خانه » شعر عاشقانه » گریه ی مرد

گریه ی مرد

در گریه ی مرد سری جدید از متن های عاشقانه و همچنین دل نوشته های تنهایی در مورد مرد را قرار دادیم که …

گریه ی مرد

گریه ی مرد

گریه ی مرد

مرد

مرد را من چگونه بنویسم
حرف ها جا نمی شود در شعر
مرد یک اتّفاق مرموز است
مرد معنا نمی شود در شعر

مرد یعنی تمام عمرت را
با زمین و زمانه جنگیدن
مثل یک شیر توی جلدِ بشر
مثل یک کوه توی پیراهن

آه! بانوی شعرهای لطیف!
خنده هایت که با کلام آمیخت
شیر آهی کشید و اهلی شد
کوه در خود شکست و پایین ریخت

چشم های سیاهِ سحرآمیز!
چشم از تو چگونه بردارم؟
آخر از تو چگونه دل بکنم؟
من که این قدر دوستت دارم

آه! این مرد دوستت دارد
بعد از این سر به راه خواهد شد
� …

میم مثل مرد…

وقتی کودک بودم گریه میکردم
گفتند مرد گریه نمیکند
وقتی بزرگ شدم وبرزمین خوردم
باز هم گفتند مرد گریه نمیکند
وقتی به سن جوانی رسیدم خواستم از تنهایی گریه کنم
همچنان گفتند مرد گریه نمیکند
وقتی خواستم به سربازی بروم وازدوری خوانواده گریه کنم
باز هم گفتند مرد گریه نمیکند
وقتی عاشق شدم وشکست خوردم
بازهم گفتند مرد گریه نمیکند
وقتی ازدواج کردم سختی راباجان خریدم
وبا خود گفتم مرد گریه نمیکند
پش ی وقتایی یه جاهایی باید گفت میم مثل مرد… …

ترانه ی مرد گریون

از این غصه ها و از این گریه ها
بازم عقده ی دل فراوون شده
از این درد غربت ازاین بی کسی
از این بی وفایی دلم خون شده
از این بی وفایی از این حسرتم
از این بخت بد وای از قسمتم
باید گریه کرد و پر از ناله شد
زمانی که این عقده چند ساله شد
زمانی که این عقده ها کوه شد
زمانی که این عقده ها درد داشت
نیاوردم حتی به روی خودم
هه
زمانی زمونه چقدر مرد داشت
دلم با دل تو هم آغوش بود
دلت با دل من کمی فرق داشت
دل من پر از غرب احساس بود
دل تو هوای غم و شرق داشت
با س …

یک مرد….

یک مرد….

1
سالها پیش یک مرد
فارغ از هر تنهایی و درد
زاده شد در فصل سرد
.. های و های او .. گریه می کرد

2
سالها گذشت و آن مرد
در اوج فصلی سرد
به آغوش عشقی گرم خزید
عشقی به وسعت یک درد..
دردی کمر شکن برا ی یک مرد
بعد از آن عشق…
سالها آن مرد گریه میکرد..

3
اینک آن مرد
در خزان عشقی زرد
در آغاز فصلی سرد
با یک سینه پر از درد
با فریاد یک مرد
باز …. گریه میکرد….

مرد من

بگو ای مرد من ، ای از تبار هر چه عاشق
بگو ای در تو جاری خون روشن شقایق
بگو ای سوخته ، ای بی رمق ، ای کوه خسته
بگو ای
با تو داغ عاشقای دل شکسته
بگو ، با من بگو از درد و داغت
بذار کرهم بذارم روی زخمات
بذار بارون اشک من بشوره
غبار غصه ها رو از سراپات
بذار سر روی سینه م گریه سر کن
از او شب گریه های تلخ هق هق
بذار باور کنم یه تکیه گاهم
برای غربت یه
مر عاشق
رها از خستگی های همیشه ، باورم کن
بذار تا خالی سینه م برات آغوش باشه
برهنه از لباس غصه های دور …

صدای گریه ی یک مرد می آید

وای باران

صدای درد می آید . . .
تو هم آرام شو با من
کمی آرام تر باران

صدای گریه ی یک مرد می آید . . .
چرا ساکت شدی باران؟

صدای گریه را،می شنوی آیا؟
تو ای باران
تو هم می بینی عجز لابه های مرد تنها را

ببار و مرد را خیس از تمام گریه هایش کن!
ببار و درد را تر کن!
تمام درد را تر کن!
بشورش از زمین باران!

گریه ی مرد

 

اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو 98 و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است.
izmir escort izmir escort izmir escort üvey anne porno antalya escort bursa bayan escort bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan izmir escort bayan buca escort istanbul escort escort izmir
کانال آهنگ عاشقانه

izmit escort