خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

در خداحافظ ای داغ بر دل نشسته متن های زیبای دلتنگی عاشقانه را همراه با تصاویر زیبا قرار دادیم که در نمونه ای از آن ما …

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

کسی را می‌خواهم، نمی‌یابمش

می‌سازمش روی تصویر تو

و تو با یک کلمه فرو می‌ریزی‌اش

تو هم کسی می‌خواهی، نمی‌یابیش

می‌سازی‌اش روی تصویر من

و من نیز با یک کلمه …

اصلا بیا چیز دیگری نسازیم

و تن به زیبایی ابهام بسپاریم

فراموش شویم در آن‌چه هست

روی چمن‌های هم دراز بکشیم

به نیلوفرهامان فرصت پیچش بدهیم

بگذار دست‌هایم در آغوش راز شناور شوند

رویای عشق در همین حوالی مبهم درد است شاید!

عکس و تصویر از فکر من بگذر خیالت تخت باشد من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد ...

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

دوستت دارم و دیوانه ی چشمان توام
مثل یک کلبه ی ویران شده ویران توام

دوستت دارم و از گفته ی خود خوشحالم
گفته ام عاشقم و واله و حیران توام

دوستت دارم و عاشق به دو ابروی توام
مثل جسمی تویی و من به مثل جان توام

دوستت دارم و رسوای جهانم ز رخت
تو شهنشاهی و من حاجب و دربان توام

دوستت دارم و مهرت به دلم جا کرده
تو چو ابری و خودم بارش باران توام

عکس و تصویر

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

عشق یعنی با یکی ، یکجا ، تماشایی شوی
عاشقش باشی ، برایش مرد رویایی شوی

راه رویایی شدن اینست که شیدایی کنی
بی شراب و باده ها درگیر شیدایی شوی

عشق یعنی با دو دستت موی او را شانه کن
عشق یعنی با رخش درگیر زیبایی شوی

گر که آتش زد به تو با آن رخ زیبای خود
باکی از آتش نداری و اهورایی شوی

جاده اش گر سخت و ناهموار و پر خنجر شده
بی مهابا در رهش باشی و بودایی شوی

بوی عطرش را اگر هرجا شنیدی ، هر زمان
کور و کر باشی و پر از حس بویایی شوی

یا که او ، یا هیچکس دیگر که اینست عاشقی
او اگر هم شد جدا پا سوز تنهایی شوی

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

عاشقی با تو قشنگ است بیا دل بدهیم
فکر کن ! قافیه تنگ است بیا دل بدهیم

لشکر چشم تو از هر طرفی آمده است
عشق آماده ی جنگ است بیا دل بدهیم

شهر احساس مرا بغض فرو ریخته است
سخن از توپ و تفنگ است بیا دل بدهیم

دستهایم که بگیری نفسم می گیرد
بوسه یک جام شرنگ است بیا دل بدهیم

موج بر ساحل احساس دلم مد شده است
موج سرشار نهنگ است بیا دل بدهیم

دل به فتوای نگاهت ندهم پس چه کنم
مفتی عشق زرنگ است بیا دل بدهیم

شیخ فهمیده که نامحرم عشقیم ولی
شیخ هم رنگ به رنگ است بیا دل بدهیم

تو پرستو تر از آنی که تو رو شعر کنم
تا زمین مایه ی ننگ است بیا دل بدهیم

توی شهری که حرام است کبوتر بودن
عاشقی با تو قشنگ است بیا دل بدهیم

عکس و تصویر ..... گیرم که دلم در گرو ناز کسی نیست!؟ چشمان زمین خورده ، نظر باز ...

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

گیرم که دلم در گرو ناز کسی نیست!؟
چشمان زمین خورده ، نظر باز کسی نیست

عاقل تر از آنم بشوم در به در عشق..!
این بال شکسته پر ِ پرواز کسی نیست…!

دلخوش به قفس می کنم و قرن پس از قرن
چشمم به در و پنجره ی باز کسی نیست…!

از من بگریزید که دیوانه ام امشب
ناز ِ نفسم در خور ِ آواز کسی نیست…!

تضمین نکند هیچ کسی ، خانه ات آباد
ویرانی من ، خانه برانداز کسی نیست…!
.
من می روم امشب که نظر باز نباشم
دیوانگی ام نیز خبر ساز کسی نیست.

عکس و تصویر کسی را می‌خواهم، نمی‌یابمش می‌سازمش روی تصویر تو و تو با یک کلمه فرو می‌ریزی‌اش ...

خواب و خیالنازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد

خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد

چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند

آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش

عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است