یادت میاد . . .

یادت میاد . . .

حالا که نیستی بوسه هایم را نثار دیوار های اتاقم میکنم !

همان دیوارهایی که دستهایت را می چسباندی به آنها و . . . 

چشم هایت را می بستی و …

یادت میاد . . .

به اشتراک بگذارید

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل