خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان دلداده

دانلود رایگان رمان دلداده

در دانلود رایگان رمان دلداده رمان زیبا عاشقانه قرار دادیم که در مورد دختر لوس و پولداریه که تو یه خانواده ازاد بزرگ شده و پسری قریبا مذهبی از یه خانواده متوسط..این دو نفر برای پایان نامه مشترک انتخاب میشن..

دانلود رایگان رمان دلداده

دانلود رمان دلداده اندروید ، PDF و آیفون

نویسنده : افسون

تعداد صفحات : 276

ژانر : کلکلی و عاشقانه

خلاصه:

دانلود رایگان رمان دلداده

دانلود رایگان رمان دلداده

در مورد دختر لوس و پولداریه که تو یه خانواده ازاد بزرگ شده و پسری قریبا مذهبی از یه خانواده متوسط..این دو نفر برای پایان نامه مشترک انتخاب میشن..

قسمت های ابتدایی این رمان را با هم می خوانیم:

صبح با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم. با چشمای خمار،به زور یکی از شمامو باز کردم و نگاهی به گوشی آیفونم)فقط میخواستم بدونید منم
انداختم قطعش کردم و با هرس زیرلب گفتم:اه گندت بزنن نهال ر*ی*د*ی تو خوابم )️☹ آیفون دارم…عقده ایم خودتونید 💩 کرم داری
اینموقع زنگ میزنی.!! چندتا فوش پدرومادرم به روح پر فتوح نهال و جدو ابادش دادم و خواستم دوباره بخوابم که یهو یادم اومد ای دل غافل
امروز کلاس دارم اونم با کی؟! همتی چلغوز که ایشالله خبرشو برام بیارن) با عرض معذرت از همه همتی ها و استادان گرامی 🙏 ( یه چندتا فوشم

دانلود رایگان رمان دلداده

به استاد گرامی و دانشگاه و درس کلا هر عاملی که باعث شد من از خواب نازنینم بیدارشم دادم. بالاخره با کلی گشاد بازی از تخت گرمو نرمم
دل کندم وبلند شدم ولی همچنان با حسرت به تخت خوشگل سفید رنگم که با مظلومیتتو چشام زل زده بود و میگفت بیا رو من بخواب نگاه
میکردم..ولی با فکر به این که دانشگام دیر شده یه چشم غره ای به تختم رفتم)خلو چله 😁 ( و با کله پریدم تو دستشویی..بعد از یه شاش
سرپاهی رفتم که اماده شم…نگاهی به کمد بزرگم که یه طرف دیوارو گرفته بود و انواع و اقسام لباسا توش بود کردم و بعد از کلی تفکر یه
مانتوی مشکی قرمز)نمیگم خیلی بهم میومد چون تعریف از خود نباشه همه چی بهم میاد – 😕 و یه شلوار لی مشکی کشیدم بیرون و تند تند )✋
پوشیدم.. رژ قرمزمو از روی میز توالت برداشتم و یه کوچولو رو ل*ب*م کشیدم..یه خط چشم نازکم دور تا دور چشمای خاکستری درشتم
کشیدم که از ای بی روحی دراد.! موهای قهوه ای روشنمو تا جایی که میتونستم و حراست عزیز و زحمتکش اجازه میداد بالا بردم و با کش

دانلود رایگان رمان دلداده

بستم.. مقنعه مشکیمو سرم کردم و یکم از موهامو به صورت کج بیرون گذاشتم) اووف چه تیکه ای شدم..بخورم خودمو 😊 ( از ب*و*س
فرستادن که خوشم نمیومد ولی یه لگد چرخشی واسه خودم تو اینه فریتادم…کوله قرمز مشکیمو از زیر تخت برداشتم و با عجله از اتاق زدم –
بیرون..از پله ها که ماشالا کمم نبود میخواستم بیام پایین که بیخیال شدمو از رو نرده سر خوردم پایین..همینطور که داشتم کفشامو میپوشیدم رو
به زهرا خانوم با صدای بلند جوری که از هپروت در بیاد)بدبخت تو کف حرکت النا بود 😁 ( گفتم:
گفتم: زهرا خانوووم من امروز خونه نمیام با دوستام میرم بیرون به مامانم بگو..خدافظ. رفتم تو پارکینگ و به ماشین خوشگلم که کلی خاک روش
نشسته بود نگاه کردم.. یکم قربون صدقش رفتمو سوارش شدم..د برو که رفتیم…با سرعت به سمت دانشگاه روندم تو راهم هر چی دعا و آیه و
حدیثو ضرب المثل بلد بودم خوندم که کسیو زیر نگیرم…رانندگیم خوب بود ولی با این سرعتی که من میرفتم هر لحظه امکان داشت به یکی

دانلود رایگان رمان دلداده

بزنم.. بعد از ربع ساعته طاقت فرسا صحیحو سالم رسیدم ..ماشینو پارک کردم و به طرف کلاس دیودم..مثه میگ میگ میدویدم با چند نفرم
برخورد کردم که نزدیک بود با مخ بیام زمبنو شرفم بره کفه که خداروشکر به خیر گذشت و به سلامت به در کلاس رسیدم..چند دقیقه همونجا
3
موندم تا هم نفسم بیاد سر جاش هم یه بهونهواسه دیر اومدنم جورکنم …یک..دو…سه… تقه ای به در کلاس زدم و با بفرمایید استاد درو باز
کردم و رفتم داخل..استاد با اخم نگاهی بهم انداخت و با جدیت و صدایی که از عصبانیت یکم بلند شده بود گفت: الان چه وقته اومدن به کلاسه
خانوم بالنده؟؟ بفرمایید بیرون خانوم.)رسما ریدم تو شلوارم 💩 ( با این که مثه سگ ازش میترسیدم ولی کم نیوردم..نگاهی به ساعتم کردمو و با
یه لحن بیخیالی گفتم: استاد من فقط ده دقیقه دیر اومدم..)وایسا الان حالتو میگیرم( بعد اشاره ای به شراره که ردیف اخر نشسته بود کردم و با
پوزخند)چه شجاع شدم( رو به استاد گفةم:
روبه استاد گفتم: ولی خانومه پناهیان بیشتره جلسه غیبت دارن یا دیر میان سر کلاس ولی شما هر دفعه اجازه دادین که بیاد داخل..آشکارا جا

دانلود رایگان رمان دلداده

خورد شراره هم رنگش زرده مایل به قهوه ای شد)مثه پی پی 😁 ( یبار با هم بیرون دست تو دست دیده بودمشون واسه همین با اعتماد به نفس
این حرفو زدم.. یه لبخند خبیث به همتی)همون استاد( زدم.. یه ادامسم از تو کیفم در اوردمو انداختم تو دهنم.. با خیال راحت از کلاس زدم بیرونو
درم محکم بستم که خودم یه متر پریدم بالا..یه نگاه به دوروبرم انداختم،وقتی دیدم کسی نیست خیلی شیک به راهم ادامه دادم…هندزفیریمو
گذاشتم تو گوشمو یه اهنگ بندری خیییلی خز پلی کردم..همینطور که نامحسچس قر میدادم از سالنم میرفتم بیرون…یه قری به ب*ا*س*نم
دادم..دو طرفه مانتومو گرفتم بالا یکم ر*ق*ص پا رفتم همزمان سرمم مثه دی جی تکون میدادم..پای چپمو گذاشتم جای پای راستمو به زور
خودمو چرخوندم..اهااا..کامل چرخیدم که ای کاش برنمیگشتم…
ای کاش برنمیگشتم…!!! یه پسر از این یقه آخوندیا پشتم وایساده بود رنگشم شده بود مثه گچ..هی ل*ب*شو گاز میگرفت..یه نگاه به کن

دانلود رایگان رمان دلداده

میکرد دوباره سرشو مینداخت زیر یه چیزیم زیر لب میخوند)فک کنم داره ورد میخونه..شبیه جادوگرا هم هست 😢 ( منم خیلی ریلکس یه چشم
غره بهش رفتمو گفتم: تو دیگه از کجا پیدات شد..مرده شورتو ببرن..بیریخت)بیریختم نبودا ولی من اون لحظه دوس داشتم بگم بیریخت( این
همه جا پشته سر من چیکار میکنی..گاوت گم شده؟! یا هاچی اومدی اینجا دنباله ننت میگردی؟؟!!)البته همه اینا اروم گفتما وگرنه پسره رنگشم
یکم بهش نزدیک شدم که یه قدم رفت عقب..وا این دیوونست..دوباره یه قدم رفتم جلو بازرفت عقب..من: هوی عمو..نه …)️☹ سفیدتر میشد
نه اخوی..برادر..یابو..نه نه اههه حالا هر چی، مگه میخوام بخورمت؟؟!.. پسره:استغفرالله.! من با چشای گرد شده:جنی شدی؟؟!.. برادر من
اینجاما رو زمینو چرا نگا میکنی؟؟چیزی گم کردی؟ میخوای بچه هارو بسیج کنم پیداش کنیم؟! با تعجب سرشو بلند کرد و گفت: شرمنده..خواهر

دانلود رایگان رمان دلداده

چیو پیدا کنن؟؟… اووف چه شوته..با یه لبخند شیطون نگاش کردم:نیمه گمشدتو!!! زرد کرد..خخخ بچه مردم به فنا رفت..اوخی نگاش کن چه
مظلوم سرشو انداخته پایین…یه لحظه سرشو بلند کرد دوباره انداخت پایین با پاشم رو زمین ضرب گرفته بود..یه دستمال از جیبش دراپرد
عرقشو خشک کرد)برادر هول کرد 😄 (…من: بابا آرتروز گردن گرفتی!بگیر بالا اون بی صاحابو..!! یاسین: اگ..اگه کاری ند..ندارید بنده رفع زحمت

کنم چون دیرم شده. واسا فک کنم..اووم..نه ندارم میتونی بری)خخخ انگار مستخدمشونه – 😁 ( بیچاره دوتا پا داشت یه هف هشتا دیگه هم
قرض گرفت از محل حادثه دور شد… منم خوشحال یه ادامس دیگه در اوردم گذاشتم تو دهنمو ایندفعه مثه ادم رفتم تو حیاط..یه نیمکت پیدا

دانلود رایگان رمان دلداده

کردم روش نشستم تا هم استراحت کنم)کوه کنده 😕 ( هم صب کنم تا کلاس تموم شه نهال عنتر بیاد…
چند دقیقه همینطورب واس خودم نشسته بودمو داشتم از فضای ازاد لذت میبردم!! که یهو یه از خدا بیخبری چنان زد پشت کمرم که رفتم با
دیوار جلویی سک سک کردمو برگشتم..چند لحظه با دهن باز و چشای گشاد شده از ترس به رو به روم خیره شدم..! بعد که حالم اومد سرجاشو
فهمیدم چیشده با عصبانیت برگشتم به پشتم نگاه کردم که ببینم کدوم کره خری بود که همچین حرکت زشتی تو محیط اموزشی انجام داده..اگه
پشتمو که نگا کردم دیدم بهلللههه اون کره خر )️☹ فلج میشدم چی؟؟اگه کسی منو نمیگرفت چی؟؟)از فکر شوهر اشک تو چشام جمع شد
کسی نیست جز نهال که ایشالله خودم کفنش کنم
با یه نیش گشاد که تا لوزالمعدشو میشد دید نگام میکرد..از عصبانیت قرمز شدم..نهالم که دید اوضاع خطریه بند کفششو محکم بستت..کولشو

دانلود رایگان رمان دلداده

سفت گرفتو شروع کرد به دویدن..عین اسب میدوید.!منم دنبالش..همینطور واسش خط و نشون میکشیدم: نهال به قرآن اگه دستم بهت برسه
تیکه بزرگت گوشته..! هیچ غلطی نمیتونی بکنی.. من:ماشالا دست که نیست یه تیکه اهنگه..اگه قطع نخاع میشدم میخواستی چه خاکی تو –
سرت بریزی؟؟.. نهال با نیش باز:خاک رس!! عوضی وایسا..اسطوره بدبختی وایسا.. نفسم دیگه در نمیاد..وایسا کاریت ندارم.. –
نهال: عه..زرنگی؟؟! من وایسم بعد تو بیای راحت جفتکاتو بندازی؟؟..)ابرویی بالا انداخت( نوچ عمرا.. عزیزم دیگه اونقدرا هم گاگول نیستم…
همینطور داشت میدوید منم دنبالش که یهو نفسم گرفت..صورتم کبود شد..نمیتونستم نفس بکشم..اه لعنتی.! من آسم داشتم..! مثه ماهی دهنم
باز و بسته میشد..دیگه نتونستم تحمل کنم..زانوهام خم شدو نشستم رو زمین.. واسه یه ذره هوا داشتم جون میدادم…. نهال که متوجه وضعیتم
شد خودشو پرت کزرد طرفم..! با نگرانی گفت: چیشدی النا؟ حالت خوبه؟!)اخه اینم سواله میپرسی..کوری،نمیبینی حالش بده؟ 😕 ( چرا اینجوری
شدی تو؟؟…دیگه داشت گریش میگرفت:النا نفس بکش عزیزم.. انگار یهو یادش اومد من آسم دارم)خسته نباشی..باهوش( سریع گفت:آسم

دانلود رایگان رمان دلداده

یارت باهاته النا؟!…به زور کلمو تکون دادم..با عجله کیفمو از رو زمین چنگ زد..اسپریمو بین اون همه خرتو پرت پیدا کردو گذاشت تو
دهنم..چندتا پیس زد..یه نفس عمیق کشیدم انگار دوباره زنده شده بودم..بریده بریده گفتم:خ..خدا..لعنتت..کنه…نهال بیشرف! داشتم..جون
5
میدادم! خاموش باش..حقت بود همینطوری ولت میکردم مثه گوجه له شده پخش بشی کف زمین بمیری..یه نون خور کمتر زندگی بهتر… یه –
فوش ناموسی زیرلب بهش دادم که گفت:شنیدم چی گفتیا منم گفتم که بشنوی عتیقه!! حالا هم کمک کن بلندشم بریم یه چیزی بخوریم دارم –
سقط میشم از گشنگی!…
دسته نهال رو گرفتمو بدو بدو رفتیم سمت سلف…به داخل سلاف نگاهی انداختمو سوتی کشیدم..چند نفر نزدیک ما بودن با تعجب برگشتن منو
نگا کردن..انگار دارن به یه بیمار روانی که تازه از بیمارستان فرار کرده نگا میکنن..گردنمو مثه غاز با عشوه تکون دادمو ایشی گفتم..خو چیه از
دهنم در اومد) 😕 ( نهال یه سقلمه زد تو پهلوم که اشکم دراومد!من:کصافط..اگه..بچم سقط میشد چی؟؟ نهال یه سقلمه دیگه زد تو پهلوم تا مثل
منو متوجه خودش کنه..به پسره که از همون اول چشمش رو ما بود بلند گفت:نزن بدبختو..سوراخش کردی!! نهال:میخواستم فضولشو بشناسم!

دانلود رایگان رمان دلداده

پسره با عصبانیت نگاش کرد که من به جای نهال شلوارمو خیس کردم..نهال:مردم چه پررو شدن..تو همه چی دخالت میکنن..راداراشونم که
همیشه خدا فعاله!! پسره سرخ شد..مثه گاوی که پارچه قرمز دیده با چند تا از دوستاش اومدن طرف ما…اول میخاستم سرمو بندازم زیر برم
اونورتر یعنبچی من با نهال نیستم ولی به قیافه زرد کرده ی نهال نگا کردم پشیمون شدم)بچمون دل رحمه 😐 ( پسره به ما که رسید رو به نهال
با داد گفت:چی گفتی؟؟فقط دلم میخواد یبار دیگه تکرار کنی..نهالم کم نیوردو گفت:مثلا اگه تکرار کنم میخوای چه گوهی بخوری؟! پسره کبود
شد..دستشو اورد بالا تا صورت نهالو آسفالت کنه که دستی از پشت دستشو گرفت….
با کنجکاوی به پشت پسره نگا کردم تا ببینم کی نهالو از آسفالت شدن نجات داده… با دین شخص مورد نظر اول با تعجب نگاش کردم ولی بعد
نیشم کم کم گشاد شد…بلند رو به نهال گفتم:عههه..این هاچه..!! نهال به چشم غره بهم رفت که یعنی فعلا خفه شو بعدن حسابتو میرسم…هاچ
اول یکم با تعجب نگام کرد بعد روشو کرد سمت پسره گفت:خوبیت نداره وسط دانشگاه بین این همه آدم دست رو یه خانوم بلند کنی!
پسره:شما کی باشین؟؟ یه بنده خدا..! یه سوتی کشیدمو گفتم:اوووف..چه جنتلمنگ) – 😂 ( خب آقایون داداشم ما دیرمون شده باید بریم..! اگه
دعوا شد بعدن واسه من تعریف کنین!!! یه نگاه به ساعتم انداختمو رو به نهال گفتم:بزغاله..دیرمون شد با بچه ها قرار داشتیم بریم
صفاسیتی..اخه مشنگ تو چرا یادم نمیاری؟؟! بدو الان شیده کلمونو میکنه. نهال:اووو یه نفس بکش..اخه بیمار روانی من چمیدونستم شما قرار
گذاشتین..! عه راس میگه ها..من:خب حالا کم غرغر کن..بپر بریم!…..

دانلود رایگان رمان دلداده

دانلود رایگان رمان دلداده

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه دلداده,رمان عاشقانه دلداده, رمان دلداده رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور دلداده, رمان عاشقانه صحنه دار دلداده, رمان عاشقانه ایرانی دلداده, رمان عاشقانه کوتاه دلداده, رمان عاشقانه ۹۸ia دلداده, رمان عاشقانه خارجی دلداده, رمان عاشقانه پلیسی دلداده, رمان عاشقانه دانلود دلداده, دلداده,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان دلداده,دانلود رمان دلداده برای موبایل,عکس شخصیت های رمان دلداده,دانلود رمان دلداده apk,دانلود رمان دلداده نگاه دانلود,رمان دلداده قسمت اول,دانلود رمان دلداده نسخه apk,دانلود رمان دلداده apk,رمان النا قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های افسون

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است