خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان رویای بلند

دانلود رایگان رمان رویای بلند

در دانلود رایگان رمان رویای بلند رمان عاشقانه و طنز جدید دیگری را برای شما قرار داده ایم که در مورد دختری به اسم گیسیاست که دختره مغروریه
این دختره مغروره قصه ما مجبوره بخاطره دلایلی یک سال پیش مادربزرگش زندگی کنهمادربزرگی که تابحال اونو ندیده و اتفاقاتی که واسه گیسیا توی این مدت می افته داستانی ساخته به اسمه رویای بلند رویایبلندقصه ی رازه قصه خنده ها وگریه ها قصه ی به زانو دراومدن دوتا مغرور توسط عشق….

دانلود رایگان رمان رویای بلند

نام رمانرویای بلند 

نویسنده : مهسا صفری 
ژانر:عاشقانه

خلاصه رمان:

دختری به اسم گیسیاست که دختره مغروریه
این دختره مغروره قصه ما مجبوره بخاطره دلایلی یک سال پیش مادربزرگش زندگی کنهمادربزرگی که تابحال اونو ندیده و اتفاقاتی که واسه گیسیا توی این مدت می افته داستانی ساخته به اسمه رویای بلند رویایبلندقصه ی رازه قصه خنده ها وگریه ها قصه ی به زانو دراومدن دوتا مغرور توسط عشق….

قسمت های ابتدای رمان را باهم می خونیم:

دانلود رایگان رمان رویای بلند

دانلود رایگان رمان رویای بلند

صبح ساعت هفت ازخواب بیدار شدم ودویدم ورفتم دست وصورتم روشستم اووف حالا فقط چهار ساعت طول
می کشه تا موهام روشونه بزنم سریع رفتم شونه رو از روی دراور برداشتم وشروع کردم به شونه زدن موهای
بلندم موهام خیلی بلند بود ازبچگی موهم روکوتاه نکرده بودم هنوز وسطای موهام بودم که یکی بامشت کوبیدم
توی سرم وگفتم : خاک برسرت گیسی ساعت شد 7:30 ازشونه کردن ادامه موهام منصرف شدم ودویدم رفتم
پایین پیش مامان وصدا زدم: مااامااان …مامان کجایی؟
-جانم گیسیا جان توآشپزخونه ام .

دانلود رایگان رمان رویای بلند

پله هاو سریع پایین دویدم وگفتم :وای مامان ساعت شد 7:30 من حاضر نشدم باباکجاس امروز باید من رو برسونه
مدرسه حسابی دیرم شده مامان موهام رو بباف..
بعدهمون طورکه نشستم روی صندلی شونه رودادم به مامان. مامان شونه روازم گرفت وگفت: سلام عزیزم صبحت
بخیر.. شب خوب خوابیدی؟
-ببخشید سلام .آره خوب بود .
-ازاین اخلاقا نداشتیم ها گیسیا خانوم ..
-آخه دیرم شده …
مامان چیزی نگفت وادامه موهام روبافت من هم دتشتم تند تند صبحونه ام رو می خوردم چند دقیقه بعد مامان
گفت: اگه صبحونه ات روخوردی پاشو حضرشو تابابا برسونتت .
باتعجب پرسیدم :تموم شد؟

دانلود رایگان رمان رویای بلند

– بله
باخوشحالی یه چرخ دورخودم زدم تا موهام دور خودم بچرخه وبعد هم ذوق کردم ورفتم تاحاضر بشم .
سریع لباس هام روپوشیدم ورفتم جلوی آینه وقیاافه مغرورم روتوش نگاه کردم ..همه بهم میگن خیییلی مغرور
وخشکم ولی بنظر خودم اصلا این طور نیست بالاخره هرکس همه چیزش غرورشه دیگه باید مواظبش باشه .
قیافه ژولیده ام روتو آینه نگاه کردم موهام از بالا محکم بستم ومقنه ام روپوشیدم ورفتم پایین طبق معمول مامان
وبابا داشتند درباره کاروسفرشون باهم حرف می زدند آخه قراره یه سفرکاری به تایلند داشتهباشند ومن هم
قراره باهاشون برم واسه این سفر روزشماری می کردم ودوست داشتم زودتر برم .
ازمامان خداحافظی کردم وبا بابا راهی مدرسه شدم .

دانلود رایگان رمان رویای بلند

ازماشین که پیاده شدم توی حیاط پرنیا رودیدم پرنیا بهترین دوستمه از پنچ سالگی باهم بزرگ شدیم میشه گفت
واسه هم مثل دوتاخواهریم .
رفتم پیش پرنیا وکلی ازدیدن هم ذوق کردیم وطبق عادتمون رفتیم ته کلاس ومشغول حرف زدن شدیم .
گیسیا: خب بگو ببینم سفرخوش گذشت؟
پرنیا: نه بابا .چه خوشیی؟ واسه تفریح که نرفته بودیم مامان بزرگم مریض بود رفتیم پیشش
-واااا پس پرستارش چی؟ دایی فرهادتم که نزدیکه بهش اون چرا نرفت؟
-پرستارش که مرخصی بود دایی فرهاد هم رفته بود سراغ حامد )پسردایی پرنیا(.
پرسیدم: مگه حامدکجارفته ؟

دانلود رایگان رمان رویای بلند

-توکه ازماجرای نازنین باخبری دیگه بعد این مدت که باهم دوست بودند بهو دختره گفت ماخونمون رو بردیم
اصفهان حامدهم مث آدمای دیوونه بلند شده رفته دنبالش ازطرفی چون با دایی دعواش شده بوده دایی فک
میکنه قهرکرده ورفته دیگه خبرنداره که رفته سراغ عشقش که …
ازحرفاش ناراحت شدم می دونستم که حامد رو دوس داره ماجرای این دوتا هم قصه ای داره واسه خودش خیلی
خلاصه بگم که یه سال پیش پرنیا پیشنهاد دوستی حامد رو که ازبچگی عاشقشه روقبول میکنه ولی یه مدت بعد
حامد پرنیا رو ول میکنه وبانازنین دوست میشه …..
نگاهی به پرنیا انداختم وگفتم:تقصیر خودته دیگه دختر گل .. اخه من چن بار بهت گفتم دست ازاین عشق
وعاشقی بردار دنیای دخترونه ات روبه چه قیمتی به حال الانت فروختی آخه ؟؟؟
چیزی نگفت من برای اینکه ازاون حالت درش بیارم گفتم : خوش به حالت خره من اینقدر دوست داشتم یه مادر
بزرگ مثل مال توداشتم .

دانلود رایگان رمان رویای بلند

بروبابا یه مادربزرگ داره نصف شمال مال اونه ها ..
-چه فایده تابحال اصلا ندیدمش …
-گیسی یعنی واقعا تابحال پسر عمودختر عموهات روهم ندیدی؟
-فقط یه بار اون هم وقتی دو سه ساله بودم تومجلس ختم پدربزرگم اون هم اصلا یادم نیست …
خلاصه این طوری بود که پرنیا روازفکر بیرون آوردم ولی خودم تا آخر ساعت رفتم توی فکر .
اون روز بعد ازمدرسه پرنیا اومدخونمون وشب هم که کلا خانوادگی خونمون دعوت داشتند…. بخاطر همین مثل
همیشه پرنیا موند پیشم وخونه نرفت .

دانلود رایگان رمان رویای بلند

عصرکه شدتصمیم گرفتیم باهم بریم بیرون ویه هوایی بخوریم بخاطرهمین زودغذامون روخوردیم وحاضر شدیم .
پرنیا که حسابی به خودش رسید یه شلوار دمپای مشکی با سارافن مشکی وزیرسارفنی وشال صورتی یه
رژصورتی هم زد منکه همیشه اینجور وقتا ژولیده بیرون میرفتم به اصرار پرنیا یه مانتو یشمی مدل دار پوشیدم
که دکمه های نگینی قرمز داشت یه شال یشمی باکیف وکفش ورنی وشلوار مثل همیش هم یکمی شالم رو عقب
کشیدم داشتم توآینه به گردنبندم نگاه می کردم که خیلی دوستش داشتم درسته طلا نبود ولی برام خیلی
باارزش بود به لاتین اسم خودم روش بود داشتم ازنگاه کردنش ذوق میکردم که پرنیا اومد وگفت : حالا اون
گیسوان پریشون احوالت هم که بافتی بنداز بیرون …
-هاااا؟؟؟
-چیه مگه به اون قشنگی
-عمرا همینم مونده

دانلود رایگان رمان رویای بلند

-چیه میترسی یکی تیکه بندازه بگه چرا دمت اینقد درازه؟؟ نترس بابا ببین من هم گذاشتم…
-اولا که اون یکی غلط کرده دوما دم تو کوتاست کسی کاری به کارت نداره حالا راه بیفت بریم ….
دوتایی ازخونه زدیم بیرون ساعت 6 بود من اصلا دوست نداشتم وقتی هوا تاریک میشه بیرون باشم ولی پرنیا
عشقش همین بود ..که البته بالاخره بااین عشقش کار دستم داد…
چندساعتی باپرنیا مشغول گشت وگذار شدیم تااینکه بالاخره خسته شدیم وروی یه نیمکت توی پارک نشستیم
تا استراحت کنیم من نگاهی به ساعتم انداختم وگفتم: ای وای پرنیا خیلی دیرشده توروخدا بیا برگردیم.
-اااااا گیسی اذیت نکن دیگه تازه داره خوش میگذره.
-پرنیا توکه مامان من رومیشناسی پنچ دقیقه دیرتر برسم خونه کل تهران رو دنبالم میگرده..
-واقعا ها دیگه سوگند جون هم زیادی نگرانته ..

دانلود رایگان رمان رویای بلند

باشه بابا پس بذار حداقل یه شیرکاکائو داغ بخوریم بعد بریم …
این روگفت وبعد هم بلند شد تابره شیر کاکائو بخره .
هواهم یه کمی سرد شدا بود بعداز اینکه نوشیدنی هامون رو خوردیم راه افتادیم که بریم قراربود امشبم پرنیا
پیشم بمونه . همون طور مشغول راه رفتن بودیم که احساس کردم پرنیا داره مشکوک میزنه پرسیدم: چته چرا
اینطوری میکنی؟
-گیسی یه چیز میگم نترسی ها….

دانلود رایگان رمان رویای بلند

دانلود رایگان رمان رویای بلند

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه رویای بلند,رمان عاشقانه رویای بلند, رمان رویای بلند رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور رویای بلند, رمان عاشقانه صحنه دار رویای بلند, رمان عاشقانه ایرانی رویای بلند, رمان عاشقانه کوتاه رویای بلند, رمان عاشقانه ۹۸ia رویای بلند, رمان عاشقانه خارجی رویای بلند, رمان عاشقانه پلیسی رویای بلند, رمان عاشقانه دانلود رویای بلند, رویای بلند,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان رویای بلند,دانلود رمان رویای بلند برای موبایل,عکس شخصیت های رمان رویای بلند,دانلود رمان رویای بلند apk,دانلود رمان رویای بلند نگاه دانلود,رمان رویای بلند قسمت اول,دانلود رمان رویای بلند نسخه apk,دانلود رمان رویای بلند apk,رمان رویای بلند قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان هایمهسا صفری 

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است