خانه » داستان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

در دانلود رایگان رمان تو قلب منی رمان بسیار زیبا و عاشقانه قرار دادیم که در مورد  دختر دانشجو هست که عاشق پسری به نام مرتضی میشه و این موضوع پر حوادث جالب و خواندنی هست و …

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

نام رمان:تو قلب منی

نویسندگان : ریحانه نوروزی

تعداد صفحات : 398

ژانر : عاشقانه

خلاصه:

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

در مورد  دختر دانشجو هست که عاشق پسری به نام مرتضی میشه و این موضوع پر حوادث جالب و خواندنی هست و …

با هم قسمت های از این رمان را می خونیم:

واو چه صبح دل انگیزی ؛ چه آسمان پاکی وچه خورشید درخشانی
چرا کتابی شد اینقدر؟
بیخیال از سرر مام بلند شردم امروز کی یزی از کمون روزای چرم و مزخرفه
اه… کمون مور ک پتو رو تا میزردم ؛ چ شمی خورد ب سو سک سیاه براقی
ک سعی دا شت خود شو از پنجره بندازه پایین خورد ؛ عین این منگلا لبخندی
زدم و گفتی:اقور بخیر ؛ مایی تشریف میبری؟

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

دیدم موابی نداد دوباره گفتی:فهمیدم میخای خودکشی بزنی
یه خورده خیره نگاش کردم ؛ تازه موقعیتو درک کردم ک این سوسزه
یه میغ خفه کشیدم و خودمو پرم کردم گوشه ی تخت.
کمچنان داشرتی میغ میزشریدم ک یهو در باز شرد و مامان با قابلمه وارد اتاق
شد پشت بندش بابا بایه لقمه ی گنده ک سعی داشت ب زور بچپونه تو دکنش
وارد شد؛ وقتی بابا رو دیدم ناخوداگاه یه لبخند امد رو لبی و گفتی:بع بابا مون
؛ لبخند پهنی زدو گفت:چطوری دخترم؛ کمون مور ک ب سرروسررزه نگاه
میزردم دستمو آوردم بالا و گفتی:خعلی کرتیی باو…
با صدای سلفه ی مامان ب خودم امدم و تازه فهمیدم ک مادری کی ومود داره
تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

د ستمو گذا شتی رو سینی و گفتی:مخل صیی ؛ چ شی غره ی خفنی بهی رفت و
گفت:این چه و ضع حرف زدنه کی ازون ا شزان میز شی توکی ا ضافه شدی ؛
بعد مزثی کرد و گفت: حالا چرا میغ میغ میزردی؟
تازه یادم از سوسزه افتاد یه نگاه به لبه ی پنجره انداختی و با کمال تعجب دیدم
نیست؟
با اکراه از روی تخت بلند شدم و ب سمت پنجره رفتی و خی شدم .
با صحنه ای ک دیدم میگرم کباب شد
یه کین بلند ک شیدم ک مامان و بابا امدن سمتی و پر س شگرانه نگام کردن ؛ از
لبه ی پنجره امدم کنار و بت قیافه مچالی رو به مامان گفتی:دیدیش؟ بابا
کمونجور ک لقمشو قورم میداد گفت:کیو؟

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

با دلسوزی گفتی:سوسک رو
بابا یه نگاه معنی دار ب مامان انداخت و بعد یهو زدن زیر خنده…
چپ چپ ب بابا نگاه کردم وگفتی:چیزه خنده داری گفتی ک میخندی پدر؟
کمونجور ک سعی دا شت ملوی خند شو بگیره گفت:نه ؛ ولی برا شفام دعا
میزنی اینو گفت و از در رفت بیرون مامان کی بعد ازینزه سرشو از روی تاسف
داد رفت .
وا چه بی ذوق ؛ ایش . خو حقی دارن با اون میغی ک من زدم آدم فزر میزنه
زلزله با ولتاژ ۸ ریشتری امده والا
یه نگاه ب ساعت انداختی کنوز 2 دقیقه وقت داشتی!دو دقیقه
امدم میغ بزنی ک پشیمون شدم سریع پریدم تو دستشویی؛ بعد از پاکسازی
امدم بیرون و مستقیی ب سمت کمد لباسام رفتی ؛ یه شلوار مین مشزی بایه

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

مانتو نخی مشرزی کشریدم بیرون مقنعمو کی سررم کردم گوشریمو اندتختی تو
میب مانتوم کولمو برداشتی و از اتاق زدم بیرون ..
کمون مور ک از پله کا میومدم پایین داد زدم : مامان یه لقمه نون پنیر گردو با
گومه و خیار درست کن راستی نونشی بربری باشه .
وقتی رسرریدم ب پله ی آخر دیدم مامان گلی یه لقمه ی مورچه ای گرفته و با
عشق داره بهش نگاه میزنه

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

بلند زدم زیر خنده و لقمه رو ازش گرفتی و گفتی:نوکر پوکریی باو دمت گرم
خندید و گفت: خانو…پریدم و سط حرف شو گفتی:خانوم بودن با شه برای بعد
فعلا خدافظ و با دو ب سررمت در حیار رفتی و بازش کردم ؛ یه نگاه ب نگار
انداختی ک از زور ع صبانیت دا شت ناخونای بلند شو تو د ستش ف شار میداد
لبخند گل گ شادی زدم و گفتی: سلام ع شقی چقدر زو…با داد گفت:خفه شو
گمشو تو ما شین تا چزیت نزردم ؛ عین این سربازا پامو کوبوندم بهی و گفتی:
بله قربان اینو گفتی ب سمت ماشین رفتی و نشستی……..

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

وقتی رسیدیی دانشگاه یه ربع گذشته بود؛نگار یه نگاه پر ازحرص بهی انداخت
و گفت:خبر مرگت بیاد ایشررالله ؛ ببین . نه ببین اینقدر دیر امدی ک کلاس
شروع شد.
بیخیال شونه ای بالا انداختی و گفتی:مهی نی اینقدر حرص نخور.
تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

اینو گفتی و رفتی تو کلاس و روب بچه کا گفتی:سررلام بر اکل کلاس من آماده
ام وای وای بچه کا دسررتاشررونو آوردن بالا دسررت بزن ک با چشرری غره ی
مرتضوی رو به رو شدن و دستاشونو انداختن پایین .
مرتضرروی یه نگاه بهی انداخت و گفت:به به خانوم رسررتگار از دیدنتون خیلی
خو شبختی ؛ لبخندی زدمو گفتی:کمچین کلاس رفت رو کوا مرت ضوی خیلی
مدی از پشرت میز امد بیرون رو به من گفت:چه عجب تشرریف فرما شردید
خانوم رستگار میزاشتی ۱ ساعت دیگه میومدید.
با شرمندگی گفتی:ببخشید استاد ؛ با تعجب گفت:برای چی؟ سرمو آوردم بالا
و گفتی:برای اینزه ۱ ساعت زودتر امدم دوباره کلاس پوکید.
مرت ضوی با غ ضب رو ب من گفت: بیرون خانوم ؛ بیرون بعد رو ب نگار کرد
و گفت:شما بفرمایید سرماتون …

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

نیی نگاکی ب مرتضوی کردم و گفتی:ب چ علت باید برم بیرون؟
رسررمی گفت:بخاطر توکین و بی ادبیتون این ب کنار بخاطر حاضررر موابی
ودیر امدنتون…
با تعجب رو ب بچه کا گفتی:بچه کا من بی ادبی کردم کمه باکی:نه وای من
عاشق کماکنگیتونی
دو باره تزرار کردم:من توکین کردم ک مه باکی: نه ؛ ولی حس کردم یزی اون
وسط میگه آره …
بی تومه روبه مرتضرروی کردم و گفتی:موابتونو گرفتین؛ آکان برای دیر امدنی
کی دلیل دارم پس لطفا قضاوم بی ما نزنید !
پرسشگرانه گفت:چه دلیلی ؟

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

تک سررلفه ای کردم و گفتی: کیچی بابا سررعید مون من داشررتی پتومو ممع
میزردم یهو دیدم یه سرروسررزه داره خودشررو از لبه ی پنجره پرم میزنه پایین ؛
کیچی دیگه رفتی کمزش کنی ک دیدم ب خشرک شرانس خودشرو پرم کرده
پایین
تا مملی تموم شد کلاس عین بمب ترکید مرتضوی کی خندش گرفته بود ولی
میخاسرت بروز نده و خودشرو مدی بگیره؛یه قدم ب سرمتی امد و با تحزی و
داد گفت:خانوم رستگار ؛ بیرون!
سرمو تزون دادم و رفتی بیرون
مرتیزه خرفته ملبک! منو پرم میزنی بیرون نشونت میدم .

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

با حرص ب سررمت پله کای توی راکرو رفتی و بدون درنس سررریع رو پله ی
اولی نشستی و دستمو زدم زیر چونی و ب دیوار رو ب روم خیره شدم…
تقریبا ۱۰ دقیقه از پرم شدن من تو سط مرتضوی میگذ شت ک دیدم علی از
کلاس امد بیرون ]علی مزو اکیپه ۵ نفرمونه پ سر خوب و شیطونیه[ با ذوق یه
نگاه بهش انداختی و بعد یه سرروم زدم ک نگاش چرخید رو من . با خنده امد
سررمتی و رو پله ی اول نشررسررت و گفت:به به آوا خانوم تو راکرو بهت خوش
میگذره؟ زدم ب بازوش و گفتی:بی شور بعد قیافمو شزل گربه ی شرک کردم و
گفتی: داداشی مونی میتونی برام یه کاری بزنی؟
تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

لیمو کشید گفت:تو مون بخواه بگو ببینی چیه؟
لبخند پهنی زدم و گفت:کیچی فقط باید اسممو از تو دفتر مرتضوی خط بزنی
کمین…
سرشو تزون دادو گفت:اگه بتونی باشه . با دلخوری گفتی: اگه و اما نداریی اگه
میتونی انجام بده اگه کی ک نمیتونی ؛ مهنی دو کفته اخرامو باید تحمل کنی .
سرررشرو آورد نزدیک گوشرری و گفت:میتونی لبخند پهنی زدم و گفتی:دمت گرم
بعد یه نگاه ب پرونده کای توی دسررتش انداختی و با ناباوری گفتی:نگو ک
اسمی توی کمین پروندس ک میغ میزنی لبخند دندون نمایی زد و گفت:پاکن
داری ؟ امدم میغ بزشی ک دستشو گذاشت ملوی دکنی و با خنده گفت:توله
میغ نزنیااا سرمو تزون دادم ک دستشو از روی دکنی برداشت ؛ سریع از بقل
کولی پاکنمو در آوردم و دادم دستش تا اسممو پاک کنه و کمین کارم کرد…..
تک زنس بعدی نرسیدم چون زنس میانه سریع خورد و مجبور شدم ک زود برم
سر کلاس…

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

دانلود رایگان رمان تو قلب منی

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است