خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

در دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار رمان عاشقانه دیگری برای شما قرار داده ایم که در مورد دختری هست که از عشق فرار می گرد ولی مگه میشه تا ابد ازش فرار کرد و وقتی به این کلمه وابسته شد کسی که اشکاش نفسم رو میبرید فقط یه چیز بهمش گفت ازت متنفرم  ولی نمیتونستم فراموشش کنم پس به خودم قول دادم به هر قیمتی شده به دستش بیارم و…

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

نام رمان: زیباترین اجبار

نویسنده : MELika_n_p 

تعداد صفحات : 322

ژانر :  طنز. کل کلی. عاشقانه

خلاصه رمان:

در مورد دختری هست که از عشق فرار می گرد ولی مگه میشه تا ابد ازش فرار کرد و وقتی به این کلمه وابسته شد کسی که اشکاش نفسم رو میبرید فقط یه چیز بهمش گفت ازت متنفرم  ولی نمیتونستم فراموشش کنم پس به خودم قول دادم به هر قیمتی شده به دستش بیارم و…

قسمت های ابتدایی رمان را باهم می خونیم:

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

خدایا گریه چرا اینقدر کنده نت
-ای بابا
بابا- جانم بابا
-نه ببخشید با شما نبودم
-چی شد بیتا نتایج امتحان اومده
-اگه این اینترنت به ظاهر محترم سرعتش رو ببره بالا میفهمم چی قبول شدم
عه اومد
خب خب بیتا توانا بیتا توانا بیتا توانا
جیغ زدم -ای جون بابا
-جانم چی شده
-دندان پزشکی قبول شدم هورااا

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

پریدم بغل بابا و ب*و*سیدمش
بالاخره رشته ای که میخواستم قبول شدم
آخ ببخشید خودمو معرفی نکردم من بیتا هستم بیتا توانا ۱۸ سالمه و این اولین
سال دانشگاهمه خیلی خوش حالم
رفتم تو آشپزخانه و مامان رو هم ب*و*سیدم و زودی رفتم تو اتاقم و زنگ زدم
به تیبا رفیق شفیقم
-تیبا حدس بزن چی شده زود باش حدس بزن
زیباترین اجبار 5
تیبا -محلت بده دختر
خب بزار ببینم آها دندون پزشکی قبول شدی
-افرین
-وای بیتا منم دندون پزشکی قبول شدم دیدی
-نه من اسم خودمو دیدم دیگه به بقیه سر نزدم
-میگم

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

-هان بگو
-بیا کافه همیشگی پای تلفن حرف زدن مزه نمیده
-موافقم تا ۳۰ دقیقه دیگه اونجام بای
-بای
زودی رفتم لباسااام رو با لباس بیرونی عور کردم و جلوی اینه ایسااتادم و
مشغول مرتب کردن شال قهوه ایم بودم که خیلی به موهای قهوه ایم میومد
راستش من پایین موهامو رنگ کردم به نظرم خیلی خوجل شده زرد و قهوه ای
به هم میان تازه با چشمای عسلیم هم سته
خب زودی گوشیم رو گذاشتم تو کیف مشکیم و رفتم بیرون
باربد- کجا با این عجله جقل جونم
-الان موندم ماچت کنم یا همچین بزنمت زمین رو ماچ کنی
-مگه جرات داری بزنی
براش زبون در آوردم و لپش رو ب*و*سیدم
-داداشی دارم میرم همون کافه ای که همیشه با تیبا میرم
-باشه برو به سلامت

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

راستی قبول شدنت هم مبارک
-ممنون داداشی ب*و*س ب*و*س بای
-مثل آدم بگو خدافظ بای چیه
-چشم خدانگهدار خانواده گرامم
-خداحافظ
باربد داداشمه که 2 سال ازم بزرگتره

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

خب از حیاط خوش رنگ و پر گلمون رد شدم و به در خونه ر سیدم وقتی پامو
از در گذاشتم بیرون آروم و با وقار مثل یه خانم محترم راه میرفتم نه مثل یه بچه
جیغ جیغو چون دوست ندارم بعدن مردم بگن نگا دختر آقای توانا اله و بِله
خب کافه تا خونه ما زیاد فاصله نداشت به خاطر همین پیاده رفتم
رسیدم دم کافه تیبا پشت یه میز دونفره نشسته بود
-سلام تیبا جونم
-سلام بیتا خودم خوبی بشین بینم
نشستم گارسون اومد
گارسون- همون همیشگی؟
-بله ممنون

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

گارسااون رفت و منو تیبا مشااغول حرف زدن شاادیم خدایی خیلی خوشااحال
بودیم آخه از وقتی راهنمایی بودیم آرزوی رسیدن امروز رو داشتیم
گارسون اومد و قهوه و کیک شکلاتی رو جلوی منو تیبا گذاشت
گارسون-چیز دیگه ای میل ندارید
-نه ممنون
همینجوری که قاشق پر عسل رو تو قهوه میچرخوندم با تیبا هم حرف میزدم
تیبا- بیتا
-هان
-عسل که هیچ قاشق هم حل شد
-هان
نگا قهوه کردم تیبا راست میگفت چقدر آخه هم میزنم
قهوه و کیک رو خوردیم
تیبا- بیتا یه پسره زل زده به تو

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

-بزار نگا کنه تا چشش دراد ایش خوشگل ندیده بدبخت
تیبا آروم زد زیر خنده وای خدا حالا یکی باید دهن اینو بگیره آبرومون نره
-تیبا بسه دیوونه
-یعنی اعتماد به نفست تو حلقم
-خفه نشی
-نمیشم پاشو بریم خوشم نمیاد به دوستم نگاه بد بکنن
-ای دوستت فدات بشه
رفتیم و پول قهوه و کیک رو حساب کردیم بعدم از کافه خارج شدیم
تیبا- وای بیتا
-جان
-داره میاد دنبالمون

-ای بابا

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

-چه کنیم
-هی خدایا آخه از چی میترساای اومد ردش میکنیم ساایریش شااد هردومون
بیخودی دفاع شخصی نرفتیم حسابشو میرسیم
یکم رفتیم جلو تر یه تاکسی گرفتیم و آدرس رو دادیم
اگه پیاده میرفتیم راه خونه رو پیدا میکرد بدبخت میشدیم
خب رسیدیم خونه تیبا
تیبا- خب فردا میبینمت
-باشه بای
-بای
آقا لطفا برید به این آدرس
-چشم
و حرکت کرد خونه ما
-سلام اهل خانه عشقتون اومد
باربد -سلام بر خواهر خلم عه ببخشید گلم
-بارببببببد
-جانم آبجی عه گریه نکن الان بابا میاد میکشتم

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

دانلود رایگان رمان زیباترین اجبار

 

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه زیباترین اجبار,رمان عاشقانه زیباترین اجبار, رمان زیباترین اجبار رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور زیباترین اجبار, رمان عاشقانه صحنه دار زیباترین اجبار, رمان عاشقانه ایرانی زیباترین اجبار, رمان عاشقانه کوتاه زیباترین اجبار, رمان عاشقانه ۹۸ia زیباترین اجبار, رمان عاشقانه خارجی زیباترین اجبار, رمان عاشقانه پلیسی زیباترین اجبار, رمان عاشقانه دانلود زیباترین اجبار, زیباترین اجبار,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان زیباترین اجبار,دانلود رمان زیباترین اجباربرای موبایل,عکس شخصیت های رمان زیباترین اجبار,دانلود رمان زیباترین اجبارapk,دانلود رمان زیباترین اجبار نگاه دانلود,رمان زیباترین اجبارقسمت اول,دانلود رمان زیباترین اجبارنسخه apk,دانلود رمان زیباترین اجبار apk,رمان زیباترین اجبارقسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان هایMELika_n_p 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است