خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

در مائیم و پرسه های شبانه همین و بس مجموعه اشعار عاشقانه در مورد تنهایی دلشکسته که فراموش شده را قرار داده ایم که شامل ترکیبی مرتبط از متن و عکس های عاشقانه هست و …

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

عکس و تصویر تــــیـ∞ــوال: پاییز بار و بنه اش را بسته، دم در ایستاده است که برود ...

پاییز بار و بنه اش را بسته، دم در ایستاده است که برود …
هرچه التماسش میکنم کمی بیشتر بمان شاید آمد …
شانه بالا می اندازد و می گوید: اگر آمدنی بود تا حالا آمده بود من را هم اسیر خیالاتت نکن.
ببینم مگر قرارمان آخر پاییز نبود؟
مگر پاییز فصل عاشقانه هایمان نبود؟
پس چرا نمی آیی تا رو سفیدم کنی ؟

عکس و تصویر یک روز هم می شود دوست داری بنشینی پشتِ پنجره با دنیا قهر کنی منتظر ...

یک روز هم می شود
دوست داری بنشینی پشتِ پنجره
با دنیا قهر کنی
منتظر بنشینی ببینی
کسی حواسش به قهر بودنت هست ؟
یک روز هم می شود
دوست داری عاشقانه نگویی
بشنوی
دوست داری بغض کنی
او حرف بزند
بباری
او حرف بزند
یک روز هم می شود
دوست داری خسته باشی
نباشی و ببینی اصلا این نبودنت
کسی را بی تاب می کند ؟
کسی را دلتنگ می کند ؟
یک روز هم می شود لحنِ حرفهایت سرد می شود
نه اینکه سرد باشی
بهانه است
می خواهی بدانی کسی حواسش به این سردی هست
و خدا نیاورد آن زمانی را که نفهمند
به یک باره سرد می شوی
زمستان می شوی
و آن یک روز که می خواستی ببینی
کسی برایش مهم است بودنت
می شود هرروز
هرلحظه هرساعت
حواستان به سردیِ لحن باشد
گاهی بهانه است
تا بدانند
دوستشان دارید یا نه
حواستان باشد ..

عکس و تصویر تمام آنچه که یک زن نیاز دارد بداند این است که دلتنگش هستی؟ نه به ...

تمام آنچه که یک زن نیاز دارد بداند
این است که دلتنگش هستی؟
نه به اندازه او… فقط کمی…
آنقدر که گاهی بگویی: جایت کنارم خالیست…
دخترک کوچک دیوانه

عکس و تصویر مﮯ ﺩﺍﻧﻢ ﺣﺴﺶ ﻣﮯ کنم ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﮮ ﻫﺴﺘﮯ .. ﺑﺎش ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﻤﮯ ﮐﻨﻢ ﺍﺻﻼ ﻓﻠﺴﻔﮧ ...

مﮯ ﺩﺍﻧﻢ
ﺣﺴﺶ ﻣﮯ کنم
ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﮮ ﻫﺴﺘﮯ .. ﺑﺎش
ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﻤﮯ ﮐﻨﻢ
ﺍﺻﻼ
ﻓﻠﺴﻔﮧ ﮮ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩ
ﺍﺻﻼ ﻓﻠﺴﻔﮧ ﮮ ﻋﺸﻖ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﮧ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﻦ
ﻋﺸﻖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﮯ ﮐﻨﺪ
ﯾﮑﮯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﮮ ﻣﺎﻧﺪﻥ
ﻭ ﯾﮑﮯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﮮ ﺭﻓﺘﻦ
ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ
ﺳﻬﻢﻣﻦ
ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺷﺩ
ﻭ ﺳﻬﻢ تو
ﺑﮯ ﺧﯿﺎﻝ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ
ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭم
ﮐﮧ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ
ﻣﺜﻞ ﻣﻦ
ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﺸﺪ
ﺑﮯ ﺧﯿﺎﻝ ﻓﻠﺴﻔﮧ ﮮ ﻋﺸﻖ ﺷﻮ
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩ
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﯽ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﺮﺩﯼ …
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺣﺴﺮﺕ ﺑﺮ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ
ﺑﺎﯾﺪ ﻓﮑﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯽ
ﺍﮔﺮ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ

عکس و تصویر من هیچوقت بلد نبودم جوری رفتار کنم که هر روز بیشتر دوستم داشته باشی:) بلد ...

من هیچوقت بلد نبودم
جوری رفتار کنم
که هر روز بیشتر دوستم داشته باشی:)
بلد نبودم دلتنگی ام را قایم کنم
پشت نقاب بی تفاوتی:)
هیچ وقت نشد بگویی دوستت دارم
و من در جوابت فقط بگویم:
مرسی!
همیشه ی خدا موقع دیدنت برق خوشحالی
در چشم هایم حال دلم را فریاد میزد…
انگار دست دلم برای تو رو شده بود…
من…
همیشه…
میترسیدم از نداشتنِ تو….:)
میترسیدم از اینکه
یک روزی نباشی و
من بدون تو زندگی کردن را،
یاد بگیرم…
قبول…
من خیلی چیزها را بلد نبودم
اما دوست داشتنت را که خوب بلد بودم…
نبودم؟؟؟

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

من هم شبی به خاطره تبدیل میشوم
خط میخورم زهستی و تعطیل میشوم
من هم شبی به خواب زمین میروم فرو
بر دوش خاک حامله تحمیل میشوم
من هم شبی قسم به خدا مثل قصه ها
با فصل تلخ خاتمه تکمیل میشوم
قابیل مرگ، نعش مرا میکشد به دوش
کم کم شبیه قصه هابیل میشوم
حک میکند غروب، مرا شاعری به سنگ
از اشک و آه و خاطره تشکیل میشوم
یک شب شبیه شاپرکی می پرم ز خاک
در آسمان به آیینه تبدیل میشوم

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

نه التماست کردم
نه خیره خیره نگات کردم
فقط آهی کشیدم و سکوت کردم
همین ( آه) برای تمام زندگیت کافیست
رفتی ، همسفر ( راه ) من که نشدی
ولی در به در ( آه) من شدی

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

مائیم و پرسه های شبانه همین و بس

هر آدمی رو که میبینید
داره تو خودش با یه مشکلی میجنگه
که شما دربارش هیچی نمیدونید
با آدما “صبور” و “مهربون” باشید

همه آدم هایی که ترکتان کرده اند
یک روز بر میگردند..!!
از الان خودتان را برای حرف های
آن روز آماده کنید
مبادا خام شوید
یادتان باشد که هیچ چیز تغییر نکرده
فقط همان آدم سابقی است که
بهتر از شما را پیدا نکرده …

نه دلی هست
که برایم شور بزند
نه دستی
که دستان سردم را بگیرد
نمیدانم میان اینهمه،
” نبودنت ” چه بود
که بر سرم
آوار شد…!

 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است