خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » محکم بشین دلم این دور آخره

محکم بشین دلم این دور آخره

در محکم بشین دلم این دور آخره می توانید متن های زیبا را بخوانید که در مورد دل شکستن و نا امیدی از دروازه های عشق قلب معشوق و …

محکم بشین دلم این دور آخره

محکم بشین دلم این دور آخره

محکم بشین دلم این دور آخره

سرت رابالابگیر
تمام زیباییت رابه دنیانشان بده
تودخترکی!
عاشق ک میشوی
از خنده هایت
از نگاهت پیدا می شود
واین معجزه است!
که برایِ داشتنش
مرد می خواهد..
مجنون می خواهد!

دور آخر,عکس محکم بشین دلم این دور آخره,متن عاشقانه محکم بشین دلم این دور آخره,

محکم بشین دلم این دور آخره

محکم بشین دلم این دور آخره

تو مرا آزردی…
که خودم کوچ کنم از شهرت..
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت….
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی…..
برنمی گردم ، نه !!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد…
عشق زیباست و حرمت دارد…

دلم دیگه آخرشه,دلم برات تنگ شده اخر

عکس و تصویر من حسرت یک شب بکنار تو رسیدن تو رغبت هر شب دل من سیر تنیدن ...

من حسرت یک شب بکنار تو رسیدن
تو رغبت هر شب دل من سیر تنیدن

تنهایی دل دوست نزدیکترم بود
یک قلب پر از غم چه نیازی به تپیدن؟!

شوریده تر از قصه ی پر غصه ام اما
تو رفته ای و چشم به دنبالِ “تو” دیدن

آه از همه ی تنگ دلی های من و تو
دیوانه ز دیوانه چه حاجت طلبیدن؟!

بی کس شده این خلوتِ تنهایی من با
ترک خودُ ، دنبال مکان تو دویدن

خوش صوت ترین نغمه ی دنیا که تو باشی
این گوش ندارد هوس جز تو شنیدن

این پاک ترین صبحدم از چشمه ی خورشید
یک صبح میسر نشود بی تو دمیدن

عکس و تصویر نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کرد کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد هرچه ...

نازنیم بودی و نازت
مرا دلگیر کرد

کاش میشد درد دلهای
مرا تصویر کرد

هرچه کردم تا بدانی
دوستت دارم نشد

تلخی ناباوری هایت
دلم را پیر کرد

عکس و تصویر الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟ که دردم را نمی بینی ...

الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟
که دردم را نمی بینی و نامم را نمی خوانی

تمام نیمه شب ها را به یادت صبح می کردم
تو از احوال یک رنجور دل خسته چه می دانی؟

به جان آمد دلم از غم، نمی خندم دگر، اما
تحمل می کنم غم را شبیه پیر کنعانی

“مرا عهدی ست با جانان که تا جان در بدن دارم…”
بگو با من مگر دیوان حافظ را نمی خوانی؟

امید وصل بود در من “…ولی افتاد مشکل ها”
دلم خون شد از این ایام رنج و نا به سامانی

من از این بیشتر با تو نمی گویم سخن از عشق
“هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی”

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
کانال آهنگ عاشقانه