوشالی
که حالا از سکه افتاده‌اند.
و نهایتاً یک تقدیر
به اضافه‌ی یک تقدیر دیگر [این یکی از کجا آمد؟]
می‌شود دو.[یکی را می‌نویسیم و یکی را نگه می‌داریم
کسی چه می‌داند، شاید دنیای دیگری هم در کار باشد].

عکس و تصویر #اسمه_تو کانال تلگرام....https://telegram.me/Tphm1

اثری از‫:‬ سینا کمال‌آبادی, مارتا رودز

خواب می‌بینم دوستم نمی‌میرد.
آب داخل ریه‌هایش هواست
روی سینه‌اش می‌نشینم
دهان به دهانش می‌گذارم
درونش خشک است
آب برکه روی ماسه ها خشک می‌شود.

در این خواب دوستم نمی‌میرد.
فردا سی و پنج ساله می‌شود
هدیه‌هایش را باز می‌کند
شمع‌ها را فوت می‌کند
شوهرش، بچه‌هایش، همه‌ی ما
فوت می‌کنیم
هوا را نفس می‌کشیم، هوا را.
آب برکه داخل برکه خشک می‌شود.

عکس و تصویر #عشق_ندارد کانال تلگرام....https://telegram.me/Tphm1

اثری از‫:‬ سینا کمال‌آبادی, مارین سورسکو

یکدیگر را می‌شناسیم
روزی روی زمین
دیدم‌ات
من یک طرف زمین راه می‌رفتم
و تو یک طرف دیگرش.
می‌توانم بگویم چگونه بودی.
آه، شبیه همه‌ی زن‌های دیگر بودی.
ببین، هنوز صورتت را
به خاطر دارم.
عصبی شدم
و از صمیم دل چیزهایی به تو گفتم
اما صدایم را نمی‌شنیدی.
میان ما اتومبیل‌ها می‌رفتند و می‌آمدند
و آب‌ها بود و کوه‌ها
و همه‌ی زمین.
به چشم‌هایم نگاه کردی
اما چه می‌دانستی؟
در نیم‌کره‌ی من
شب شده بود.
دستت را بالا بردی: ابری را نوازش کردی
دست انداختم روی شانه‌ی یک برگ.

 

دانلود رمان ماه مه آلود هر سه جلد کامل
رمان ماه مه آلود
 
رمان ماه مه آلود به قلم پرستو . س با بیش از یک میلیون دانلود و نصب یکی از پر مخاطب ترین رمان های فارسی زبانان بوده است که هر سه جلد این رمان در این سایت قابل دانلود و مطالعه می باشد. جلد اول به صورت رایگان دانلود کنید در صورت تمایل دو جلد دیگر را نیز مطالعه فرمایید.توضیحات بیشتر

62 + = 71

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.