خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

در دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه رمان ترسناک جدیدی را برای شما قرار داده ایم که در مورد یه گروه دانشجو با دلایلی مختلف وارد یه خونه میشن که بر اساس یه شایعه پا گرفته . خونه ایی که فقط و فقط قربانی میخواد و چی بهتر از یک گروه هفت نفره ….

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

نام رمان: تلنگر سیاه

نویسنده : ریحانه محرابی 

تعداد صفحات : 382

ژانر :  ترسناک

خلاصه رمان:

یه گروه دانشجو با دلایلی مختلف وارد یه خونه میشن که بر اساس یه شایعه پا گرفته . خونه ایی که فقط و فقط قربانی میخواد و چی بهتر از یک گروه هفت نفره 

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

نگاهم رو به مسئول خوابگاه انداختم و از بی تفاوتیش خونم به جوش اومد .
دستام رو مشت کردم و دوباره بهش خیره شدم .
وقتی نگاهم رو دید نفسش رو پر حرص به بیرون فرستاد و گفت :
اخه دختر جان . من بهت چی بگم ؟ به چه زبونی باهات حرف بزنم ؟
ابرویی بالا انداختم و مثل لحن خودش گفتم :
اخه پدر جان من بهت چی بگم ؟ با چه زبونی بگم که خونه ندارم .
از روی صندلی چرم مشکی رنگش بلند شد و گفت :
منم صد و ده بار بهت گفتم که خوابگاه ها پر شده . برو یه خوابگاه ازاد .
اخمام رو توی هم کردم و گفتم :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

اخه من اگه پول داشتتتم که نمی یومدم شتتهرستتتان . همون دانشتتگاه ازاد تو
شهرمون درسم رو میخونم .
بهم نزدیک شد و در حالی که د ستش تو یک متریم بود به سمت در خروجی
هدایتم کرد و گفت :
دختر جان . فعلا اتاق خالی نداریم . شماره ات رو به منشی بده اگه اتاق خالی
شد بهت زنگ می زنه که بیای .
درحالی که از اتاق بیرون می رفتم با لحن مظلومی گفتم :
خب من الان چیکار کنم ؟ جایی برای موندن ندارم .
سری به معنای تاسف تکون داد و گفت :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

والا نمی دونم . برو تو محوطه ی دانشگاه ببین کسی همخونه نمیخواد ؟.
با شونه هایی که خمیده شده بودن , از اتاق بیرون زدم .
حس می کردم که همه دارن بهم پوزخند میزنن. چه من شی چادری ن ش سته تو
دفتر چه دیوارای کرم رنگ اتاق . همه بهم پوزخند میزدن .
با حالی نزار شماره تماسم رو برای منشی گ
دیکته کردم .
و از دفتر کذایی دانشگاه بیرون زدم .
قدمام روی زمین کشیده می شد و حال راه رفتن رو نداشتم.
کم نبود این اتفاق .
من فقط بخاطر اینکه یه سقفی بالای سرم باشه درس خوندم . بخاطر خوابگاه

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

.
حالا چی شد ؟
تو یه شهر غریب بدون اینکه خونه داشته باشم در حال قدم زدنم .
گوشی نوکیا ساده ام رو از تو جیبم بیرون کشیدم و شماره ی خونه ی سالمندان
رو گرفتم.
بعد از دو بوق ازاد صدای خانم سمیعی رو شنیدم .
_خانه ی سالمندان … بفرمایید؟
بغضم رو قورت دادم و گفتم :
سلام خانم سمیعی . شبنمم.
لحنش متعجب و هیجان زده شد و گفت :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

واای شبنم تو کجایی ؟جاگیر شدی ؟
پوزخ ندی زدم و گفتم : اره . خیلی جام خو به . فقط نگران ما مانم حالش
چطوره ؟
_اونم خوبه ولی خیلی بی قراری می کنه . همش داره با خودش حرف میزنه و
اسم پدرت رو زمزمه می کنه .
اروم در حالی که از کنار حلقه ی دانشجویی رد می شدم ,
لعنتی به پدرم فرستادم .
اگه اون ولمون نمی کرد من الان اینجا و مامانم تو خونه ی سالمندان نبودیم .
خوا ستم جواب خانم سمیعی رو بدم که اتفاقی صدای یکی از دانشجو ها رو
شنیدم .
)حالا مجانیه ؟(
طبیعتاا هر ایرانی روی کلمه ی )مجانی( حساسه .
برای همین با خانم سمیعی خداحافظی کردم و قاطی جمعشون شدم .
داهی .
با هیجان وارد جمع دانشجو های ترم اولی شدم .
اگه می دونستتتن یکی از کستتایی که مستتخره اشتتون می کنه خود منم مطمئنم
برخوردشون انقدر بی تفاوت نبود .
به چند نفر تنه زدم و وارد جمع شدم .
نگاهی به پسرک قد کوتاه تپل انداختم . شبیه کوالا بود .

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

تک خنده ی کوتاهی کردم و سرم رو به پایین گرفتم و به حرفا شون گوش کردم
.
_درست نزدیک دانشکده ی هنر. یه خونه ی قدیمی هست.
رنگ ساختمون سفید ماته و پنجره های چهارچوبی تیره داره .
جعبه ی پست قهوه ایی رنگ روبه روی خونه جایگاه جغد های شومه و سطل
اشغال طوسی رنگ کنار خونه لونه ی گربه های سیاهه..
با خنده وسط حرفش پریدم و گفتم :
بچه چند تا فیلم ترسناک رو باهم مخلوط کردی و داری اینارو میگی ؟
اخه مگه تو شهر جغد هست ؟ در عرض دو ثانیه رنگ پوستش قرمز رنگ شد
و گفت :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

هی تو پسرر. اگه باور نمی کنی خودت برو ببین .
اصلا من کار بدی می کنم که دارم یه شانس بزرگ رو بهتون معرفی می کنم .
نگاهی به قد کوتاهش که به زور تا سینه ام می رسید کردم و گفتم :
اخه یه خونه ی خرابه چه شانسی میتونه داشته باشه ؟
دوباره به حالت خونسردش برگشت و به و سط جمع اومد و با صدایی که زیر
شده بود گفت :
اینکه هرکس بتونه یک ماه تو اون خونه دووم بیاره به ثروت عظیمی دستت پیدا
می کنه . جوری که حتی نوه های بچه هاشم تو رفاه و ارامش باشن .
صدای ظریف یه دختر رو شنیدم که گفت :
مگه اون خونه چی داره ؟
پسرک کوتاه قد به سمتش برگشت و گفت :

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

دانلود رایگان رمان تلنگر سیاه

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است